حضرت ام‌البنین(س) در کلام آیت‌الله علوی بروجردی

به گزارش هدایت پرس؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت رحلت حضرت ام‌البنین(س)؛آیت‌الله سید محمدجواد علوی بروجردی در یکی از سخنرانی‌های خود به تبیین شخصیت حضرت ام‌البنین مادر حضرت ابوالفضل العباس(ع) پرداخته‌ است که به همین مناسبت باز نشر می‌شود.

به گزارش هدایت پرس، متن سخنان این استاد درس خارج فقه و اصول حوزه به شرح زیر است:

این ایام بر حسب بعضی از نقل‌ها مصادف است با وفات شهادت‌گونه‌ی حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها.

جناب ام‌البنین صلوات‌الله‌علیها شأن و مقامی نزد اهل بیت علیهم‌السلام دارند؛ منقول است که زینب کبری سلام‌الله‌علیها خطاب مادر به ام‌البنین داشته‌اند و هم خود ایشان و هم جناب ام‌کلثوم سلام‌الله‌علیها دست ام‌البنین را می‌بوسیدند.

فروتنی و از خودگذشتگی حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها

شخصیت خانوادگی جناب ام‌البنین شخصیت شاخصی است و از قبیله‌ی معظّمی در عرب بود که به خانه امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه آمد؛ پدر ام‌البنین نیز از شخصیت‌های بسیار سنگین و وزین عرب هست و وقتی که فرستاده‌ی امیرالمؤمنین آنجا رفت و ام‌البنین را خواستگاری کرد، تنها کلامی که از ایشان شنید عبارت از این بود که ما این قابلیت را نداریم که به اصطلاح صِهری مثل امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام داشته باشیم؛ اشکال فقط این بود و وقتی پدر به خود جناب ام‌البنین گفتند، او گفت این برای من خیلی سخت است از این جهت که من می‌خواهم در خانه علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام جایگزین فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها بشوم؛ این ام‌البنین است.

قضایایی در طول مدتی که ام‌البنین در خانه امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه بوده است، نقل شده که بسیار ارزشمند است؛ بزرگترین فرزند ام‌البنین هنگام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام ، حضرت اباالفضل بوده که ظاهرا هفده سال سن داشتند؛ بقیه همه کوچکتر بودند؛ حداکثر هفده سال برای حضرت اباالفضل نوشتند؛ همچنین منقول است که امیرالمؤمنین علیه السلام ، اباالفضل را بیرون از کوفه می‌بردند و خودشان جنگ‌آوری و حمله کردن به ایشان می‌آموختند.

ما این سابقه را از ام‌البنین داریم که وقتی فرزندانش به رشد می‌رسیدند این را به آنها القاء می‌کرد که شما با حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و زینب کبری سلام‌الله‌علیها تفاوت دارید و مادر شما مقام کنیز نسبت به مادر اینها دارد؛ رعایت داشته باشید.

اسم ایشان فاطمه است نه ام‌البنین اما وقتی به خانه امیرالمؤمنین وارد شد و فاطمه صدایش می‌کردند، خودش نزد امیرالمؤمنین آمد و عرضه داشت که آقا شما وقتی نام فاطمه سلام‌الله‌علیها را صدا می‌کنید، دل فرزندان زهرا سلام‌الله‌علیها می‌لرزد؛ من خواهش می‌کنم اسم من را تغییر بدهید و «ام‌البنین» نامی است که امیرالمؤمنین به اعتبار فرزندان پسری که در آینده پیدا کرد بر ایشان گذاشتند.

ام‌البنین و کربلا

اوج زندگی ام‌البنین این است که چهار تا فرزند رشید و دلاور او در راه امام حسین علیه‌السلام شهید شدند؛ امام حسین علیه‌السلام از مدینه راه افتادند و به مکه رفتند؛ چند ماه در مکه اقامت داشتند و بعد هم مسافت مکّه تا کربلا را طی کردند و فرزندان ام‌البنین در طول این مدّت در خدمت امام حسین علیه‌السلام بودند؛ وقتی اینها می‌خواستند خدمت امام حسین علیه‌السلام به کربلا بروند با اینکه این سفر یک سفر طولانی و بی‌بازگشت بوده است اما در هیچ نقلی نداریم ام‌البنین اظهار کرده باشد که یکی از پسرانم بماند و مواظب من باشد؛ بلکه آنچه نقل شده همه ترغیب به این است که برادرتان را تنها نگذارید.

بعد از این هم که مصیبت کربلا اتفاق می‌افتد و کاروان اسرا به مدینه برمی‌گردند، اهل بیت علیهم‌السلام بیرون از مدینه چادر زده بودند؛ از اهل مدینه برای عرض تسلیت می‌آمدند که ام‌البنین هم همراه آنها آمد، چادری هم بود که خود زینب کبری سلام الله علیها و ام‌کلثوم و هاشمیین در آن بودند و از بنی‌هاشمی که در مدینه بودند برای تسلیت‌گویی می‌آمدند؛ به زینب کبری سلام الله علیها خبر دادند که ام‌البنین آمده است اما بیرون از چادر نشسته و داخل نمی‌شود؛ زینب کبری آمدند ام‌البنین را بغل کردند و بوسیدند و گفتند مادر چرا داخل چادر نمی‌آیی؟ گفت من دیدم قوم‌وخویش‌های هاشمی شما آمده‌اند به شما تسلیت بگویند، می‌خواهید به اصطلاح حرف‌هایتان را با یکدیگر بزنید و درد و دل کنید من قابلیت این را ندارم که در ردیف آنها بیایم و خدمت شما تسلیت بگویم؛ اینها هنر است و این ادب ام‌البنین است.

این قضیه معروف است و نقل صحیح دارد که در روضه‌ها هم می‌خوانید وقتی بشیر آمد تا خبر بازگشت کاروان اسرا را برای مدینه بیاورد، ام‌البنین بر سر راه او بود و او هم ام‌البنین را می شناسد لذا راهش را کج کرد و رفت خبر را داد؛ وقتی هم برمی‌گشت دوباره سر راهش ام‌البنین واقع می‌شد و نمی‌خواست خبر مرگ فرزندان را به مادر بدهد بالاخره با لطایف‌الحیلی خبر شهادت آنها را داد؛ وقتی بشیر گفت پسرانت را کشتند یا عباس را کشتند، ام‌البنین گفت از بچه‌هایم نمی‌پرسم از حسین چه خبر؟ اینها گفتنش آسان است.

بعد از این هم چهار صورت قبر درست کرده بود و در بقیع می‌نشست و گریه می‌کرد؛ آن هم گریه و ناله و زاری که حتی دل حاکم بی‌رحم مدینه را به درد می‌آورد که وقتی مروان عبور می‌کرد چشمانش از ناله‌ی ام‌البنین پر از اشک می‌شد.

یک کلمه حرف در طول این مدت از ام‌البنین شنیده نشد که چرا مثلا فرزند آقا سیدالشهداء علیه السلام ، علی‌بن‌الحسین علیه السلام زنده باشد اما یک نفر از فرزندان من زنده نماند؛ یک کلمه از امثال این سخنان از ام‌البنین نداریم؛ بلکه همان شأنی که نسبت به آقا سیدالشهداء علیه السلام قائل بود نسبت به امام سجاد علیه السلام هم قائل بود؛ ادبش نسبت به امام سجاد علیه السلام همان ادب نسبت به امام حسین علیه السلام بود.

این حالات و روحیّات از این مادر فوق‌العاده است؛ آن هم مادر داغ‌دیده‌ای که نه یکی و دوتا بلکه چهار فرزند دلاور مثل اباالفضل العباس در کربلا از دست داده است؛ گاهی از حوادثی که در کربلا واقع شده است سوال می‌کرد؛ اما سوال‌هایش همیشه در این ارتباط بود که آیا عباس من در جایی کوتاهی نسبت به برادرش سیدالشهداء علیه السلام نکرده است؟ آیا جایی بوده که می‌توانسته کمک کند و نکرده باشد؟! در این مقام بود.

