آیت‌الله میردامادی: آیت‌الله کاشانی گفت: بعد از آیت‌الله بروجردی،«بروید سراغ حاج‌آقا روح‌الله.»


هدایت پرس: نماینده تام‌الأختیار آیت‌الله نوری همدانی گفت: آیت‌الله کاشانی پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، خطاب به گروهی که درباره‌ی مرجع بعد از آیت‌الله بروجردی از وی سؤال کرده بودند، چنین پاسخ داده بود: «بروید سراغ حاج‌آقا روح‌الله.»


به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت پرس؛ برگ‌های تقویم را که ورق می‌زنیم به ایستگاه ۳۰ تیر که روز بزرگداشت مرحوم آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی(ره) نامیده شده است می‌رسیم؛ در سحرگاهی مبارك از سال ۱۲۶۴ شمسی در تهران، سپیده‎ای نمایان گشت كه او را «ابوالقاسم» نامیدند. پدرش، آیت‌الله حاج سید مصطفی كاشانی، از علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود كه در سال ۱۲۸۰ شمسی از ایران به نجف اشرف هجرت كرد و به تحقیق و تدریس پرداخت.

سید ابوالقاسم كه در این هنگام، جوانی شانزده ساله بود ـ همراه پدر عازم نجف اشرف گردید و در آن جا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و دیگر اساتید، دوره سطح را به پایان برد و سپس در درس آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی و آیت‌الله آخوند خراسانی شركت جست.او از همان آغاز جوانی به نكته سنجی و دقت نظر مشهور شده و در دانش سرآمد بود؛ به طوری كه در ۲۵ سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و بزرگانی مانند آیت‌الله شیخ الشریعه اصفهانی، آیت الله آقا ضیاءالدین عراقی و آیت الله صدر در نوشته‎های خود، مقام علمی‎اش را با القابی نظیر «شكافنده دریای علم»، «كلید در گنج‌های دقیق» و… ستودند و آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی، تقلید از وی را تأیید می‎نمود. به همین مناسبت و به منظور بررسی بیشتر شخصیت این عالم بزرگوار و مجاهد، با آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی، محقق و نویسنده حوزوی گفتگویی انجام دادیم که در ادامه از نظر می‌گذرد.

از زمان آشناییتان با آیت‌الله کاشانی بفرمایید؟

بنده در زمان آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی نوجوان بودم و حدود ۱۵ سال بیشتر نداشتم و برای درس طلبگی به مدرسه جده بزرگ اصفهان رفتم و در اصفهان که مشغول درس و بحث بودم و اسم آقای کاشانی را در اصفهان شنیدم و سخنرانی‌ها و برنامه‌های ایشان را در روزنامه‌ها و رادیو، تلویزیون دنبال می‌کردم.

 ایشان با حکومت وقت که محمدرضا شاه پهلوی بود مبارزه کرد و مسئله ملی شدن صنعت نفت را مطرح کرد در این موقع نفت در اختیار خارجی‌ها( آمریکا و انگلیس) بود و شاه هم نوکر آمریکا و انگلیس بود. پس از ترور رزم‌آرا هیچ كس جرأت مقاومت در برابر طرح ملی شدن صنعت نفت را نداشت. از این رو با تلاش تعداد كمی از نمایندگان مجلس، در ۲۴ اسفند ۱۳۳۹، طرح ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و در ۲۹ اسفند همان سال از تصویب مجلس سنا نیز گذشت و به این ترتیب در اثر تلاش و فداكاری مردم به رهبری آیت‌الله كاشانی یكی از آرزوهای ملت ستمدیده ایران، به ثمر نشست.

حسین علاء كه پس از رزم آرا به نخست وزیری رسیده بود، بیش از دو ماه دوام نیاورد. بعد از استعفای علاء، دكتر مصدق در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخست وزیری رسید و آیت الله كاشانی در حمایت از او اعلام داشت كه دست وی را در انتخاب وزیران باز خواهد گذاشت و هیچ گونه دخالتی در این باره نخواهد كرد. او برای پشتیبانی از دولت دكتر مصدق در برابر كارشكنی‎ها و تهدیدهای انگلستان، مردم را به اجتماع در میدان بهارستان فراخواند و طی پیامی كه برای اجتماع كنندگان فرستاد، آنان را نسبت به كارشكنی‎های انگلیس در همدستی آمریكا با وی، آگاه كرد.

منزوی کردن آیت‌الله کاشانی

 در این هنگام استعمار انگلیس برای ضربه‌زدن به جبهه انقلابیون، نقشه ترور شخصیت آیت‌الله كاشانی را اجرا كرد و از رو تبلیغات وسیعی علیه او به راه انداخت و دشمنان آگاه و دوستان نادان دست به دست هم داده تا به آرزوی نامیمونِ استعمار جامه عمل بپوشانند و ضمن ایجاد شكاف بین مصدق، خانه آیت الله كاشانی را با مواد آتش زا، چوب و سنگ مورد حمله قرار دادند. با این حال، وقتی این روحانی دلسوز نسبت به دولت مصدق احساس خطر كرد در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ نامه‎ای به مصدق نوشت و او را از وقوع یك كودتا به دست زاهدی آگاه كرد. ولی با تأسف در اثر بی‎توجهی، سهل انگاری و همكاری مصدق با عوامل كودتا، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرلشكر زاهدی به كمك آمریكا كودتا كرد و مصدق بدون هیچ گونه مقاومت شایسته‎ای كشور را به دشمن سپرد و نتایج سال‌ها تلاش و فداكاری ملت بر باد رفت.

انقلاب ۱۹۲۰ عراق

او در این انقلاب نقشی یگانه داشت، آیت الله كاشانی به منظور آماده كردن مردم و سران عشایر برای مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به كاظمین رفت و آن جا را برای شروع یك حركت انقلاب برگزید. با آغاز فعالیت‎های ضداستعماریش، علمای بزرگی چون آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی و شیخ الشریعه اصفهانی با نوشتن نامه‎هایی به یاری وی برخاستند و به دنبال آن، عمده‎ای از سران عشایر نیز به تأیید حركت او پرداختند.

پس از آن كه راههای مسالمت آمیز برای استقلال عراق به نتیجه نرسید، آیت الله كاشانی عده‎ای از علمای حوزه، بزرگان عشایر و سران عرب را در پانزدهم شعبان ۱۳۳۸ ق. به منزل خود در كربلا فراخواند. و مسأله قیام مسلحانه بر ضداستعمار انگلیس را به بحث گذاشت. در آن جلسه مخفیانه تصمیم بر آن شد كه پنج نفر از شركت كنندگان، مسأله را با آیت الله شیرازی در میان بگذارند و آنان نیز پس از صحبت با آن مرجع بزرگ، از او اجازه قیام مسلحانه گرفتند.

با شروع نبرد بین انقلابیون و نیروهای انگلیسی، آقای كاشانی از آیت الله شیرازی فتوای جهاد گرفت و به این ترتیب قیام در سرتاسر مناطق اشغالی فراگیر شد و بعضی از شهرها و مناطق بدست مسلمانان آزاد گردید.

پس از شكست انقلاب عراق، او به تقاضای عده‎ای از مردم عراق و سران عشایر برای در امان ماندن از كینه استعمار انگلیس، عازم ایران گردید و بعد از چند روز توقف در شهر قم، در سی‎ام بهمن ۱۲۹۹ وارد تهران شد.

آیت‌الله میردامادی در پاسخ به این سؤال که چه ویژگی‌هایی آیت‌الله کاشانی را در تاریخ ایران ماندگار کرد؟ گفت: او از جوانی دارای افكار آزادی‌خواهانه و ستم ستیز بود و از این رو در منطقه‎ای به وسعت جهان اسلام با استعمار و استبداد وارد مبارزه شد. آیت‌الله كاشانی در نهضت مشروطه، مشاور شخصیتی چون آیت‌الله آخوند خراسانی (از رهبران اصلی نهضت) بود و او را در تصمیم‌گیری و تنظیم اعلامیه‎ها یاری می‎داد.