توسل و الگوپذیری از حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها

لذا ام‌البنین زن جلیل‌القدری است و به حق، شأنی و مقامی نزد شیعه دارد که این مقام تالی‌تلو بزرگان شیعه است؛ در بقیع بعد از مزار ائمه اطهار علیهم‌السلام شلوغ‌ترین مزار در نزد شیعه قبر ام‌البنین است؛ چون این زن اینقدر نزد خدا مقام دارد که مردم به آنجا می‌روند و توسل به این بانو پیدا می‌کنند و توسلاتشان بسیار جواب می‌دهد؛ او واسطه می‌شود و حاجات مردم را می‌دهد؛ مقام بسیار شامخی دارد و چقدر خوب است که شخصیت‌هایی مثل ام‌البنین برای امثال ما در زندگی الگو باشند؛ این همه فداکاری و گذشت فوق جهات عاطفی و احساسی است؛ چون احساس مادر نسبت به فرزند معلوم است اما تمام احساسات و عواطف مادری ام‌البنین تحت‌الشعاع عقیده و ایمان واقع می‌شود؛ اینها نمونه‌های نادری است.

وفات شهادت‌گونه هم که می‌گوییم یعنی عمر ام‌البنین با این مصائبی که یکی دو تا هم نبود و زخم زبان‌هایی که شنید به انتها رسید؛ اما یادش برای همیشه در نزد اهل بیت علیهم السلام ماند؛ همه امامان ما نسبت به ایشان مقام احترام و تجلیل داشتند و لذا ما شیعیان هم در روز وفات ایشان درود و سلام و صلوات خداوند را نثار روح مطهرش می‌کنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

منبع: *شفقنا

انتهای پیام




دغدغه شهید ابراهیم هادی برای نماز صبح


هدایت پرس: شهید ابراهیم هادی حتی زمانی که نوجوان بود، برای نماز جماعت صبح به مسجد می‌رفت.


به گزارش هدایت پرس؛ شهید جاویدالأثر ابراهیم هادی در اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در تهران و حوالی میدان خراسان به دنیا آمد.

او چهارمین فرزند خانواده بود.در سال ۱۳۵۵ توانست دیپلم ادبی بگیرد. همزمان با تحصیل به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت‌بدنی و بعد از آن به آموزش‌ و‌ پرورش منتقل شد. با آغاز جنگ به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ و در جریان عملیات والفجر مقدماتی در فکه به شهادت رسید.

خاطره زیر به نقل از یکی از دوستان این شهید بزرگوار در صفحه ۱۵۰ کتاب «سلام بر ابراهیم» نقل شده است: 

از تهران راهی جبهه بودیم. من و ابراهیم با یک ماشین شخصی تا کرمانشاه رفتیم. نیمه‌های شب بود. هنوز به کرمانشاه نرسیده بودیم. من می‌دیدم که ابراهیم، همین طور از خواب می‌پرد و به ساعت مچی خودش نگاه می‌کند!

با تعجب گفتم: چی شده آقا ابراهیم؟ گفت: کرمانشاه ساعت چهار صبح اذان می‌گویند. می‌خواهم نماز صبح ما اول وقت باشه.

چند دقیقه بعد دوباره از خواب پرید. بیدار ماند و اشاره کرد تا جلوی یک قهوه‌خانه توقف کنیم. نماز جماعت صبح را در اول وقت خواندیم. بعد با خیال راحت به راهمان ادامه دادیم …

تابستان سال ۱۳۶۱ بود و ابراهیم در تهران حضور داشت. هر روز با هم به این طرف و آن طرف می‌رفتیم. بیشترین کاری که ابراهیم در آن زمان انجام می‌داد، گره‌‌گشایی از کار بندگان خدا بود.

یک شب با هم به هیئت رفتیم. بعد هم در کنار بچه‌های بسیج حضور داشتیم. آخر شب هم برای چند نفر از جوانان محل شروع به صحبت کرد. خیلی غیرمستقیم آن‌ها را نصیحت کرد.

ساعت حدود دو نیمه شب بود. من هم مثل ابراهیم خسته بودم. از صبح مشغول بودیم. گفتم: من می‌خواهم بروم خانه و بخوابم. شما چه می‌کنی؟

ابراهیم گفت: منزل نمی‌روم، من می‌ترسم خوابم برود و نماز صبح من قضا شود. شما می‌خواهی برو.

بعد نگاهی به اطراف کرد. یک کارتن خالی یخچال سر کوچه روی زمین افتاده بود. ابراهیم آن کارتن بزرگ را برداشت و رفت سمت مسجد محمدی. ورودی این مسجد یک فضای تقریباً دو متری بود. ابراهیم کارتن را در ورودی مسجد روی زمین انداخت و همانجا دراز کشید. بعد گفت: دو ساعت دیگه اذان صبح است. مردمی که برای نماز جماعت به مسجد می‌آیند، مجبور هستند برای عبور، من را بیدار کنند.

بعد با خوشحالی گفت: این طوری هم نمازم قضا نمی‌شه، هم نماز صبح رو به جماعت می‌خوانم. ابراهیم به راحتی همانجا خوابید.

برایم عجیب بود. نمی‌فهمیدم که چرا ابراهیم اینقدر به نماز صبح اهمیت می‌دهد. او حتی زمانی که نوجوان بود برای نماز جماعت صبح به مسجد سلمان می‌رفت.

سال‌ها از آن ماجرا گذشته. این برخورد ابراهیم با قضیه نماز صبح، بارها مرا به فکر فرو می‌برد. ما هر شب ساعت‌ها برای تماشای فیلم و فوتبال و … مقابل تلویزیون می‌نشستیم، بی‌آنکه به قضا شدن نماز صبح خودمان توجه داشته باشیم. بعد ادعای پیروی از راه و رسم شهدا را هم داریم!

بعدها در جایی خواندم: شخصی به نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: من گناه بسیار بزرگی کرده‌ام. چه کنم؟ حضرت فرمود: اگر به بزرگی کوه باشد، خدا می‌بخشد. آن شخص گفت: از کوه هم بزرگتر است و به حضرت بیان کرد که چه گناهی مرتکب شده.

گناهش بسیار بزرگ بود، اما امام صادق (ع) در پاسخ فرمود: من تصور کردم نماز صبح شما قضا شده که اینگونه گفتی؟!

منبع : خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی – آنا 

 انتهای پیام/




چرا به حضرت فاطمه(س) ام‌ابیها می‌گویند؟


در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام ابیها از كنیه های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می فرمود ام ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).


به گزارش هدایت پرس؛ در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام ابیها از كنیه های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می فرمود ام ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).

می توان در این رابطه احتمالاتی را بیان كرد:

 ۱- عرب ها در نامگذاری سه چیز دارند: اسم، لقب و كنیه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، كنیه مانند ” ام ابیها” حضرت فاطمه (س) افزون بر نام، از چندین لقب و كنیه بهره مند است. انتخاب كنیه ها ممكن است به جهت خاصی باشد، رمز این نام گذاری ممكن است جهت اظهار محبت باشد، همان گونه كه متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش می گوید: مادرم ، و نسبت به پسرش می گوید: بابایم، یعنی پیامبر جهت اظهار محبت به دخترش فرمود: تو مادر بابات هستی .

۲ – شاید بدین جهت باشد كه در دوره غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاری داشت همانند رفتار مادر به فرزند و پیامبر (ص) نیز بسیار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر. پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را می بوسید. هر گاه به سفر می رفت آخرین كسی كه با او خدا حافظی می كرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او دیدار می كرد. حضرت زهرا (س) مانند مادری دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش می گرفت، از او نگهداری می كرد، زخم هایش را مرهم می گذاشت رنج ها و دردهایش را كاهش می داد. این گونه ابراز عواطف دو سویه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است.

 

۳ – مادر هر چیزی اصل و اساس او است. ممكن است مقصود آن باشد كه حضرت فاطمه اصل و اساس درخت رسالت است، چنان كه در روایت آمده است: “شجره طیبه پیامبر اسلام (ص) ساقه اش علی و ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان حضرت می باشند”. اگر ریشه درخت نباشد، درخت خشك می گردد و طراوت خود را از دست می دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزی و نشاط خود را از دست می داد.

 

۴ – ممكن است بدان جهت باشد كه چون خداوند زنان پیامبر (ص) را به كنیة “ام المؤمنین” گرامی داشت، به ذهن خطور كند كه آنان مهم ترین زنان روی زمین هستند، حتی از حضرت فاطمه (س) بالاترند، از این جهت حضرت رسول او را به “ام ابیها” خطاب كرد تا از این وسوسه ها و خطورات ذهنی جلوگیری كند؛ یعنی ای زنان پیامبر (ص) اگر شما به منزلة مادران مؤمنان هستید، حضرت فاطمه به منزلة مادر پیامبر است.