در جنگ جهانی اول كه نیروهای انگلیسی بعضی از شهرهای عراق از جمله «فاو» و «بصره» را اشغال كرده بودند، آیت الله كاشانی به دلیل جوان بودن و پرشورتربودن، در صف اول نبرد علمای شیعه با متجاوزین قرار داشت، آنان با جنگ‌های چریكی و پی در پی، نیروهای دشمن را در منطقه «كوت العماره» زمین‌گیر كردند و سرانجام پس از هیجده ماه جنگ و مقاومت، به كمك دولت عثمانی، نیروهای انگلیسی را وادار به تسلیم نمودند.

انتقام جوئی استعمار

با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، استعمار انگلیس كه از مبارزات آیت الله كاشانی در عراق ضربات سختی خورده بود با شایع كردن همكاری او با آلمانی‌ها، تصمیم به دستگیری‎اش گرفت تا بدون مزاحمت وی بتواند در انتخابات دوره چهارم دهم مجلس دخالت كند. به همین منظور در خرداد ۱۳۲۲ چند افسر انگلیسی برای دستگیری آن روحانی مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشیاری و فداكاری یارانش ناكام ماندند. آیت‌الله كاشانی به ناچار مخفی گردد.

كاشانی مدت یك سال، مخفیانه به مبارزه‎اش ادامه داد تا این كه انگلیسی‌ها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شمیران) باخبر شده و او را دستگیر كردند. با وجود این كه وی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب گردیده بود، به دستور فرستاد ارتش متفقین، از لیست اسامی نمایندگان حذف شده و به زندان روس‌ها در رشت فرستاده شد. او پس از چندی به زندان انگلیسی‌ها در اراك و سپس به زندانی در كرمانشاه منتقل گردید. سرانجام پس از تحمل یك سال و چهار ماه زندان در سخت‎ترین شرایط، در ۲۴ مرداد ۱۳۲۴ آزاد گشت و روز جمعه، سی و یكم شهریور، میان انبوه استقبال كنندگان وارد تهران شد.

ارتباط آیت‌الله کاشانی با امام خمینی

اختلافی که بین دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی افتاد اینقدر رسانه‌ها، تلویزیون، مطبوعات بر علیه آیت‌الله کاشانی صحبت می‌کردند این مرد خانه نشین شد به قدری ایشان ناراحت بود که مرحوم امام خمینی(ره) که این موقع نوجوان و حدود ۱۵ سال داشت در این دوران نوجوانی مرید آیت‌الله کاشانی بود و در تاریخ می‌نویسند که مرحوم امام خمینی که در قم جز مدرسین بود هر چند وقت یکبار به تهران می‌آمد و به منزل آیت‌الله کاشانی می‌رفت و با ایشان تبادل نظر می‌کرد.

از امام خمینی(ره) نقل است که فرموده بودند به قدری بر علیه آیت‌الله کاشانی سخنرانی شده بود و روزنامه‌‌ها، رسانه‌ها و تلویزیون صحبت کردند تمام مردم از آیت‌الله کاشانی فاصله گرفته بودند ودیگر مرحوم کاشانی منبر و مسجد نمی‌رفتند.

و از امام خمینی(ره) نقل است که در مجلس ختمی که  برای یکی از روحانیون تهران شرکت کرده بودم و عده‌ای زیادی از روحانیون و عموم مردم در این مجلس ختم بودند دیدم آیت‌الله کاشانی هم در این مجلس ختم وارد شدند یک نفر جلو ایشان بلند نشد که به آیت‌الله جایی برای نشستن بدهند و حتی بعضی از  روحانیون هم نسبت به ایشان بدبین شده بودند و امام خمینی گفت من جایی برای ایشان معین کردم و ایشان کنار من نشستند.

بعد از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی

نماینده تام‌الأختیار آیت‌الله نوری همدانی گفت: آیت‌الله کاشانی پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی، خطاب به گروهی که درباره‌ی مرجع بعد از آیت‌الله العظمی بروجردی از وی سؤال کرده بودند، چنین پاسخ داده بود: «بروید سراغ حاج‌آقا روح‌الله.»

رحلت آیت‌الله کاشانی

سرانجام روحانی مجاهد با دلی پرخون از شكست نهضت و برقراری دوباره حكومت فساد، در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ چشم از جهان فروبست و پیكرش در میان انبوه مشتاقان تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام تشییع گردید و بین مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاك سپرده شد.

آیت‌الله کاشانی در یک جمله

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی در پایان در یک جمله آیت‌الله کاشانی را معرفی کردند و افزودند: نابغه کشور، بی‌نظیر در دوران خودش و عالم به تمام معنا  بود و نابغه به کسی می‌گویند که کاری می‌کند که افراد دیگر این کار را نمی‌توانند انجام دهند منحصر به این یک نفر است مثل یک بچه پنج ساله که قرآن را حفظ کند و آیت‌الله کاشانی  کسی بود که در سن ۲۵ سالگی به اجتهاد رسید و در دوران جوانی با پهلوی، آمریکا و انگلیس مبارزه کرد.

گفتگو از علیرضا برومند




آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی روضه‌خوان امام حسین(ع) بود


فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع) گفت:آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی خوابی می‌بیند که روضه‌خوانان امام حسین(ع) در قیامت شفاعت شدند و بدون معطلی به حساب و کتابشان می‌رسند به همین سبب تا زنده بود روضه خانگی در منزلشان برپا می‌کرد و برای امام حسین(ع) منبر می‌رفت و روضه می‌خواند.


به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت پرس؛در راستای معرفی علما و خادمان دین در این گزارش به گوشه‌ای از زندگی مرحوم آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی(ره) که از مراجع معظم تقلید بودند می‌پردازیم به همین سبب به سراغ آیت‌الله سید باقر آيت میردامادی، نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی، استاد اخلاق، نویسنده و پژوهشگر حوزوی و امام جماعت مسجد جامع امام http://uupload.ir/files/dioi_untifffffffffffffffffffffffffed-1.jpgرضا(ع)  رفتیم و با ایشان به گفتگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ؛ مرحوم آیت‌الله العظمی آقای سید عبدالهادی شیرازی؛ این مرد بزرگوار یکی از بزرگان و علمای طراز اول اسلام بود. من اسم ایشان را شنیده بودم ولی در دوران خیلی قبل حدود ۵۰ سال پیش به نجف و کربلا مشرف شدم و در این مکان مقدس آيت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی را دیدم و اسم ایشان را در اصفهان هم شنیده بودم به منزلشان که در نجف بود رفتم و با ایشان ملاقاتی داشتم و بسیار، بسیار مرد بزرگوار و  خیلی متواضع بود و در این زمان ایشان مجتهد مسلم و از مراجع تقلید بودند و در نجف اشرف تدریس داشت و شاگردان خیلی خوب و مبرز و با اهمیتی داشت. در این مکان مقدس با ایشان آشنا شدیم و عرض  ارادتی به ایشان کردیم و مرخص شدیم. آیت‌الله العظمی بروجردی در قم بودند و بنده از ایشان تقلید می‌کردم  وقتی که آیت‌الله العظمی بروجردی رحلت کردند بعد از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی چند نفری به عنوان مرجع تقلید انتخاب شده بودند که همه آنها باسواد، دانشمند و خوب بودند و شناخته شده بودند از  میان این مراجع تقلید آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی به خاطر ارادتی که به ایشان داشتم و کلاس درس ایشان را دیده بودم و نظر طلاب و روحانیون نسبت به ایشان را شنیده بودم؛ همه نظرشان مثبت بود و هیچ کدام نسبت به علمیت و اجتهاد ایشان صحبتی نمی‌کردند و بنده بدون درنگ مقلِد آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی شدم و خانواده هم سفارش کردم از ایشان تقلید کنند و هر کسی به من مراجعه می‌کرد که از چه کسی تقلید کنم؟ من آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی را معرفی می‌کردم و نتیجتاً یک مدت کوتاهی حدود یک سالی بعد از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی زنده بودند و واقعا حیف بود که زود از بین ما برود و آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی از مراجع خیلی گسترده و با عظمت بود وقتی رحلت کرد ، بزرگان اصفهان مجلس تحریمی برای  ایشان در مدرسه علمیه چهار باغ اصفهان(امام جعفرصادق(ع)) برگزار کردند و سخنران این مراسم مرحوم هاشمی رفسنجانی بود.