 


منبع : شهرسوال




دعای امیرکبیر با دست‌خط خودش در شب قدر

چه زیباست این دعای مکتوب از دل برآمده آن‌هم در خلوت شب قدر از امیری که تمام وجودش آرمان اعتلای ایران آن روز بود!

به گزارش هدایت پرس؛  تصویر زیر، دست‌نوشته‌ای منتسب به امیرکبیر است که مضمون آن دعایی در جریان شب قدر است. 

همچنین استاد محمدعلی کوشا یادداشتی برای این دست‌نوشته صادر کرده که در ادامه آمده است.

چه زیباست این دعای مکتوب از دل برآمده آن‌هم در خلوت شب قدر از امیری که تمام وجودش آرمان اعتلای ایران آن روز بود! خدا بر درجاتش بیفزاید و نام و یادش را برای هر ایرانی صاحب قلب سلیم پر ارج و اعتبار گرداند.

افسوس که خدمتگزاران واقعی در این آب و خاک یکی پس از دیگری سرنوشتی شبیه امیر کبیر داشته و دارند!

الیس الصبح بقریب!




استاد احمدی از حج می‌گوید


هدایت پرس: کارشناس احکام دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی جهت بهرمندی، آگاهی و آمادگی بیشتر از حج یادداشتی به رشته تحریر در آورده است.


به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت‌پرس؛حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی، کارشناس احکام دفتر مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت‌الله العظمی نوری همدانی؛  جهت بهرمندی، آگاهی و آمادگی بیشتر از حج یادداشتی به رشته تحریر در آورده است و در این یادداشت توصیه‌هایی هم به حجاج ارائه داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

کسانی که عازم بیت‌الله الحرام می‌شوند؛ خداوند سبحان آنها را به خانه خودش دعوت کرده است تا صدای لبیک گفتن او را بشنود و حاجی باید اموری را مراعات نماید:

  • برحاجی لازم است که اموال خود را از حقوق الناس پاک کند، اگر اموال غیر در نزد او است به صاحبانش برگرداند اگر صاحبانش را نمی‌شناسد از جانب آنها صدقه بدهد تا ذمه‌ای بر گردنش نباشد.
  • بر حاجی لازم است که در اموال خود نظر کند که «حق الله» از قبیل زکات، خمس، نذر و حق وارث در ذمه‌اش است اداء نماید قبل از زیارت خانه خدا حق الله و حقوق الناس را برای سادات، فقرا، وارثین و صاحبان نذر کرده‌اند بپردازد و رضایت آنها را بدست آورد و پیشگاه ذات باری تعالی توبه نماید.
  • در سفر زیارتی مکه معظمه بهترین دوستان و رفقا را انتخاب نماید که دارای ویژگی خاص باشند از لحاظ اخلاق نیکوترین اخلاق حسنه را داشته باشد و از پیامبر اسلام(ص) روایت است که فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ به‌راستی که من مبعوث شدم تا شرافت‌های اخلاقی را کامل و تمام کنم [و به مردم بیاموزم]» و از لحاظ آگاهی در مسائل شرعی، دینی و احکام حج آشنایی کامل را داشته باشد و متقی‌ترین و پرهیزگارترین و خدا ترس‌ترین انسان باشد و در عمل به دستورات اسلام پایبند باشد.
  • یکی از مسائلی که قابل توجه است برای زائرین بیت‌الله ‌الحرام، آگاهی کامل به احکام حج و معرفت و شناخت کامل به فلسفه و حکمت حج است که غرض از به جا آوردند حج و هدف از آن در اسلام چیست؟ و همین طور درباره فضائل بیت‌الله الحرام، مسجد نبوی و آداب سفر در سرزمین وحی آگاهی داشتند و شناخت از خانه خدا و مسجد رسول اکرم(ص) و در مکان‌های مقدس که وحی به پیامبر اسلام نازل شده است و یک مقدار از تاریخ اسلام و زندگی رسول گرامی اسلام و مسلمانان صدر اسلام را مطالعه داشته باشند.
  • قبل از سفر حج از وضع خود اطلاع کافی بدست بیاورند که آیا بدن سالم دارد و یا مریض است به پزشک مراجعه کند و از سلامتی خود اطلاع حاصل نماید که قدرت اداء فریضه و اعمال مناسک حج را دارد یا ندارد و با خود داروهای لازم را ببرد که برای اعمال حج به مشکل برنخورد.
  • از کسانی که قبلاً به سفر مکه مشرف شده‌اند سؤال کند که چه وسائلی لازم است در آن سرزمین وحی بردارد تا در موقع اعمال مناسک حج دچار مشکل نشود.
  • یکی از چیزهایی که برای مسلمانان لازم و ضروی است وصیت‌نامه نوشتن است که طول عمر انسان را زیاد می‌کند و علامت تسلیم عبد است در برابر خدای سبحان بنده باید در تمام امور طبق فرمان الهی عمل کند.
  • افرادی که عازم مکه معظمه و سفر معنوی است باید با دوستان و اقربا و ذوی‌الأرحام خود وداع کند و از آنها حلالیت طلب نماید و اگر از آنها طلب دارد و یا اقوام و خویشاوندان از او طلب و حق دارند خود را بری الذمه نماید و بداند که دارد به طرف بیت رحمت و پاکی و طهارت می‌رود.
  • تمام حجاج که به طرف بیت الهی از سر تا سر کشورهای اسلامی سرازیر می‌شوند و در کنگره عظیم و جهانی در حضور پروردگار عالم می‌روند باید اراده و عزم راسخ برای اصلاح نفس خود داشته باشند و توکل به خدای سبحان در این زندگی جدید را که با ایمان و نشاط و سعادت و خوشبختی آغاز می‌کنند و به انجام برسانند.

حج دانشگاه مسلمانان جهان است

زمانی که انسان از منزل خود خارج می‌شود به طرف مکه مکرمه، وارد دانشگاه حج می‌شود و تمام سعی و تلاش و همت خود را بکار گیرد که آگاهی به مسائل احکام حج و بصیرت و آشنایی و معرفتش نسبت به حج زیاد شود و اراده انسان قوی شود و قوه عاقله خود را بکار بیندازد و تفکر و اندیشه نماید که از کدام سرزمین به دانشگاه معنوی آمده‌اند و روح بلند و تقوا را پیدا کند و خدای سبحان در آیه ۱۹۷ سوره بقره می‌فرماید: « وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ؛ توشه این راه تقوی است و از من بپرهیزید و خدا ترس شوید ای صاحبان عقل و ادراک.»

لحظه‌ای که از زن و فرزند و اقربای خود جدا می‌شوید در میهمانی خدا و درجات متعالی تقوی و علم و فضل کمال و آموختن و یاد گرفتن و یاد دادند به دیگران داخل می‌شوید.

http://uupload.ir/files/8od6_photo_2018-12-02_19-30-46.jpgتوصیه استاد احمدی به حجاج بیت‌الله الحرام