یکی از امتیازهایی که آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی داشتند این بود خیلی اهل تظاهرات  نبود خیلی عفیف، ساکت، آرام و هیچ نماینده‌ای نداشت و  زندگی بسیار ساده‌ای داشت و غذاهای عادی و معمولی می‌خوردند.

ویژگی خاص آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی این بود که خیلی بی ریا بود و هیچ محافظی نداشت؛ معمولا مراجع مکان‌هایی که می‌خواهند بروند محافظی همراهشان است ولی ایشان تنها به مکان‌های مختلف می‌رفتند و ادعا نداشت که من دشمن دارم، طرفدار دارم، تنها به مکان‌های مختلف می‌رفتند.

علت نابینایی آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی

  در دوران جوانی ایشان با دسیسه‌های آمریکا و انگلیس چشمانشان را از دست داد و نابینا شد و دلیل آن هم این بود که آیت‌الله العظمی  سیدعبدالهادی شیرازی(ره) محبوب القلوب همه مردم بود و حتی اهل سنت هم ایشان را دوست داشتند به علت بیماری که داشتند چشمشان کم می‌دید و به بیمارستان برای درمان رفتند ولیکن یک عده قلیلی که با مذهب تشیع و با ایشان مخالف بودند چشمان ایشان را در بیمارستان کور کردند و ایشان برای همیشه نابینا شد. کسی را که کور کنند مثل این است که بکشند او را مخصوصا یک مرجع تقلیدی که سر کارش با کتاب و مطالعه است حیاتش با مطالعه است وقتی نابینا بشود ضربه بزرگی به کارش می‌خورد.  ۲۰ سال نابینا بود و از دار دنیا رفت؛ در نجف اشرف مدفون است ولی ایشان فقه در سینه‌اش بود یعنی تمام مسائل فقهی در ذهنشان بود و نیاز نداشت به کتاب مراجعه کند و نقل می‌کنند که خود  ایشان می‌گفت با وجود اینکه من چشمم نابینا است و نمی‌توانم مطالعه کنم و مسائل را  بررسی کنم ولی یک دوره فقه کامل در ذهنم است.

خواب آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی و اهتمام ایشان به روضه خانگی

آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی خوابی می‌بیند و در کتاب‌هایم این مطلب را نوشته‌ام که شهادت امام حسین(ع) و عزاداری اباعبدالله که چقدر اهمیت دارد و این مطلب را از ایشان که در مورد  عظمت امام حسین(ع) است را  در کتاب‌هایم ذکر کردم؛ ایشان یک خوابی  می‌بیند که رحلت کرده است و روز قیامت و صحرای محشر است ایشان هم در صحرای محشر حاضر است یک گوشه‌ای با یک عده دیگر ایستاده بوده که ببیند که تکلیفش چیست و کجا باید برود و حساب کتابش کی شروع می‌شود؛ می‌گویند که ایشان همین طور ایستاده بود بعد مشاهده کرد یک جمعیتی  آمدند بدون اینکه معطل شوند رفتند جلو می‌پرسد که این‌ها چه کسانی بودند که زود رفتند به حساب و کتابشان رسیدند ما را نگه داشتند گفته می‌شود که ایشان روضه‌خوان‌های امام حسین(ع) و مداحان امام حسین(ع) بودند آنهایی که برای امام حسین(ع) روضه می‌خواندند شفاعت شدند و رفتند ایشان از خواب بیدار می‌شود و تصمیم می‌گیرد که دهه محرم مجلس روضه در خانه‌اش‌ بگیرد و خودشان هم منبر می‌رود و روضه می‌خواند و عمامه را از سرشان بر می‌داشتند و شروع می‌کردند به سینه زدن، نوحه و روضه  خواندن و تا زنده بود این برنامه را ادامه داد. و تأکید می‌کرد که می‌خواهم اسمم جزو سینه زنان و عزاداران  و مصیبت خوانان امام حسین(ع) باشد.

http://uupload.ir/files/e7g_dddddddddddddddddddddddddddddddddddddddddd.jpgاگربخواهید در یک جمله ایشان را معرفی کنید چه می‌فرمایید؟

آیت‌الله سید باقرآیت میردامادی در پایان با اشاره به حدیثی ازامام حسن عسکری(ع) که درباره وجوب تقلید از مراجع و فقهاء است «فاما من كان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا لهواه، مطيعا لامر مولاه، فللعوام ان يقلدوه» گفت: از امام حسن عسکری(ع) روایت است که اگر مرجع تقلید این شروط را رعایت کند عوام می‌توانند از این مرجع، تقلید کنند و این شروط آن است: مرجع تقلید تمام دستورات اسلام را اجرا کند و عمل واجبی نباشد که خدایی ناخواسته ترک کند، دینش را به تمام معنا عمل کند  و حرف خدا را قبول و عمل کند و مخالفت با نفس هم داشته باشد و هر چه دلش می‌خواهد انجام ندهد بر عوام و آنهایی که درس نخوانند است که از یک چنین عالمی که این چنین شرایط را دارد  تقلید کنند و آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی مصداق این روایت بودند؛ در دوران جوانی در دوران پیری گناهی از ایشان سر نزد و واجبی از ایشان ترک نشد و همین طور عمل خلافی هم انجام ندادند و واجبی هم نبوده که به آن عمل نکند ایشان به حد نهایت من یقین دارم تمام این  شروط را که گفته شد انجام داده بودند.




حکایت آیت‌الله میلانی و روضه حضرت زينب(س) در بیان استاد انصاریان

به گزارش هدایت پرس؛ حجت‌الاسلام والمسمین استاد شیخ حسین انصاریان در کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته است: 

يكي از افرادي كه تمام اعمال خود را با اخلاص انجام مي داد، آيت الله سيّد محمّد هادي ميلاني[۱] بود. حالت معنوي ايشان زبانزد عام و خاص بوده است.

بنده در دوران جواني با ايشان ارتباط زيادي داشتم و در طول حياتم، فردی همانند ایشان را درك نكردم. ايشان در شهر مقدّس مشهد مشغول تدريس علوم و معارف اسلامي بود. روزي در مشهد خدمت ايشان رسيدم، ايشان به بنده محبّت زيادي داشتند، پس از دقايقي به ايشان گفتم: «اگر اجازه دهيد، از محضر شما مرخّص شوم.» در پاسخ گفت: «به کجا می روی؟» گفتم: «در مسافرخانه اي اتاقي كرايه كردم و شب ها را در آنجا سپري مي كنم.» او گفت: «به مسافرخانه نرو؛ همين جا نزد من بمان و از طرف من به زيارت حضرت امام رضا(ع) برو.» در ادامه گفت: «ميان زائران بومی شهر مقدّس مشهد و زائران غیر بومی، تفاوت هايي وجود دارد؛ زيرا حضرت امام رضا(ع) به زائران بیرونی، عنايات ويژه اي دارد. از طرف من در حرم، زيارت حضرت امام رضا(ع) را بخوان و رو به ضريح مطهر به حضرت بگو: محمد هادي گفت: از پروردگار بخواهيد تا من در حال مسلماني بميرم.» لحظه اي به خود لرزيدم؛ سپس خود را براي زيارت رضوی آماده كردم؛ ايشان مقداري از مسير را براي بدرقة بنده طي كرد و به منزل بازگشت. حقیر نيز به نيابت از ايشان زيارت كرده و تقاضاي او را با حضرت امام رضا(ع) در ميان گذاشتم.

چند سالي از اين واقعه گذشت که بنده در يكي از شهرهاي دوردست، خبر رحلت ايشان را شنيدم. بعد از گذشت چند روز خود را به مشهد رسانده و به خانوادة ايشان تسليت گفتم. به فرزند ايشان گفتم: «آيا در لحظة وفات، نزد پدر بوديد؟» با شنيدن اين سخن بسيار گريست و گفت: «بله، ايشان سه روز قبل از مرگ در كُما و بيهوشي كامل به سر مي برد، بعد از گذشت سه روز، ناگهان چشمان خود را باز كرده و مرا صدا زد، تمام خانواده از مشاهدة اين منظره، خوشحال شديم؛ وقتي حال شان بهتر شد رو به من گفت: من تا دقايقي ديگر از دنيا مي روم، از تو به عنوان پدرت درخواستي دارم و آن درخواست این است که در این حالت برایم روضة حضرت زینب(س) بخوانی. همان روضه اي كه حضرت زينب(س) به كنار بدن مطهر برادرشان آمد! من هم درخواست پدر را اجابت كردم. وقتي در حال روضه خواني بودم، اشك تمام صورت ايشان را فرا گرفت و با همين حال، از دنيا رفت.»