  • تلاوت قرآن کریم در آن سرزمین که قرآن در آنجا نازل شده و تفکر و تدبر در آیات کلام الهی، روح، جلا و صفا پیدا می‌کند و همین طور هنگام قرائت قرآن و فهمیدن آیات آن و اگر می‌توانید یک ختم قرآن در ایام حج انجام دهید که ثواب عظیم و پاداشی بزرگ برای شما نوشته می‌شود.
  • حاجی مسلمان باید سعی و کوشش نماید آگاهی در دین و احکام و مسائل شرعی و شناخت در اصول دین و فروع دین و کسب اخلاقی حسنه و از اخلاق بد دوری کند و این از مهمترین ا عمال و تقرب إلی الله است و در کاروان‌های حج علما و فضلا هستند از وجود این عالمان دین، حجاج باید بهره علمی، دینی، اخلاقی و احکام و مسائل حج و باقی امور اسلامی را ببرد و در میان حجاج مشاهده می‌شود که هر حاجی از لحاظ آگاهی، درجات مختلف دارند و بر علما و روحانیون کاروان لازم و ضروری ا ست که معالم دین را به آنها یاد بدهند تا دانا از جاهل دانسته شود و این سبب می‌شود وقتی حجاج از حج برمی‌گردند به وطن و کشورشان دارای ثروت عظیم علم و دانش و آگاهی به مسائل فقهی و تاریخی و تقوای الهی از سرزمین وحی برگشته‌اند.
  • بر حجاج بیت‌الله الحرام لازم است دعاهایی که از طریق اهل‌بیت(علیهم السلام) رسیده‌اند مانند: دعای مخصوص ماه ذی‌الحجه و دعا عرفه امام حسین(ع) در روز عرفه را با جدیت و تأمل بخوانند و این سبب می‌شود معرفت حجاج زیاد و قلب حجاج راسخ‌تر شود به دین اسلام و برنامه‌های دینی و معرفتی اسلام و دعای مکارم اخلاق امام سجاد(ع) را هر روز بخوانند.
  • احتمال قوی می‌رود که بعضی از حجاج محترم نماز قضا داشته باشند و در طول زندگی از آنها نماز فوت شده باشد پس بر حجاج است که به نماز قضا و جهت اداء آن سبقت بگیرند از نمازهای مستحبی و به نمازهای مستحبی هم اهمیت بدهند و شما می‌دانید که یک رکعت نماز در مسجد نبوی(ص) معادل است با هزار رکعت نماز و در مسجدالحرام یک رکعت نماز خواندند برابر یک صد هزار رکعت نماز این ثواب بزرگ نباید از انسان فوت شود.
  • http://uupload.ir/files/05xp_photo_2018-12-02_19-30-50.jpg
  • یکی از مکان‌های مقدس مسجد است حجاج باید در این دو مسجد، مسجد الحرام و مسجد نبی توقف طولانی داشته باشند و مشغول اذکار و دعا و اقامه نماز و خواندن قرآن و شناخت از مسلمین که به حج آمده‌اند وقت خود را صرف نماید و بزرگترین اعمال و افعال است و سستی نماید که دیگر این فرصت بدست نخواهد آمد و از امام علی(ع) روایت است که فرمودند:« الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ،فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَيرِ . امام على(ع) فرمودند: فرصت، چون ابر مى‌گذرد. پس، فرصتهاى كار خوب را غنيمت شمريد. [ نهج البلاغة : الحكمة ۲۱٫ ]»
  • بزرگترین هدف و فرصت برای حاجی این است که خدای سبحان او را برای توبه موفق کند و حقیقتاً به سوی تقوی و ایمان و صفای روح برگردد و از وسوسه شیطان و شک و تردید از ریا و کبر و حسد رهایی پیدا کند و از همان جا و مکان اصلاح نفس و تقوای الهی را شروع کند و نور ایمان و وصل شدند به  خدای سبحان و به توبه حقیقی دست یافتن و چراغ باطن او را روشن گردد در خود شجاعت و قوت ایمان و اعتماد به نفس پیدا کند.

«جستجو و کند کاو حج در قرآن کریم»

خداوند سبحان امر کرد ابراهیم خلیل را که زوجه خود هاجر و فرزندش اسماعیل را در بیان لم یزرع در نزد خانه من رها کن و ابراهیم خلیل امتثال امر پروردگار کرد آیه ۳۷ سوره ابراهیم «  رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛   پروردگارا من بعضي از فرزندانم را در سرزمين بيآب و علفي در كنار خانه‏ اي كه حرم تو است ساكن ساختم تا نماز را بر پاي دارند، تو قلبهاي گروهي از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزي ده شايد آنان شكر تو را بجاي آورند.» گواه بر این حقیقت است هدف پروردگار عالم بنای جدید کعبه و برپایی نماز  و قبله مسلمین جهان قرار بگیرد.

خداوند متعال در سوره آل عمران آیه ۹۶ و ۹۷« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ؛ نخستين خانه‏ اي كه براي مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد در سرزمين مكه است كه پر بركت و مايه هدايت جهانيان است. (۹۶)»،  « فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ؛ در آن نشانه‏ هاي روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است، و هر كس داخل آن (خانه خدا) شود در امان خواهد بود؛ و براي خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانایي رفتن به سوي آن دارند، و هر كس كفر بورزد (و حج را ترك كند به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بي نياز است. (۹۷)» می‌فرماید:  در بیت‌الله الحرام اولین خانه برای عبادت پروردگار عالم است و عبادت بدون شک و شبهه مخصوص خدا است و عناصر غیر خدا شامل هر نوع  رنگ و نژاد و علامت باشد پرستش نمی‌شود و فقط خدا عبادت می‌شود لاغیر.

این خانه در این کره خاکی خانه  همه مردم است از نژادها و رنگ‌ها، عرب‌ها و عجم‌ها آنهایی که دورند و نزدیکند و همه در این خانه که آمدند یکسان هستند و این خانه خدا در مکه است و همه جهانیان می‌دانند و در این خانه برکت برای همه مردم است دسته‌هایی که از دور و نزدیک شهر، روستا به طرف بیت‌الله کوچ می‌کنند شاهد منافع کثیر  این خانه که در آن زاد و تقوا و روزی‌های طیب و طاهر است هستند.

در این خانه، مردم هدایت، آگاهی و تفقه دین حق را پیدا می‌کنند و ایمان و عملشان زیاد می‌شود و نشانه‌ها و آثار ابراهیم خلیل و بی بی هاجر و اسماعیل و آثار انبیاء و غارحراء و مرکز نزول وحی به پیامبر اسلام و تصدیق وعده‌ها و نصرت‌‌ها و محل عبادت ابراهیم خلیل و اسماعیل و هاجر و تعهد و وفا ابراهیم خلیل و هروله و دویدن هاجر در پی آب برای فرزندش را مشاهده می‌کنند؛ ایمانشان به ذات خداوند جلت و عظمه قوی ‌می‌گردد.

و از آیات الهی بر می‌آید خداوند مکه را محل امن برای همه مردم قرار داده و در آن خانه احساس آرامش می‌کنند؛ همه بشر از هر نوع و رنگ و نژاد که باشند در جوار رحمت الهی حتی در کل دنیا جنگ باشد و این احساس آرامش از آیات خداوند سبحان و از دوستی مردم نسبت به این بیت‌الله است.

و خداوند قرار داده برای جمیع مردم این خانه را که بیایند حج کند بیت‌الله الحرام را و این شریعت الهی واجب شده و در ذمه کل مردم است حج به جا بیاورند و خداوند سبحان تخفیف قائل شده و شرط قرار داده استطاعت را در وجوب «مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» و استطاعت شرط است در بین مردم نیز رایج و معمول است کسی که مکه می‌رود مستطیع باشد و در هر زمان و مکان شرایط تغییر می‌کند انسان خود را بهتر می‌شناسد اگر قادر به حج بیت‌الله الحرام است و صحت بدن دارد و راه باز است زاد و توشه سفر دارد وقتی برمی‌گردد کم نمی‌آورد و محتاج دیگران نمی‌شود بعد از انجام فریضه حج واجب است بر او حج چون استطاعت و قدرت  دارد.

 

               




شاگردان امام عسکری چه کسانی بودند؟


هدایت پرس:  ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام حسن عسکری(ع) در این گزارش به اسامی شاگردان امام حسن عسکری(ع) اشاره شده است.


به گزارش هدایت پرس؛ نگارش جوامع حديثى در ميان اصحاب ائمه عليهم السّلام بسيار طولانى است، به ويژه، پس از دوران امام صادق (عليه السّلام، افراد زيادى در جامعه شيعه مصمم شدند تا روايات را جمع آورى كرده و آنها را براى شيعيان ساكن در كشورهاى دور و نزديك به منظور راهيابى به افكار و انديشه هاى اهل بيت، بفرستند. با گذشت زمان بر شمار اين مؤلفان افزوده شد و كتابهاى بيشتر و مفصلتر تأليف شد.

http://www.erfan.ir/system/assets/imgArticle/2018/11/133647_%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A7-4.jpg

 

  حسين بن اشكيب سمرقندى

يكى از چهره هاى مؤلف در روزگار امام عسكرى عليه السّلام حسين بن اشكيب سمرقندى است. كسى كه مدتى در قم خادم مقبره حضرت معصومه (عليها السّلام) بود، بعدها به سمرقند رفت و در آنجا ماندگار شد. وى بايد يكى از حلقه های پيوند تشيع قم با حوزه سمرقند، كه در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم نضج گرفت، باشد. نجاشى تأليفات او را بر شمرده كه در ميان آنها كتابى با عنوان «الرد على الزيدية» به چشم مى خورد. نظر به شدت فعاليت زيديها در اين دوران و قيامهاى مكرر آنها احتمال آن مى رفت كه شمارى از شيعيان تحت تأثير آنان قرار گيرند. بدين سبب اين دست كتابها كه بيشتر با استناد به روايات صادره از امامان معصوم عليهم السّلام تدوين مى شد، وسيله خوبى براى كنترل اين گونه انحرافات بود.