 

———————————————————————-

[۱]. سیّد محمّد هادی میلانی(زاده ۱۲۷۳ در نجف و درگذشته ۱۳۵۴ در مشهد): از مراجع تقلید شیعه ایرانی است. اجداد او همه  از سادات حسینی شهر مدینة منوره و از فرزندان علی بن الحسین(ع) بودند. وی در فقه، فلسفه و تفسیر توانا بود. او در احیای حوزه علمیه مشهد کوشید. از آثار علمی اوست: محاضرات فی الفقه الامامیة، قادتنا کیف نعرفهم؟، تفسیر سوره جمعه و تغابن، مختصر الاحکام (دانشنامه آزاد، با تلخیص).

 

برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان




آیت‌الله خوشوقت مدافع ولایت فقیه و رهبری بودند

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی در گفتگو با  پایگاه تحلیلی هدایت‌پرس؛

آیت‌الله  خوشوقت مدافع ولایت فقیه  و رهبری بودند


هدایت پرس: حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی گفت: حضرت آیت‌الله عزیزالله خوشوقت، ارتباط دائمی و ملاقات‌های مستمری با مقام معظم رهبری داشته‌اند و به کرات در درس‌های اخلاق می‌فرمودند اگر همه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادند تمام مشکلات مملکت ما حل می‌شد و همیشه مدافع ولایت فقیه  و رهبری بودند.

 


 به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت پرس، به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی، سالک إلی‌الله و عارف بالله مرحوم آیت‌الله آقای حاج شیخ عزیزالله خوشوقت (ره) با حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی، مسئول مؤسسه فرهنگی هنری محبین صاحب‌الأمر(عج) (مرکز حفظ و نشر آثار آیت‌الله خوشوقت (ره) گفتگویی انجام دادیم که در ادامه می‌آید.

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی مسئول مؤسسه فرهنگی هنری محبین صاحب الأمر(عج) (مرکز حفظ و نشر آثار آیت‌الله خوشوقت (ره) در گفتگو با خبرنگار پایگاه تحلیلی هدایت پرس، در پاسخ به این سؤال که از چه سالی با آیت الله خوشوقت (ره) آشنا شدید و در چه دروس ایشان شرکت می‌کردید؟ گفت: با تشکیل مدرسه علمیه حضرت صاحب الأمر(عج) در تابستان ۱۳۸۳ بنده به عنوان مسئول آموزش مدرسه و یکی از اعضا در مدرسه مشغول خدمت و تحصیل شدم و آیت‌الله خوشوقت (ره) به عنوان استاد اخلاق مدرسه هر پنجشنبه در مدرسه حاضر بودند و توفیق حضور در درس ایشان را داشتیم.

ویژگی برجسته آیت الله خوشوقت (ره) را بفرمایید؟

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی: شاید مهم‌ترین ویژگی ایشان تواضع و مردم‌داری است (یعنی با خوشرویی در دسترس بودن برای تمامی افراد جامعه) که این مسأله معمولا در بین علما و مخصوصا در بین عرفا کمتر دیده شده است. شاخصه تواضع برای این بود که هر کس با هر عنوان و هر شغل و هر سن می‌توانست به راحتی هر سوال یا مشکلی را دارد مطرح کرده و در کوتاه‌ترین جمله جواب آن را دریافت کند و تحقق این کار فقط در خانه خدا امکان دارد لذا ایشان عالمی مسجدمحور بود و ساعات طولانی به غیر نماز با عناوین مختلف مانند جلسات روضه، عزاداری، ختم صلوات، پرسش و پاسخ و.. در مسجد حضور داشتند.

کیفیت رابطه آیت الله خوشوقت (ره) با حضرت امام (ره) چگونه بود؟

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری: اطلاعات بنده در این مورد محدود است که می‌فرمودند هفت سال درس خارج فقه و اصول امام شرکت کرده‌اند و ارتباط محکمی با استادشان داشته‌اند، به گونه‌ای که بعد از انقلاب اسلامی مرحوم امام (ره) آقای خوشوقت (ره) را به عنوان یکی از اعضای ستاد شورای انقلاب فرهنگی منصوب نموده بودند که نشان از شناخت کامل امام نسبت به ایشان بوده است.

کیفیت رابطه حاج آقا خوشوقت(ره) با مقام معظم رهبری مدظله العالی چگونه بود؟

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی: ارتباط دائمی و ملاقات‌های مستمری با مقام معظم رهبری داشته‌اند و به کرات در درس‌های اخلاق می‌فرمودند اگر همه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادند تمام مشکلات مملکت ما حل می‌شد و همیشه مدافع ولایت فقیه  و رهبری بودند.

چرا درس اخلاق و نمازهای آیت الله خوشوقت (ره) همه اقشار شرکت می‌کردند و در دل مردم می‌نشست؟

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری اردستانی: مسجد خانه خداست، برای هر کسی که به دنبال دردِ دل با خدای خود باشد بهترین مکان است، اما نقشِ محوری را امام جماعت مسجد دارد که حضور دائمی در نمازها داشته باشد و به مأمومین توجه خاص کند و در حد توانش به دنبال حل مشکلات آنها  مخصوصا مشکلات روحی و معنوی  باشد و این مستلزم حضور بسیار پر رنگ امام جماعت در مسجد است و این خصوصیت در منش و روش آیت‌الله خوشوقت (ره) کاملا مشهود بود. ایشان بیش از ۵۰ سال در اختیار عموم مردم بودند و برای دیدارشان کافی بود در هنگام برپایی نماز جماعت در مسجد حاضر می‌شدید ایشان آنجا مشغول عبادت و خدمت به مردم بودند.

خاطره‌ای از ایشان دارید بفرمایید؟

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری: تمام اوقاتی که در خدمتشان بودم همه سخنانشان خاطره است خصوصا تاکید ایشان به تقوا که همان ترک محرمات و شروع راه بندگی است همیشه آویزه‌ی گوشمان است.

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری: سیر و سلوک ایشان را کسی می‌داند که خود اهل سیر و سلوک باشد نه امثال بنده. اما ظاهر این بود که سیر و سلوک ایشان بسیار سهل و آسان است که در ابتدایش بندگی خدا و انتهایش رسیدن به قرب الهی است. اگر فردی به عنوان بنده خدا قبول کرد که خدا بهترین راه کمال را برایش طراحی کرده است با اطاعت از فرامین او به راحتی در خط بندگی قرار می‌گیرد و به بالاترین مراحل کمال خواهد رسید.

اگر فهمی از کلمات خدا و روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) برای ما شکل گرفته باشد همه به برکت درس‌های اخلاق  آیت‌الله خوشوقت (ره) می‌باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی باقری در پایان در یک جمله آیت‌الله خوشوقت را معرفی کرد و افزودند: عارف کامل  آیت‌الله خوشوقت (ره) تمام عمر شریف خود را خالصانه وقف تربیت و هدایت مردم  به خصوص جوانان به سوی خدا کرد. روحش شاد.




آیت‌الله حائری شیرازی مصداق عالم ربانی بودند

حجت‌الاسلام میرتاج‌الدینی گفت:

آیت‌الله حائری شیرازی مصداق عالم ربانی بودند


معاون سابق امور مجلس و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی درباره فضایل اخلاقی آیت‌الله حائری‌شیرازی گفت: آیت‌الله حائری شیرازی هر چیزی که می‌گفتند خودشان به آن عمل می‌کردند و واقعا متخلق اخلاق الهی و مصداق عالم ربانی بودند.


به مناسبت ارتحال آیت‌الله حائری شیرازی، سیدمحمدرضا میرتاج‌الدینی معاون پارلمانی در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در گفتگو با پایگاه تحلیلی هدایت پرس درباره فضایل اخلاقی آیت‌الله حائری‌شیرازی گفت: آیت‌الله حائری شیرازی هر چیزی که می‌گفتند خودشان به آن عمل می‌کردند و واقعا متخلق اخلاق الهی و مصداق عالم ربانی بودند.

نماینده اصول‌گرای تبریز اسکو و آذرشهر در مجلس هفتم و هشتم ادامه داد: آیت‌الله حائری شیرازی انسانی متفکر و اندیشمند بودند  و روی موضوعات و مسائل گوناگون با اندیشه و تفکر پیش می‌رفتند. نقل است که گاهی شب‌ها تا صبح روی یک آیه از قرآن تفکر می‌کردند و خیلی آینده‌نگر و تیز بین بودند.

حجت‌الاسلام والمسلمین میرتاج‌الدینی گفت:  روزی که من در دهه ۶۰ به شیراز رفت و آمد داشتم و طلبه جوان بودم از آیت‌الله حائری شیرازی  پرسیدم شما چرا با تفکرات و جریانات آقای میرحسین موسوی( نخست وزیر) مخالف هستید؟ در حالی که ما می‌بینیم امام خمینی(ره) از دولت حمایت می‌کند. آیت‌الله حائری شیرازی  فرمودند: من مسائل را رعایت می‌کنم در عین حال نظر واقعی حضرت امام خمینی(ره) را هم می‌دانم.

معاون پارلمانی در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد ادامه داد: آیت‌الله حائری شیرازی در مسائل سیاسی، خیلی بصیر، روشن و آگاه بودند و جلسات اخلاقی ایشان هر جایی که برگزار می‌شد خیلی تأثیرگذار بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین میرتاج‌الدینی در بیان خاطره‌ای گفت: شهید رجایی وقتی به ریاست جمهوری منصوب شد با آیت‌الله حائری شیرازی تماس گرفتند و گفتند «من یک فرد عادی بودم که اول نخست وزیر بودم بعد هم رئیس جمهور شدم و قانون اساسی رئیس جمهور را فرد دوم بعد از رهبری معرفی می‌کند. می‌ترسم این را باور کنم.» از آقای حائری شیرازی خواهش کردند که هر روز جلسات اخلاقی برای من بگذارد و بحث‌های اخلاقی را برای من بگوید و آیت‌الله حائری شیرازی هفته‌ای یک ساعت قبل از شروع کارها می‌آمدند و درس اخلاق را شروع می‌کردند چند هفته همین طور درس اخلاق ادامه پیدا کرد یک روزی آقای رجایی یک واکمن کوچکی آورده بودند و از آقای حائری شیرازی اجازه گرفتند که این بحث‌های اخلاقی را ضبط کنند.

وی ادامه داد: یک روز که قرار بود جلسات اخلاق شروع شود در آن ساعتی که وقت جلسات اخلاق بود؛ نمایندگان مجلس قرار گذاشتند که در خصوص بودجه با آقای رجایی صحبت کنند؛ آقای رجایی به آقای حائری شیرازی گفتند اگر اجازه دهید بعد این جلسه، درس اخلاق را شروع کنیم  و آخرین جلسه درس اخلاق هم برگزار شد که ظهر رادیو خبر شهادت آقای رجایی را اعلام کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدرضا میرتاج‌الدینی در پایان در یک جمله آیت‌الله حائری شیرازی را معرفی کردند و افزودند: آقای حائری شیرازی یک عالم ربانی، متفکر و خلیق، انقلابی و ولایی بودند.




آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب به سادات علاقه ویژه و احترام خاصی قائل بودند

درمحضر علماء/

آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب به سادات علاقه ویژه و احترام خاصی قائل بودند


هدایت پرس: شاگرد آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب گفت: ایشان شاگردانی داشتند که سید بودند و کوچکترین شاگردان ایشان بنده بودم که آن موقع عمامه به سر داشتم و علمایی بودند که سید بودند و درس ایشان می‌آمدند و موقعی که درس تمام می‌شد و می‌خواستند از مسجد بیرون بیایند؛ حاج آقا رحیم ارباب تمام سادات را جلو می‌انداختند با اینکه شاگردانشان بودند و پیششان درس می‌خوانند ولی در عین حال اینقدر این مرد بزرگوار، ولایتی و طرفدار و دوست اهل‌بیت(علیهم‌الاسلام) بود می‌گفت شما اولاد حضرت زهرا(س) هستید، شما فرزند پیغمبر هستید باید جلوتر از بنده باشید و من پشت سر شما بیایم و این خصوصیات اخلاقی ایشان منحصر به فرد بود.


آیت‌الله سید باقر‌ آیت میردامادی، نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی، استاد اخلاق، فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع)و امام جماعت مسجد جامع امام رضا(ع) در گفتگویی با پایگاه خبری تحلیلی هدایت‌پرس، به گوشه‌ای از زندگی آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب(ره) اشاره کردند که در ادامه می‌خوانید.

شاگرد آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب گفت: آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب، مردی بزرگ و شخصیتی با عظمت  که قدر او در تاریخ مجهول است.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی ادامه داد: مدت زیادی است که  آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب را در اصفهان زیارت کردم و همان روزهای اول که با ایشان آشنا شدم ارادت، علاقه و عشق قلبی به ایشان پیدا کردم چون ایشان مردی عارف، عالم، دانشمندی متدین، حکیم و فیلسوفی عارف و فقیه و مجتهدی مسلم بود در درس ایشان که در مسجد کوچکی بود در نزدیکی منزلشان خدمتشان رسیدم که درس فقه و اصول می‌گفتند و اینجانب در درس فقه و اصول ایشان شرکت می‌کردم. قبل از ظهر یک ساعت به ظهر مانده حدود ساعت یازده ایشان می‌آمدند و در همان مسجد کوچک که به نام ایشان معروف شده بود و جمعی از طلاب، بزرگان، علماء و مجتهدین هم از درس آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب  استفاده می‌کردند.

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی افزود:  من در این موقع در حدود ۳۰ سال بیشتر از عمرم نگذشته بود ولی در درس ایشان شرکت می‌کردم و مطالب را یادداشت می‌نمودم. این مرد بزرگ امتیازاتی دارد که شاید این امتیازات کمتر در بین اهل علم شنیده شده باشد.  اول اینکه این مرد عمامه به سر نداشت و با کلاه مشکی پوستی و یک قبا و عبا ملبس بود. علتش این بود که از ایشان سؤال شد که چرا عمامه به سر نمی‌گذارید؟ ایشان لبخندی زدند و فرمودند: من هر چه فکر کردم لیاقت عمامه ندارم؛ عمامه برای پیغمبر و امامان است که  ارث به علماء رسیده است اما من خودم را قابل این مقام ندیدم.

http://uupload.ir/files/ix4w_image_15_01_2018_948.jpg

این خیلی عظمت است یک فردی که در اجتهادش شک و شبهه‌ای نبود با آیت‌الله العظمی بروجردی هم درس و هم بحث بود و در اصفهان در  درس مرحوم آیت‌الله العظمی سید محمد باقر درچه‌ای شرکت می‌کرد. با وجود این مطلب ایشان می‌گفتند من عمامه را بالاتر می‌دانم که بر سر بگذارم خود را قابل این کار نمی‌دانم عجیب است این مرد؛ و ایشان در درس بیشتر جواهر الکلام را می‌گفتند از روی کتاب می‌خواندند و تفسیر، معنا و تحقیق می‌کردند و  یک رأی را انتخاب می‌کردند  و آن را به طلاب و روحانیون در کلاس تدریس می‌کردند.

علاقه ویژه آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب به سادات

امام جماعت مسجد جامع امام رضا(ع) گفت: مسئله دوم که از خواص این مرد  و از مختصات این شخصیت‌  بزرگ بود به سادات علاقه ویژه‌ای داشت که شاید بی‌سابقه باشد که ایشان شاگردانی داشتند که سید بودند و کوچکترین شاگردان ایشان بنده بودم که آن موقع عمامه به سر داشتم و علمایی بودند که سید بودند و درس ایشان می‌آمدند و موقعی که درس تمام می‌شد و می‌خواستند از مسجد بیرون بیایند؛ حاج آقا رحیم ارباب تمام سادات را جلو می‌انداختند با اینکه شاگردانشان بودند و پیششان درس می‌خوانند ولی در عین حال اینقدر این مرد بزرگوار، ولایتی و طرفدار و دوست اهل‌بیت(علیهم‌الاسلام) بود می‌گفت شما اولاد حضرت زهرا(س) هستید، شما فرزند پیغمبر هستید باید جلوتر از بنده باشید و من پشت سر شما بیایم و این خصوصیات اخلاقی ایشان منحصر به فرد بود.

فتوای منحصر به فرد آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب در مورد خمس

آیت‌الله سید باقر آیت‌ میردامادی گفت: آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب از نظر اجتهادی و مدارک فقهی، فتوا و استنباط کرده بودند که خمس مختص سادات است غیر سید و همین طور سهم امام را خمس نمی‌تواند داد  چون خمس را باید به  سادات،مجتهد، عالم، فقرا و ضعفا باید داد که به سهم سادات و سهم امام تقسیم می‌شود که سهم سادات به فقرا و ضعفای سادات تعلق می‌گیرد و سهم امام به  فقرا و ضعفایی که سادات نیستند تعلق می‌گیرد. حاج آقا رحیم ارباب فتوایشان این بود که هردو را یعنی  سهم امام و سهم سادات را باید به سادات داد.

فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع) ادامه داد: حاج آقا رحیم ارباب می‌گفتند سهم فقرایی که سادات نیستند  را از زکات، خیرات و صدقات بدهید چون به سادات فقیر زکات و صدقات نمی‌توان داد ولی خمس را که به سهم سادات و سهم امام تقسیم می‌شود را به سادات داده شود.

این نویسنده و پژوهشگر فعال حوزه های دین، فقه، فرهنگ و تاریخ اسلام با بیان خاطره‌ای گفت: در این زمان من با چشم خودم دیدم که واقعا دلیل بزرگ بر عظمت، بر شخصیت، بر عرفان این مرد بزرگوار و عارف است این بود وقتی که درس تمام می‌شد در مسجد به اقامه نماز جماعت ظهر و عصر می‌‌پرداختند و بعد به منزل می‌رفتند و  من پشت سر ایشان نشسته بودم که برای نماز آمده شوم دیدم که یک شخصی که کیسه پولی دستش بود وارد مسجد شد و پیش حاج آقا رحیم ارباب آمد و پول‌ها را خدمت ایشان گذاشت بین دو نماز ظهر و عصر بود که نماز ظهر که تمام شد حاج آقا رحیم ارباب سؤال کرد این کیسه چیه که آوری اسم پول را اصلا حاج آقا رحیم ارباب نیاورد. معلوم بود پول هست ولی اسم پول را نیاورد گفت این کیسه چیست که آوردی؟ این مرد در جواب سؤال حاج آقا رحیم ارباب گفت: سهم امام است؛ حاج آقا رحیم اصلا باز نکردن کیسه را که ببنید چقدر پول تو کیسه هست بعد حاج آقا از آن شخص پرسید اهل کجا هستید؟ گفت اهل دستجرد هستم فرمودند در دستجرد شما سادات فقیر هستند؟ آن مرد گفت اطلاع و خبر ندارم؛ آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب لبخندی زدند و فرمودند مؤمن، اشکال یکی بود دو تا شد چطور شما از سادات خبری ندارید چطور شما در این محل زندگی می‌کنید و نمی‌دانید سادات، بچه‌های حضرت زهرا(س)، فرزندان پیغمبر و عزیزان در خانه خدا وضع مادیشان چگونه هست که کمک کنی؟ این پول‌ها را برمی‌داری به سادات تحویل می‌دهی فقط به سادات تحویل بده جالب اینجا بود که نماز ظهر را با حاج آقا اقامه کرده بود ولی نماز عصر را نخوانده بود. شخص فرمود حضرت آقا، نماز عصر را بخوانم بعد بروم پول‌ها را به سادات تحویل دهم حاج آقا رحیم ارباب گفتند خیر الان فقیر باشد و تو بدهکار باشی مسئولی، نماز عصر را تا نزدیک غروب می‌توانی بخوانی ولیکن این امر واجب‌تر است که  یک نفرسید اولاد حضرت زهرا(س) دلش خوش شود. این شخص پول‌ها را برداشت و نماز عصر هم با حاج آقا رحیم نخواند رفت. من واقعا این صحنه را که مشاهده کردم گریه‌ام گرفت که چقدر این مرد بزرگوار است چقدر امامان و اهل‌بیت را دوست دارد چقدر به درد مردم می‌رسد و علاقه به سادات دارد.

نظر حاج آقا رحیم ارباب در مورد نماز جمعه

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی با اشاره به اینکه  اکثر علماء نماز جمعه را واجب کفایی می‌دانند و می‌گویند نماز ظهر روز جمعه، مبدل شده به نماز جمعه، باید نماز جمعه خواند و بعد آن نماز عصر را اقامه کرد ولیکن مخیر هستند می‌توانند در روز جمعه نماز ظهر بخوانند و می‌توانند نماز جمعه بخوانند اگر نماز جمعه خوانند دیگر نیازی به اقامه نماز ظهر نیست افزودند:حاج آقا رحیم ارباب نماز جمعه را واجب عینی می‌دانستند و با وجود اینکه ایشان رساله هم  نداشتند ولی فتوا و نظرشان این بود که نماز جمعه باید حتما روز جمعه خوانده شود و نماز ظهر کافی نیست بعد از پایان نماز جمعه، نماز ظهر و عصر خوانده شود.

نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی ادامه داد: موقعی که از طرف شاه یک امام جمعه‌ای برای اصفهان معین شد که در روزهای جمعه نماز جمعه را  در  مسجد جامع اصفهان برگزارکند ولی این امام جمعه مریدان خیلی کمی داشت شاید از ۲۰ نفر تجاوز نمی‌کرد و در یک شهر نمی‌توان دو تا نماز جمعه برگزار کرد باید  یک فرسخ دورتر از آن شهر نماز جمعه دیگری برگزار شود ولی  حاج آقا رحیم ارباب نماز جمعه را چون واجب عینی می‌دانست و هم برای اینکه در شهر دو تا نماز جمعه برگزار نشود در شهرستان‌های اطراف اصفهان که یک فرسخ فاصله با شهر داشت در این مکان نماز جمعه را اقامه می‌کردند و نماز جمعه را تا آخرین روزهایی که ایشان سالم بود و قدرت و توان داشت ادامه داد.

آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب و بخشش او

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی گفت: یکی دیگر از خصوصیات حاج آقا رحیم ارباب این بود که بسیار انفاق می‌کرد شنیده بودم که ایشان پدر ثروتمندی داشتند  که  مِلک‌های زیادی داشت وقتی حاج آقا رحیم ارباب به کسوت روحانیت می‌پیوند پدرشان رحلت می‌کند و از پدرشان هم ارث فروانی برد و املاک زیادی را مالک شد همین ایام جنگ جهانی دوم شروع می‌شود و قحطی شدیدی سراسر ایران را فراگرفت و میلیون‌ها نفر از گرسنگی مردند این عالم بزگوار تمامی املاک خود را فروخت و آذوقه نمود و به مردم محل خود انفاق کرد و در آن تاریخ هزاران نفر گرسنه را از مرگ نجات داد و هیچ چیزی برای خود نگه نداشت و مکرر می‌فرمود: نمی‌دانم آیا به وظیفه و تکلیف خود عمل نموده‌ام یا نه رحمت و درود خدا به روان پاکش.

شاگرد آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب ادامه داد: آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب بسیار ساده زیست بود و در خانه‌ای بسیار قدیمی، کاه گِلی زندگی می‌کرد و اصلا دیوارها را رنگ و سفید نکرده بود و برق و تلفن هم نداشت هرکسی کاری داشت به منزل ایشان می‌رفت  و ایشان هم به  کار مردم رسیدگی می‌کردند.

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی گفت: آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب  خیلی ولایی اهل‌بیت بودند ولی  عده‌ای بی‌سواد و مغرض به ایشان تهمت زده بودند و نسبت تسنن به ایشان داده بودند و می‌گفتند حاج آقا رحیم سُنی هستد و با اهل سنت خیلی ارتباط دارد و حاج آقا رحیم ارباب در یک جلسه‌ای فرمودند من نمی‌خوام ادعا کنم ولی شاید کسی کم باشد که  بتواند با دلیل عقلی نه نقلی چون ما دو دلیل داریم دلیل عقلی که عقلمان حکم می‌کند و دلیل نقلی که با خواندن کتاب‌ها یاد می‌گیریم و مسائل را اثبات می‌کنیم و کمتر کسی هست که بتواند با دلیل عقلی ولایت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) را ثابت کند که آن کسی که قابلیت و لیاقت جانشینی پیغمبر خدا را دارد امیرالمؤمنین(ع) هستند این خیلی مهم است تا با دلایل نقلی و کتاب و روایات، ولایت امیرالمؤمنین را اثبات کند ولی من هستم و می‌توانم با دلیل عقلی ثابت کنم برای همه اقشار چه باسواد چه بی‌سواد که تنها کسی که می‌تواند بعد از پیغمبر جانشین و خلیفه او باشد امیرالمؤمنین(ع) است ولی من را دارند متهم می‌کنند که من سنی هستم و امام علی(ع) را قبول ندارم.

نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی ادامه داد: صبر و حوصله حاج آقا رحیم ارباب خیلی بالا بود و یک سیدی بود که به درس ایشان می‌آمد و نسبتاً سوادش خوب بود اما اواخر یک روابط مختصری با بعضی از علمای اهل سنت پیدا کرده بود  و نتیجتاً یک مسائلی را که اهل تسنن مطرح می‌کردند ایشان هم گاهی اوقات در منبر مطرح می‌کرد یک عده زیادی از  علماء و بزرگان با حاج آقا رحیم در افتادن که چرا شما ایشان را گذاشتید و راهش دادید که این حرفا را بزند حاج آقا رحیم ارباب در پاسخ به این عده فرموده بودند  که ایشان سید است و از اولاد حضرت زهرا(س) است و این صحبت‌هایی که می‌کند نقل و قول هست و این حرفایی که شنیدید همه آنها نقل و قول است. حالا یکی هم که با اهل تسنن رفیق هست این دلیل بر این نیست که  انحراف عقیدتی دارد؛ باید عمل مسلمان را حمل بر صحت کرد بنابرین حاج آقا رحیم ایشان را نگه داشت و نگذاشت که مخالفین با این سید کاری کنند  و از شهر بیرونش کنند و حاج آقا رحیم در مقابل این همه افراد که با این سید مخالف بودند و تهمت‌ها، توهین‌ها و نسبت‌های ناروا به این سید می‌دادند مبارزه کردند و همین طور تهمت و توهین‌هایی را که به خود ایشان هم می‌دادند را تحمل کردند و پشت این سید ایستاد چون اگر پشت این سید نبود مخالفین، آن سید را می‌کشند و دلیل این همه ایستادگی و مبارزه حاج آقا رحیم ارباب  و پشت این سید ماندن این بود که  پیش خدا جواب جدش را چی بدهد.

http://uupload.ir/files/zvzs__20120725_1081612216.jpg

این نویسنده و پژوهشگر فعال حوزه های دین، فقه، فرهنگ و تاریخ اسلام گفت: آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب در سال ۱۳۵۰ هجری شمسی در سن ۱۰۵ سالگی در اصفهان بدرود حیات گفتند  و در تخت فولاد اصفهان مدفون گردیدند و از ایشان تجلیل بسیار فوق‌العاده و آبرومندی کردند.

http://uupload.ir/files/cyct_photogrid_1490010250376.jpg

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی در پایان در یک جمله آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب را معرفی کردند و افزودند:آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب، مردی عالم، عارف، فقیه، حکیم، متدین و متقی به احلی درجه بودند.




آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی عالم بسیار متواضع و دارای روح تقوا بودند

درمحضر علماء/

آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی عالم بسیار متواضع  و دارای روح تقوا بودند

 


هدایت پرس: فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع) گفت: آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی،پشتیبان امام بزرگوار و انقلابی قبل انقلاب بود  و یک عالم بسیار متواضع و در عین حال دارای علم و دارای روح تقوا بودند.


آیت‌الله سید باقر‌ آیت میردامادی، نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی، استاد اخلاق، نویسنده و پژوهشگر حوزوی و امام جماعت مسجد جامع امام رضا(ع) در گفتگو با پایگاه خبری تحلیلی هدایت پرس ، به ابعاد اخلاقی، علمی، سیاسی و مبازراتی مرحوم آیت‌الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی(ره) که از  مراجع عالیقدر جهان تشیع بودند پرداختند.

آیت‌الله سید باقر‌آیت میردامادی سخن خود را با آیه ۹۵ سوره نساء «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» آغاز کردند و افزودند: آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی دو صفت برجسته‌ای داشتند؛ یک از  نظر علمی که در سطح بسیاری بالایی بودند  و دوم در بحث جهاد، در مورد علم بحث زیاد است و آیات شریفه قرآن هم در مورد علماء زیاد است از آن جمله آیه « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» این آیه خیلی مهم است خداوند در این آیه می‌فرماید: مساوی نیستند کسانی که داری علم و دانش با کسانی که جاهل و نادان هستند.

فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع)، ابیاتی از شعر سعدی را قرائت کردند

 تن آدمی شریف است به جان آدمیت

 نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

 و افزودند: انسانی که عالم و دانشمند هست تقریباً وارث انبیاء است یعنی علم را انبیاء به مردم آموختند و پیامبر خدا علم را به مردم آموخت  و امامان معصوم مأموریتشان تعلیم علم به جامعه‌ی بشریت بود  و بنابرین علماء هم در همین مسیر هستند اما در یک سطح پایین‌تر، امامان و انبیاء علمشان لدنی بود  یعنی درس جایی نخوانده بودند؛ معلم نداشتند و استادی ندیده بودند و کلاسی نرفته بودند.

نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی در تهران ادامه داد:پیامبران و امامان علمی داشتند که نظیر و مثل نداشت و هر چه سؤال می‌کردند آن بزرگوارها جواب می‌دادند و هیچ کدام امامان ما را من نخواندم و ندیدم که شخصی بیاید سؤالی کند و مطلبی بپرسد و بگویند نمی‌دانم یا احتیاج مراجعه به کتاب دارم جواب می‌دادند  و از هر بحثی که وارد می‌شدند و سؤال می‌کردند جواب قانع کننده می‌شنیدند اما  علماء این طور نیستند باید سالیان دراز و طولانی درست بخوانند و در مقابل دانشمندان و علماء زانو بزنند و کتاب‌ها را مطالعه کنند تا اینکه عالم بشوند اما در حقیقت علماء هم جانشینان امامان هستند.

آیت‌‌الله سید باقر آیت‌ میردامادی با اشاره به روایتی از پیامبر خدا(ص) که فرمودند: « إن العلماء ورثة الأنبياء وإن الأنبياء لم يورِّثوا دينارًا ولا درهمًا، إنَّما ورَّثوا العلم،فمن أخذَه أخذ بحظٍّ وافر» افزودند: این حدیث  خیلی حدیث جالبی است پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: علماء، یعنی کسانی که در مسائل دینی، مذهبی، اعتقادی، اخلاقی و فقهی صاحب نظر هستند و معلم این دروس هستند اینها در حقیقت وارثان انبیاء هستند برای اینکه پیامبران مال، پول، طلا و نقره‌ای به ارث نگذاشتند یعنی جنبه‌ی مادی نیست این وراثت جنبه‌ی معنوی است؛ علم برای مردم گذاشتند معلم و استاد برای مردم بودند و در قرآن در مورد پیامبر آمده است:« يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ سوره جمعه آیه ۲» پیامبر خدا(ص) معلم انسان‌ها و مدرس بشریت بودند و این‌ها صفات انبیاء است همین صفات را علماء و بزرگان با درس خواندن بدست آوردند.

استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: جهاد در اسلام بسیار اهمیت دارد به طوری که در قرآن آیه ۹۵ سوره نساء آمده «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» خدا چیزی را عظیم می‌نامد خیلی مهم است تا اینکه ما به کسی بگوییم عظیم و بزرگ این خیلی اعتباری ندارد؛ خداوند، مجاهدان را بر تمام موجودات عالم برتری داده است و مجاهدان، کسانی هستند که در راه اسلام، در راه دین با تبلیغ، زبان، بیان،مال و با جانشان خدمت کردند  و اسلام و دین را حفظ کردند.

این نویسنده و پژوهشگر فعال حوزه های دین، فقه، فرهنگ و تاریخ اسلام ادامه داد:  بعضی با قلم، مجاهد فی سبیل‌الله هستند و بعضی با جان، بدنشان در راه خدا می‌دهند و زندگیشان برمی‌چینند برای اینکه خدمت به اسلام، دین و احیاء اسلام و قرآن را کرده باشند.

آيت‌الله آیت میردامادی با بیان اینکه انسان عالم و انسان مجاهد در قرآن افتخاراتی بدست آوردند اظهار کرد: آیات بسیاری در قرآن داریم در مورد جهاد فی سبیل‌الله و آیات بسیاری داریم در مورد علم و دانش که پیامبران و امامان هر دو را داشتند و علماء هم وارث انبیاء و امامان هستند.

این فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع)ادامه داد: در این زمان و عصر ما مرحوم آیت‌الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی(ره) این راه را ادامه دادند یعنی هم عالم و هم مجاهد بودند و البته موقعی که ایشان قم بودند من در اصفهان درس می‌خواندم ولیکن وقتی آمدم قم که  همان اوایل انقلاب بود سر و صدای انقلاب در بین مردم منتشر بود یکی از کسانی که در روز غربت و مظلومیت امام خمینی(ره) پشتیبان امام بزرگوار و انقلابی قبل انقلاب بود  و پیش از اینکه انقلاب پیروز شود و پیش از اینکه امام موفق شود و شاه را بیرون کند و اسلام را برای اولین بار در ایران مطرح کند مرحوم آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی، انقلابی قبل انقلاب و طرفدار حضرت امام خمینی(ره) بودند.

نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی گفت: من در قم سر و صدای آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی  و برنامه ایشان را می‌شنیدم اما خود ایشان را ندیده بودم تا اینکه انقلاب پیروز شد تقریباً تعداد  خیلی کمی بودند که پیش از انقلاب، انقلابی بودند یکی از آنها مرحوم آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی، مرحوم آیت‌الله دکتر بهشتی، آیت‌الله مهدوی‌کنی تقریباً همین  سه چهار نفر بودند که  از طایفه روحانیون  جدی طرفدار امام خمینی و حمایت و راهنمایی می‌کردند و در راهپمایی‌ها  به طور جدی شرکت می‌کردند و خطر را به جانشان می‌خریدند.

آیت‌الله آیت میردامادی ادامه داد:  مرحوم آیت‌العظمی موسوی اردبیلی، مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی و مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی قبل از انقلاب برای  طرفداری و حمایت از امام خمینی(ره) و پایه‌گذاری انقلاب، زندان‌های زیادی رفتند و در این زندان‌ها بسیار سختی کشیدند  و شکنجه شدند و  صدمات زیادی را تحمل کردند و تا دم مرگ و شهادت رفته بودند اما شاه نتوانست آن بزرگوارها را بکشد و إلا تا دم مرگ رفته بودند.

این نویسنده و پژوهشگر حوزوی گفت: قبل از انقلاب جامعه روحانیت مبارز به دستور امام خمینی(ره) شکل گرفت که شهید مطهری در پاریس به دیدار حضرت امام خمینی(ره) رفتند و امام به آیت‌الله مطهری فرموده بودند بروید و هیئتی درست کنید به نام جامعه روحانیت مبارز که آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی اولین کسی بود که عضو جامعه روحانیت مبارز شدند و در مراسمات شرکت می‌کردند.

آیت‌الله آیت میردامادی اضافه کرد: وقتی به تهران آمدم با آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی آشنا شدم و جلساتی با ایشان بودم و به ایشان ارادت، علاقه و عشق پیدا کردم تا اینکه انقلاب پیروز شد و بعد از شهادت آیت‌الله دکتر بهشتی، آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی به سِمت رئیس کل قوه قضائیه انتخاب شدند و چندین سال هم این پست را اداره کرد و خوب هم اداره کرد آیت‌الله دکتر بهشتی و آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی دستگاه قضائیه را تغییر دادند و واقعا  قوه قضا را عوض کردند.

امام جماعت مسجد جامع امام رضا(ع) ادامه داد: آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی در کارهای دینی، مذهبی و انقلابی فعالیت داشتند تا اینکه بعد از اینکه دوره قوه قضائیه ایشان تمام شد ایشان در قم آمدند پایگاه را اینجا قرار دادند و  همین موقع من دقیقا یادم هست منزلی با قیمت ۳۰ میلیون تومان که آن موقع خیلی زیاد بود ایشان خریدند و پایگاه تدریس را شروع کردند و درس خارج فقه و اصول  می‌دادند و شاگردان زیادی هم در قم داشتند به همراه تدریس، کتاب‌هایی هم تألیف کردند و با علماء و مجتهدین هم ارتباط داشتند.

آیت‌الله آیت میردامادی با اشاره به اینکه شیخ مفید یکی از بزرگان اسلام و علمای برجسته و از مؤلفین بسیار نامی که حدود ۹۰۰ سال است که از رحلت این مرد می‌گذرد هنوز کتاب‌هایش زنده است و در حوزه‌های علمیه می‌خوانند گفت: آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی قدم بسیار بزرگی برداشت و هم نام این عالم بزرگوار، دانشگاه مفید را تأسیس کرد نام شیخ مفید را در تاریخ زنده کرد.

 نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی گفت: آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی به   علت مشکل قلبی و ریوی در بیمارستانی در تهران بستری شده بود و سوم آذر ۹۵ به رحمت خدا رفتند و تشییع باشکوهی از ایشان کردند و همین طور  تجیل باشکوهی  در قم، تهران و شهرستان‌ها برگزار کردند  و ایشان را در جوار حرم حضرت معصومه(س) و در جوار عالمان ربانی که در این حرم آرامیده‌اند دفن کردند.

آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی در پایان در  یک جمله آیت‌الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی را معرفی کردند و افزودند: آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی، یک عالم بسیار متواضع و در عین حال دارای علم و دارای روح تقوا بودند.

 




پرستار و شغل پرستاری در کلام امام خمینی و حجت‌الاسلام قرائتی

هدایت‌پرس: بیانات امام خمینی و حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی درباره پرستار و شغل پرستاری در ادامه می‌آید.

————————————————————————————————————————————-

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هدایت پرس، به مناسبت میلاد مبارک أخت‌الحسین ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها و روز پرستار، بیانات ارزشمند امام خمینی(ره) و حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی درباره پرستار و شغل پرستاری در مقابل دیدگانتان قرار می‌گیرد.

بیانات امام خمینی(ره) درباره پرستار و شغل پرستاری به شرح زیر است:

شغل پرستاری از شغلهای بسیار شریفی است که اگر انسان با وظایف انسانی و شرعی خودش عمل بکند، یک عبادتی است که در تراز عبادتهای درجه اول است. البته مسئولیت‌هایی هم دارد؛ هم در پزشک و هم در نِرسها و هم در همه قشرهایی که در بیمارستانها هستند.

براساس این گزارش، بیانات حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی درباره پرستار و شغل پرستاری به شرح زیر است:

شغل پرستاری شغل مقدسی است شما کار به حقوقش نداشته باشید بعضی شغلها قداست دارد مسجد کوفه قداست دارد گرچه فرش و زیلو نیست روی شن است ولی دو رکعت نماز مسجد کوفه روی شن خواندن شرف دارد به هزار رکعت نمازهایی که توی مسجدهای قالی بخوانی بعضی چیزها مثل حضرت علی(ع) کمال حضرت قابل گفتن نیست گرچه مهریه‌اش کم است اما کمالش زیاد است. معلمی و پرستاری و بسیاری از كارهای دیگر قداستش مهم است بخاطر قداست ما باید به كارمان عشق بورزیم.

والسلام علیكم ورحمه الله وبركاته