 

 

محمد بن خالد برقى

او از چهره هاى برجسته اين دوران بوده و آثارى تأليف كرده است. فرزند وی احمد (م ۲۷۴ يا ۲۸۰) شهرتى بيش از پدر داشته و يكى از شيعيان معاصر با امام هادى و امام عسكرى (عليهما السّلام) بود كه كتاب «المحاسن» وى دائرة المعارفى مشتمل بر احاديث امامان در تمامى زمينه هاى مختلف معارف دينى از قبيل: اخلاق، تفسير و جز آن بوده است. وى تأليفات ديگرى هم داشته كه از جمله آنها كتاب التبيان فى اخبار البلدان در جغرافياى تاريخى دنياى اسلام بوده است.

 

 

حسن بن موسى خشاب

از اصحاب امام عسكرى (عليه السّلام) تأليفاتى از خود باقى گذاشته كه كتاب «الرد على الواقفيه» از آن جمله است. اهميت اين نوشتار، با توجه به مشكلاتى كه در آن دوران واقفه ايجاد مى كردند، روشن است. افزون بر كتابهايى كه به عنوان رد بر فرق و يا در موضوعات فقهى نوشته مى شد، كتابهايى هم در دانش تاريخ اسلام نوشته مى شد.

 

 

محمد بن على بن حمزه

از اصحاب امام عسكرى (عليه السّلام) كتابهاى فراوانى از خود به يادگار گذاشت. عياشى درباره او مى نويسد: هيچ كتابى در موضوعات مختلف از امامان بر جاى نمانده بود جز آن كه پيش او وجود داشت. اين روايت به ويژه بر وجود روايات ائمه و حتى مكتوبات آنان در دسترس اصحاب تأكيد داشته و نشانه يك جنبش قابل تقدير علمى است كه خود پشتوانه اصلى دانش شيعى به حساب مى آيد. اصولى كه تا اين دوره تأليف شد، پايه هاى اصلى جوامع حديثى بزرگترى مانند «كافى» و «كتاب من لا يحضر» و ديگر آثار حديثى شيخ صدوق و شيخ طوسى است كه با استفاده از همين مدوّنات اصحاب تدوين شده است.

منبع پایگاه عرفان




عنایت امام حسین (ع) به پیرغلام نابینا


هدایت پرس: از درگذشت مرشداسماعیل بیش از ۴۰ سال می‌گذرد. او بارها به زیارت سیدالشهدا رفت و ۴۰ بار عاشورا تا اربعین را درک کرد. در ادامه، ماجرای شنیده‌نشده‌ای از او را که در کانال پیرغلامان منتشر شده است را در ادامه می‌خوانید.


به گزارش هدایت پرس؛ مرشد اسماعیل، مداح روشندل و صاحب‌سبک نیم‌قرن پیش و استاد بسیاری از روضه‌خوان‌های قدیمی مثل حاج علی ترابی بوده است. او دو پسر داشت؛ حاج مهدی و حاج محمد مطهری. حاج مهدی، سال‌ها پیش بر اثر بیماری قلبی درگذشت، اما خوشبختانه، سایه حاج محمد بر سر خانواده‌اش هست و هنوز به روضه‌های خانگی می‌رود و فیض می‌دهد.

مرشد اسماعیل، مکرراً به زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام نائل شده بود، اما ۴۰ سفری که او به کربلا رفته و زیارتش را از عاشورا به اربعین متصل کرده بود، سر زبان‌هاست و اگر امروز این اتفاق بیفتد، همه می‌گویند چنین سفرهایی برای مداح نابینایی چون او، یک رکورد محسوب می‌شود!

در یکی از سفرها، مرشد اسماعیل بی‌پول می‌شود. به حرم می‌رود و زیر قبه سیدالشهدا (ع) خطاب به امام حسین می‌گوید: «ارباب! من برای ماندن در کربلا پول ندارم. روی این‌که به ایرانی‌ها هم بگویم پول به من بدهند، ندارم. خودت یک کاری بکن.»

وقتی مرشد این حرف را می‌زند، کسی از کنار ضریح، مبلغی پول توی دست او می‌گذارد. مرشد که نمی‌توانسته روی آن مرد را ببیند، محکم مچ دستش را می‌گیرد و اصرار می‌کند که بگوید چه کسی است. طرف، قبول نمی‌کند و می‌گوید که حضرت این مبلغ را حواله کرده، اما مرشد کوتاه نمی‌آید. آن مرد، عاقبت به حرف می‌آید و نامش را افشا می‌کند.

او «طیب حاج رضایی» بوده است. یکه‌بزنی که توبه کرد، انقلابی شد و پشت امام خمینی (ره) در آمد. عاقبت هم در سحرگاه ۱۱ آبان ۱۳۴۲ به جرم اقدام علیه حکومت پهلوی به جوخه اعدام سپرده شد.

راوی: حاج حسن رشیدی

منبع:

*کانال پیرغلامان

 




ده نتیجه از عاشورا و کربلا

به گزارش هدایت پرس؛ حجت الاسلام محمد ادریسی در یادداشتی ۱۰ نتیجه برای عاشورا و کربلا شمرده است که در ادامه از نظر می‌گذرد.

بقا اسلام در فنای حسین است.عجیب نیست که شخص امروز در محرم مثل دیروز نیست. سربازان تغییر می کنند اما جنگ بین حق و باطل همیشه هست. حسین را باید نوشت و خواند و شنید و فریاد زد و او را با تمامی سلول های وجود خویش به آغوش گرفت پس سلام ما به امام حسین (ع) بی طمع باشد و قیام ما برای او بی ریا باشد.

 

پیروز بودن همیشه کشتن نیست بلکه به کشته شدن در راه محبوب و یا به زنده ماندن در راه معشوق است و این ما هستیم که در کربلا عشق پدرانه و تعصب برادرانه و عشق زنانه که بسیار جلوه گر است را می بینیم.

 

کسانی که حسین را تنها گذاشتند همان هایی بودند که به سایه ها ارزش دادند و به آنکه و آنچه که برایشان نمی ماند واگذار شدند و دل کندن از دنیا برایشان سخت و به خدا دل بستن برایشان محال بود و دست بسته در گناه نبودند و نخواستند که چشم باز در راه شوند.

 

مردم بعد از این واقعه نظامی و عاطفی و تربیتی که در این ایام اتفاق می افتد سه صورت پیدا می کنند که یا ناراحت هستند یا خوشحال یا بی تفاوت روزگار می گذرانند و ما در این روزها نمی توانیم ناراحت نباشیم چون این به دور از انسانیت و فتوت است و نمی توانیم خوشحال باشیم چون شریک در جنایت ها و اتفاقات آن روز خواهیم شد و نمی توانیم بی تفاوت باشیم چون هر کدام از ما در این ایام وظیفه ای داریم اما اینکه چرا بر امام حسین(ع) این همه مصیبت وارد شد چند مطلب مطرح می شود:

مطلب اول :آن همه ناملایمات به انسان های حاضر در جامعه آشفته ی آن روز باز می گردد که وظیفه حفظ جان امام و نزدیکان او را بر عهده داشتند اما در وظیفه خود کوتاهی کردند از جمله هواداران و علما و یاران دور و نزدیک حضرت امام حسین (ع) .

مطلب دوم :امام حسین(ع) قابلیت تحمل همه مصائبی که بر پیامبران در طول تاریخ وارد شد را یک جا داشت تا به اوج کمالات معنا ببخشد.

مطب سوم:عامل همه مصیبت ها دوری از محوریت حق در آن زمان بود که ثقلین نام داشت و همه این مصیب ها برای موعظه گرفتن آیندگان و متنبه شدن آنها بود.

مطلب چهارم:سیاست ها حاکم بر آن زمان به گونه ای پیش می رفت که حضرت برای برهم زدن آنها راهی جز تحمل آن مصیبت ها نداشت.

حرکتی که امام حسین(ع) شروع کرده بودند چهارحالت داشت :

اول: یا بر خودش و طرافیانش اثر می گذارد.

دوم: یا بر افراد که آینده می آیند اثر می گذارد.

سوم : یا بر مردم حاضر در آن زمان اثر می گذارد.

چهارم : نه بر افراد حاضر در آن زمان اثر می گذارد نه بر آیندگان و نه بر خودش و نه بر اطرافیانش اثری می گذارد.

 

و ما می بینیم گرچه مصیبتهای زیادی بر خود حضرت و اطرافیانش وارد آمد اما این حرکت حسینی با قیام و خروج خود هم تعظیم آیندگان را به همراه داشت و هم بیدارگر مردم حاضر در آن زمانه بود.

 

عده ای با دعوت و بعضی هم بی دعوت آمدند و برخی از آنها کنار او  بودند و ماندند و بعضی دیگر هم بهانه های مختلفی برای عدم حضور خود آوردند که چند دسته شدند :

دسته اول: آنها کسانی بودند که امام حسین (ع) را می شناختند و ظلم و جور کسانی که مقابلش بودند را هم می دیدند و هم عقیده بودند که فساد هست.

دسته دوم: کسانی بودند که امام حسین(ع)  نمی شناختند اما جور و ظلم را می دیدند و هم نظر و هم عقیده بودند که مفسدان هستند اما به کناری نشستند و کاری نکردند.

دسته سوم :آنهایی که نه امام حسین (ع) را می شناختند و نه با خبر از ظلم ها و جورها بودند و از اوضاع زمان خودشان در بی اطلاع کامل بودند.

دسته چهارم: اشخاصی هستند که مخالف امام حسین (ع) بودند و سر در آخور فساد داشتند و مقابلش ایستادند که هم حضرت را می شناختند و هم از کارهای خود و نزدیکان خود خبر داشتند و حتی به آن افتخار هم می کردند.

این یکی از ظرفیت های لطیفانه و قابلیت های حرکت جاودان امام حسین(ع)  است که درس هایی از که عاشورا گرفته می شود برای هر شخصی در هر عصری می تواند متفاوت باشد و باید در کنار وقايع حرکت امام حسین (ع) نتایج نیز گفته شود.

 اگر کسی یک بار وقایع عاشورا و آن ایام را شنیده باشد یا که خود مطالعه نمایید می تواند به این نتایج برسد:

نتیجه اول :من ها به فدای هدف ها نه هدف ها فدای من ها.

نتیجه دوم :نباید از جنگ ها هراس داشت و اگر جنگی هم صورت گرفت فرزندان بزرگان و فرماندهان و سیاسیون باید سر نترس داشته باشند که در صف اول حاضر شوند و نه آخر و یا فراری از نبرد و قبل از همه ،آنها به میدان ها بروند زیرا که:

 اولاً: این نشان می دهد که فرزندان آنها درست تربیت شده اند.

 ثانیاً: اعتماد مردم به رهبران آن جنگ بیشتر خواهد شد.

 ثالثا: مردم به اهداف آنها ایمان پیدا می کنند.

نتیجه سوم: چهره های مذهبی دلبسته به دنیا قطعاً پشت ولی زمان خود را خالی می کنند و آنها هرگز قابل اعتماد نیستند و آنها را اینگونه باید شناخت که :

اولاً:به طبقه پایین تر از خود به حقارت نظر می کنند.

 ثانیاً:به طبقه بالاتر از خود حسودی می کنند.

نتیجه چهارم: هر چند شبیه غیر ممکن به نظر می رسد اما بهانه های مردم برای عدم حضور در صحنه های حساس از تمامی اقشار گرفته شود و هیچ بهانه برای همراه نشدن باقی نماند.

نتیجه پنجم: جذب باید غیر جبری باشد و هرگز نباید به مردم دروغ گفت و اوضاع گذشته و حال و آینده را کاملاً تبیین کرد تا هر آنکه خواست همراه شود.

نتیجه ششم: آنها که از بیت مال به هر نحو ممکن به حرام، اموالی را برده اند و خورده اند دیر یا زود آشکارا یا که پنهانی ضربه خود را خواهند زد و بایست که مراقب آنها بود.

نتیجه هفتم: بر روی آنها که ساده لوح هستند حتی اگر آدم خوبی باشند نباید سرمایه گذاری شود چون فرار می کنند و در بزنگاه تنهایتان می گذارند.

نتیجه هشتم: به همراهی دیگران نباید زیاد اطمینان داشت و به بودنشان نباید عادت کرد.

نتیجه نهم: با ترفند های تبلیغاتی و ابزار ها و گلوها می توان حقایق را به راحتی وارونه نشان داد به شکلی که پست ترین آدم ها جلو دار کارهای بزرگ  شوند و بهترین آدم ها کنار گذاشته و ناشناخته و حتی کشته شوند.

نتیجه دهم: ممکن است آن کس که دشمن امروز تو است فردا یار و همراه تو شود و بلعکس.

 

آن وقایع و حقایقی که آن روز در کربلا اتفاق افتاد را امروز هرگز نمی توانیم تغییر بدهیم اما آنچه در کربلا و عاشورا اتفاق افتاد برای ما نتایجی حقیقی و مهم دارد که می تواند امروز و فردای همه ما را تغییر دهد.




اعمال شب و روز اول ماه محرم

به گزارش هدایت پرس؛ آگاه باش كه اين ماه، ماه حزن و اندوه اهل بيت عليهم السّلام و شيعيان ايشان است.
از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: چون ماه محرّم فرا ميرسيد، كسى پدرم را خندان نميديد، و پيوسته تا روز دهم اندوه و حزن بر او غالب بود، چون روز عاشورا ميشد روز مصيبت و حزن و گريه، ايشان بود، و ميفرمودند: امروز روزى است كه حسين عليه السّلام شهيد شد.
شب اول: سيّد ابن طاووس در كتاب «اقبال» براى اين شب، چند نماز ذكر فرموده: اوّل: صدر ركعت كه در هر ركعت سوره هاى «حمد» و سوره «توحيد» خوانده ميشود.
دوّم: دو ركعت كه در ركعت اول سوره هاى «حمد» و «انعام» ، و در ركعت دوم سوره هاى «حمد» و «يس» خوانده ميشود.
سوم: دو ركعت كه در هر ركعت سوره «حمد» و يازده سوره «توحيد» خوانده مى شود.
از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده: هركه اين دو ركعت نماز را در اين شب بجا آورد، و فردايش را كه اول سال است روزه بدارد، مانند كسى است كه همه طول سال را همواره كار خير كرده، و در آن سال محفوظ باشد، و اگر بميرد به بهشت ميرود.
سيّد ابن طاووس براى هلال اين ماه دعاى مبسوطى ذكر كرده است.
روز اول: بدان كه روز اوّل محرم، اول سال قمرى است، و در آن دو عمل وارد شده: اول: روزه گرفتن، در روايت ريّان بن شبيب از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: هركه در اين روز روزه بدارد، و خدا را بخواند خدا دعاى او را مستجاب كند، چنان كه دعاى زكرّيا را اجابت فرمود.
دوم: از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روز اول محرّم دو ركعت نماز بجا آورد، و چون فارغ ميشد، دستها را به آسمان برميداشت و اين دعا را سه مرتبه ميخواند:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْإِلَهُ الْقَدِيمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِيدَةٌ فَأَسْأَلُكَ فِيهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ وَ الاشْتِغَالَ بِمَا يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ يَا كَرِيمُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ يَا ذَخِيرَةَ مَنْ لا ذَخِيرَةَ لَهُ يَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يَا غِيَاثَ مَنْ لا غِيَاثَ لَهُ يَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ يَا كَنْزَ مَنْ لا كَنْزَ لَهُ يَا حَسَنَ الْبَلاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُنْعِمُ يَا مُجْمِلُ يَا مُفْضِلُ يَا مُحْسِنُ،

خدايا تويى معبود ازلى، و اين است سال نو، در اين سال از تو درخواست ميكنم حفظ شدنم را از شيطان، و قدرت و غلبه و بر نفس فرمانده به گناه، و مشغول بودن به آنچه كه مرا به تو نزديك ميكند، اي صاحب بزرگى و بزرگوارى، اى تكيه گاه كسيكه تكيه گاهى ندارد، اى اندوخته كسى كه اندوخته كسى كه اندوخته اى ندارد، اى پناهگاه كسي كه پناهگاهي ندارد، اى فريادرس كسى كه فريادرسى ندارد، اى پشتوانه كسى كه پشتوانه اى ندارد، اى گنجينه كسى كه گنجى ندارد، اى نيكو آزمايش، اى بزرگ اميد، اى عزّت ناتوان، اى نجات ب خش غرق شدگان، اى رهاننده هلاك شدگان، اى نعمت دهنده، اي زيباكار، اى فزون بخش، اى نيكوكار،

أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ يَا اللَّهُ لا شَرِيكَ لَكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْرا مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لا يَعْلَمُونَ وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِمَا يَقُولُونَ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبَابِ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

تويى كه برايت سجده كرد، سياهى شب، و روشنى روز، و تابش ماه، و شعاع خورشيد، و خروش آب و صداى برگ درختان، اى خدا شركى براى تو نيست.
خدايا ما را بهتر از آنچه گمان ميكنند قرار ده، و از ما آنچه را نميدانند بيامرز، و به آنچه از ما مي گويند سرزنشمان مكن، خدا مرا بس است، معبودى جز او نيست، بر او تكيه كردم، و او پروردگار عرش بزرگ است، به او ايمان آورديم.
همه چيزها از جانب پروردگار ماست، و يادآور نشوند مگر صاحبان خرد، پروردگارا دلهاى ما را بعد از آنكه هدايتمان فرمودى منحرف مكن، و از نزد خود رحمتي به ما ببخش، همانا تو بخشنده اى.
شيخ طوسى فرموده: كه روزه دهه اول محرم مستحب است ولى روز عاشورا تا بعد از عصر از خوراكى و آشاميدنى خوددارى كند، آنگاه كمى تربت بخورد، و سيّد روايت كرده كه روزه تمام اين ماه فضيلت دارد، و روزه آن روز روزه دار را از هر گناهى حفظ ميكند.
روز سوم: روزى است كه حضرت يوسف عليه السّلام از زندان آزاد شد، هركه آن روز را روزه بگيرد، حق تعالى كارهاى مشكل را بر او آسان كند و اندوه را از او برطرف سازد، و در روايت نبوى آمده: دعايش اجابت شود.
روز نهم: روز تاسوعا.
از امام صادق عليه السّلام روايت شده: تاسوعا روزى است كه امام حسين عليه السّلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام براى جنگ با آن حضرت گرد آمدند و ابن مرجانه و عمر سعد، به خاطر كثرت سپاه و بسيارى لشگر، كه براى آنها گرد آمده بودند، خوشحال شدند، و امام حسين عليه السّلام و اصحابش را ضعيف به حساب آوردند، و يقين كردند كه براى حضرت ياورى نخواهد آمد، و اهل عراق او را مدد نخواهند كرد، سپس فرمود: پدرم فداى آن ضعيف غريب.



فضیلت و اعمال روز مباهله

به گزارش هدایت پرس ؛ روز بیست وچهارم ذیحجه بنابر اشهر روزى است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با نصاراى نجران مباهله كرد، و پيش از مباهله عبا بر دوش مبارك گرفت، و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را زير عبا جا داد و گفت: پروردگارا هر پيامبرى را اهل بيتی بوده، كه مخصوص ترين خلق نسبت به او بودند، خدايا اينان اهل بيت منند، از ايشان شك و گناه را برطرف ساز، و پاك كن ايشان را پاك كردنى كامل، پس جبرائيل نازل شد، و آيه تطهير را در شأن ايشان فرود آورد، آنگاه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن چهار بزرگوار را براى مباهله به بيرون برد، چون نگاه نصارى بر ايشان افتاد، و حقيقت آن حضرت و آثار نزول عذاب را مشاهده كردند، جرأت بر مباهله را از دست داده، و استدعاى مصالحه و قبول جزيه كردند.
در اين روز حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در حال ركوع انگشتر خود را به سائل داد، و آيه «انّما وليكم اللّه» در شأن آن حضرت نازل گشت.
                                          آیه تطهیر
                                                     آیه ولایت
در هر صورت اين روز داراى شرافت بسياری است، و در آن چند عمل وارد است:
اوّل: غسل.
دوّم: روزه گرفتن.
سوّم: خواندن دو ركعت نماز، كه در وقت و كيفيت و ثواب مانند نماز روز عيد غدير است، و اينكه «آية الكرسى» در نماز مباهله بايد تا«هم فيها خالدون»
خوانده شود.
چهارم: خواندن دعاى مباهله مى باشد، كه شبيه به دعاى سحر ماه رمضان است، و شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس نقل كرده اند، ولى بين روايات آن دو بزرگوار اختلاف زيادى است، و من روايت شيخ طوسى را در كتاب «مصباح» برگزيده ام كه فرموده است: دعاى روز مباهله همراه با فضيلت آن، از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده، و آن دعا اين است:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَلِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمَالِكَ جَمِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِهَا وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِأَنْوَرِهِ وَ كُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِهَا وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ وَاسِعَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّهَا.

خدايا از تو درخواست مى كنم از زيبايى ات به حق برترين مرتبه زيبايى ات، و همه مراتب آن زيباست، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب زيبايیات.
خدايا از تو درخواست مى كنم از بزرگى ات به حق برترين مرتبه بزرگى ات، و همه مراتب بزرگى ات بزرگ است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب عظمتت.
خدايا از تو درخواست میكنم از جمالت، به حق برترين مرتبه جمالت، و همه مراتب جمال تو جميل است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب جمالت.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمان دادى، پس اجابتم كن چنان ه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست می كنم از شكوهت، به حق برترين مرتبه شكوهت، و همه مراتب شكوهت شكوه مند است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب شكوهت.
خدايا از تو درخواست میكنم از نورت، به حق برترين مرتبه نورت، و همه نورت نورانى است، خداى از تو درخواست میكنم به همه نورت، خداى از تو درخواست میكنم از رحمتت، به حق وسيع ترين مرتبه رحمتت و همه رحمتت وسيع است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه رحمتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَمَالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمَالِكَ كَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِمَاتِكَ بِأَتَمِّهَا وَ كُلُّ كَلِمَاتِكَ تَامَّةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَلِمَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمَائِكَ بِأَكْبَرِهَا وَ كُلُّ أَسْمَائِكَ كَبِيرَةٌ ،

خدايا تو را می خوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از تو درخواست میكنم از كمالت به حق برترين مرتبه كمالت، و همه كمالت كامل است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه كمالت، خدايا از تو درخواست می كنم از كلماتت به حق تمام ترين كلماتت، و همه كلماتت تمام است، خدايا از تو درخواست می كنم به همه كلماتت، خدايا از تو درخواست می كنم از نامهايت به حق بزرگترين آنها، و همه نامهايت بزرگ است،

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّهَا وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِأَمْضَاهَا وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ مَاضِيَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ الَّتِي اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّهَا،

خدايا از تو درخواست میكنم به حق همه نامهايت.
خدايا تو را میخوانم، چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن، چنان كه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست میكنم از عزّتت، به حق برترين مرتبه عزّتت، و همه عزّتت عزيز است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه عزّتت، خدايا از تو درخواست میكنم از مشيّتت به حق گذراترين مشيّتت و همه مشيّتت گذراست، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه مشيّتت.
خدايا از تو درخواست میكنم به قدرتت كه با آن بر همه چيز برتری گرفتى، و همه قدرت تو برتریگير است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه قدرتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِأَنْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضَاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَسَائِلِكَ بِأَحَبِّهَا وَ كُلُّهَا إِلَيْكَ حَبِيبٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَسَائِلِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطَانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَ كُلُّ سُلْطَانِكَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِسُلْطَانِكَ كُلِّهِ .

خدايا تو را می خوانم، چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن، چنان كه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست می كنم از علمت به حق نافذترين آن و همه علم تو نافذ است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه علمت.
خدايا از تو درخواست مى كنم از گفتارت به حق پسنديده ترين آن.
و همه گفتارت پسنديده است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه گفتارت.
خدايا از تو درخواست میكنم از خواسته هايت به حق محبوب ترين آنها، و همه آنها نزد تو محبوب است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه خواسته هايت.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست میكنم از شرفت به حق برترين مرتبه شرفت، و همه شرفت شريف است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه شرفت.
خدايا از تو درخواست میكنم از سلطنتت، به حق پايدارترين آن.
و همه سلطنتت پايدار است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه سلطنتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَفْخَرِهِ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَلائِكَ بِأَعْلاهُ وَ كُلُّ عَلائِكَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَلائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَعْجَبِهَا وَ كُلُّ آيَاتِكَ عَجِيبَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَقْدَمِهِ وَ كُلُّ مَنِّكَ قَدِيمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ،

خدايا از تو درخواست میكنم از فرمانروايى ات به حق گرانمايه ترين آن، و همه فرمانروايی ات گرانمايه است، خدايا از تو درخواست می كنم به همه فرمانروايى ات.
خدايا تو را مى خوانم چنان كه فرمانم دادى.
پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از تو درخواست می كنم از والايى ات به حق والاترين آن، و همه والايی ات والاست، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه والايی ات.
خدايا از تو درخواست می كنم از آياتت به حق شگفت ترين آياتت، و همه آياتت شگفت است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه آياتت.
خدايا از تو درخواست میكنم از نعمتت به حق ديرينه ترين آن و همه نعمتت ديرين است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه نعمتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا [مِمَّا] أَنْتَ فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَ كُلِّ جَبَرُوتٍ اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا تُجِيبُنِي بِهِ حِينَ أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِبَهَاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِجَلالِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِلا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رِزْقِكَ بِأَعَمِّهِ وَ كُلُّ رِزْقِكَ عَامٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَطَائِكَ بِأَهْنَئِهِ وَ كُلُّ عَطَائِكَ هَنِي ءٌ ،

خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن، چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از تو درخواست میكنم، به حق آنچه كه در آن قرار دادى از مقام و جبروت، خدايا از تو درخواست میكنم به تمام مقام و تمام جبروتت.
خدايا از تو درخواست میكنم به آنچه با آن اجابتم مینمايى، زمانیكه از تو میخواهم، اى خدا، اى كه معبودى جز تو نيست، از تو میخواهم به زيبايى اينكه معبودی جز تو نيست.
اى كه معبودى جز تو نيست، از تو میخواهم به بزرگى اينكه معبودى جز تو نيست.
اى كه معبودى جز تو نيست، از تو میخواهم به حق اينكه معبودى جز تو نيست.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از درخواست میكنم از روزى ات به همه گانه ترين آن، و همه روزى ات همگانى است.
خدايا از تو درخواست می كنم به همه روزى ات، خدايا از تو درخواست میكنم از عطايت، به حق گواراترين آن، و همه عطايت گواراست.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَطَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ بِأَعْجَلِهِ وَ كُلُّ خَيْرِكَ عَاجِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِأَفْضَلِهِ وَ كُلُّ فَضْلِكَ فَاضِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ وَ الْوِلايَةِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ الايتِمَامِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِذَلِكَ يَا رَبِّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ فِي الْأَوَّلِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِيلَةَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ.

خدايا از تو درخواست میكنم به همه عطايت، خداى از تو درخواست میكنم از خيرت به فوریترين آن، و همه خيرت فورى است.
خدايا از تو درخواست میكنم به همه خيرت.
خدايا از تو درخواست میكنم از فضلت، به حق فزون ترين آن، و همه فضلت فزون است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه فضلت.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا برانگيز بر ايمان به خود و تصديق به رسولت (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، و ولايت على بن ابيطالب (ع) و بيزاری از دشمنش، و اقتدا به امامان از خاندان محمّد (درود خدا بر آنان باد) ، كه من به اين واقعيت راضی شده ام.
خدايا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در ميان پيشينيان، و درود فرست بر محمّد در ميان آيندگان، و درود فرست بر محمّد، در ميان آسمانيان، و درود فرست بر محمّد در ميان فرستادگان.
خدايا به محمّد عطا كن، وسيله و شرف و فضيلت و درجه بزرگ.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي وَ بَارِكْ لِي فِيمَا آتَيْتَنِي وَ احْفَظْنِي فِي غَيْبَتِي وَ كُلِّ غَائِبٍ هُوَ لِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ الْخَيْرِ رِضْوَانَكَ وَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِكَ وَ النَّارِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِي مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عُقُوبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلاءٍ وَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ آفَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذَا الشَّهْرِ وَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ.

خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و به آنچه روزى ام نمودى خشنود بدار، و در آنچه به من عنايت كردى بركت ده، و در غيبتم و در غياب هر غايبى كه او از من است نگهدارم باش.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر پايه ايمان به خود و باور داشتن به پيامبرت برانگيز، خداى بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و از تو میخواهم خوب ترين خوبها را كه خشنودی ات و بهشت است، و به تو پناه مى آورم از بدترين بدها كه خشمت و آتش است.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا محافظت فرما از هر مصيبت و هر بلا، و از هر عقوبت، و هر فتنه، و هر آزمايش، و هر شر، و هر امر ناپسند، و هر پيش آمد، و هر آفت كه از آسمان بر زمين فرود آيد، يا فرود میآيد، در اين ساعت و در اين شب، و در اين روز، و در اين ماه، و در اين سال

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِي مِنْ كُلِّ سُرُورٍ وَ مِنْ كُلِّ بَهْجَةٍ وَ مِنْ كُلِّ اسْتِقَامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فَرَجٍ وَ مِنْ كُلِّ عَافِيَةٍ وَ مِنْ كُلِّ سَلامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ كَرَامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلالٍ طَيِّبٍ وَ مِنْ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ مِنْ كُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذَا الشَّهْرِ وَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَتْ ذُنُوبِي قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ غَيَّرَتْ حَالِي عِنْدَكَ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي لا يُطْفَأُ،

خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و روزى من كن از هر شادى، و هر خوشحالى، و هر پايدارى و هر گشايش و هر عافيت و هر سلامت و هر كرامت، و هر روزی وسيع حلال پاك و هر نعمت، و هر وسعتى كه از آسمان بر زمين نازل شد يا میشود.
در اين ساعت، و در اين شب، و در اين روز، و در اين ماه و در اين سال.
خدايا اگر گناهانم مرا در پيشگاهت بی اعتبار ساخته، و ميان من و تو پرده شده، و حالم را نزد تو دگرگون نموده.
من از تو درخواست میكنم، به حق نور جمالت كه هرگز خاموش نشود،

وَ بِوَجْهِ مُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ الْمُصْطَفَى وَ بِوَجْهِ وَلِيِّكَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ بِحَقِّ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ انْتَجَبْتَهُمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِي وَ أَنْ تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي وَ أَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ أَنْ أَعُودَ فِي شَيْ ءٍ مِنْ مَعَاصِيكَ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي حَتَّى تَتَوَفَّانِي وَ أَنَا لَكَ مُطِيعٌ وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلَ لِي ثَوَابَهُ الْجَنَّةَ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَهْلَ التَّقْوَى وَ يَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

و به آبروى محمّد محبوب برگزيده ات، و به آبروى وليّت على مرتضى، و به حق اوليايت كه آنان را برگزيدى، اينكه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستى، و آنچه از گناهانم گذشته بيامرزى، و در باقیمانده عمر حفظم كنى، و به تو پناه میآورم، خدايا، از اينك هرگز به چيزى از نافرماني هايت بازگردم، تا زنده ام بدارى و تا بميرانى، و من فرمانبردار تو باشم، و تو از من خشنود باشى، و اينكه عملم را ختم كنى به نيكوترينش، و پاداش آن را برايم بهشت قرار دهى، و با من آن كنى كه شايسته آنى، اى هل تقوى و اى اهل مغفرت، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم كن، اى مهربان ترين مهربانان.
پنجم: دعايى كه شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس پس از دو ركعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار، روايت كرده اند بخواند، اول آن دعا «الحمد للّه ربّ العالمين» است.
در اين روز دادن صدقه به تهيدستان به خاطر پيروى از مولاى همه مردان و زنان با ايمان، و زيارت آن حضرت، شايسته است، و مناسب تر زيارت جامعه است.
روز بيست و پنجم: روز بس شريفى است، و روزى است كه سوره «هل اتى» در حق اهل بيت نازل شد براى اينكه سه روز روزه گرفتند و افطارى خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و خود با آب افطار نمودند! و سزاوار است شيعيان اهل بيت در اين ايام به ويژه در شب بيست و پنجم در دادن صدقه به مساكين و ايتام، و سعى در اطعام ايشان، و روزه داشتن اين روز پيروى از مولايان خود كنند.
از آنجا كه بعضى از علما اين روز را روز مباهله میدانند، مناسب است زيارت جامعه و دعاى مباهله را نيز در اين روز بخوانند.
———————————————————————
مفاتیح الجنان ترجمه استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان