حکایتی از حج گزاری امام کاظم (ع)

۲۵ رجب سالروز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) است. میلیون ها زائر در بزرگداشت شهادت آن حضرت در این ایام خود را به کاظمین در شمال بغداد می رسانند و در شهادت امام هفتم شیعیان جهان عزاداری و سوگواری می کنند. به همین  مناسبت حکایتی از حج گزاری امام کاظم (ع) برای اطلاع خوانندگان منتشر می شود.

ابراهیم بلخی مشهور به شقیق از افراد زاهد زمانه خویش محسوب می شد. وی می گوید: سال ۱۴۹ هجری (که مقارن ایام امامت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام) بود به قصد حج، از سرزمین عراق خارج شدم. هنگامی که به قادسیه که از جمله منازل استراحت حجاج بیت الله الحرام در مسیر عراق به حجاز بود، رسیدم  اطراف را نگریستم. خیمه های حاجیان که مشغول استراحت بودند نظرم را جلب نمود. 
این مردم را که از پیر و جوان و خرد و کلان عازم کعبه بودند از نظر گذراندم. مسلما هر کدام آرزو داشتند که پس از طی مسافتهای طولانی و تحمل مشقت سفر، خداوند آنها را مورد لطف و رحمت خویش قرار داده و آمرزش خود را نصیب شان کند. بنابراین از حال خوشی که داشتم بهره جسته و چند کلمه را به صورت دعا و زیر لب چنین زمزمه کردم: خدایا، همانا این مردم به سوی تو می آیند، پس ایشان را نا امید باز مگردان. 
شقیق ادامه می دهد: در همان هنگام، به دنبال مکانی خلوت و مناسب می گشتم تا هم بهتر بتوانم راز و نیاز کرده و هم استراحت کنم، که ناگاه چشمم به صحنه عجیبی افتاد. خدایا چه می دیدم!شخصی با وقار، صورتی نیکو و زیبا که آثار عبادت و بندگی در سیمای نورانی اش نمایان بود و همچون ستاره ای می درخشید، نظر مرا به خود جلب نمود. او را می دیدم که با لباس و هیئت خاصی، دور از منزلگاه عمومی مردم قرار گرفته است. ناگهان در دلم گمانی در مورد او به وجود آمد. با خود گفتم: احتمالا این شخص از فرقه صوفیه بوده و به رسم معمول خود را مانند سایرین به زحمت نمی اندازد و بنابراین سرباز باقی این مردم است. خوب است نزدیک رفته و سخن در این خصوص با او بگویم. 
شقیق می گوید: بلافاصله که نزدیک وی شدم صورت نورانی اش را به سمت ام نموده و گفت: ای شقیق، از بسیاری گمانها بپرهیزید که همانا بعضی از این گمانها، گناه محسوب می شود و از جستجو در حالات دیگران بپرهیزید. در واقع امام با بیان این آیه از قرآن حدس و سوءظن مرا باطل اعلام کرده و همان وقت مرا ترک نموده و رفت. من با خودم گفتم: این شخص که بود که از راز درونیم آگاهی داده و مرا به اسم صدا زد؟!به خدا قسم او باید از اولیاء الهی باشد. بشتابم تا او را دیده و حلالیت طلبم. 
شقیق ادامه داد: پس از عبور از چندین منزلگاه، موفق به یافتن و زیارت مجدد او نشدم. تا این که در منزلگاه واقصه، وقتی در قسمتی از محل استراحت حاجیان نشسته بودم، آن جوان نورانی و خوش منظر را دیدم که با خضوع و خشوع ویژه مشغول نماز و راز و نیاز با محبوب کریم بوده و اشک از دیدگانش جاری بود. با خود گفتم، اکنون نزد او رفته و خواهش خواهم کرد که مرا بابت سوء ظنم ببخشد. بنابراین همین که نزدیکش شدم با آیه ای از قرآن اینگونه فرمود: و همانا من نسبت به کسی که توبه کرده و ایمان و عمل صالح و هدایت را پیشه کند، هر آینه آمرزنده هستم. و با این بیان خواست که به من بفهماند، از خطایم چشم پوشی کرده است. 
با خود گفتم: او باز از سر درونیم خبر داد. شک ندارم که او ولی به حق خداست. و تا به خود بیایم، از دیدگانم دور شده و من نیز با کاروان حج همراه شدم تا وارد مکه شدیم. 
همه جا فکر او مرا به خود مشغول کرده بود و از همه مهمتر از این که او را کاملا نمی شناختم رنج می بردم. شب و روز می گذشت و من از فراغ و دوری او می سوختم. شبی از شبها که مناسک حج را به پایان رسانده و مشتاقانه در پی او بودم، وی را در جانبی دیدم که مشغول نماز بوده، و پس از آن، با آهنگ خوشی به تلاوت آیات الهی مشغول بود. وقتی به آیات عذاب می رسید به خدا پناه برده و هنگام تلاوت آیات بهشت، از حقتعالی تمنای وصال داشت. اشک پاکش بر صورت منورش جاری بود. همان موقع که عزم شرفیابی به حضورش نمودم، ناگاه مردم را دیدم که مشتاقانه و همچون پروانگانی که دور شمع حلقه بزنند او را در بر گرفتند. اشتیاق حاجیان برای زیارت این جوان نورانی، تماشایی بود. هر کدام حاجت خویش را عرضه داشته پرسشهایی از وی طرح می نمودند. 
من نیز نزدیک این جماعت شده و از یک نفر پرسیدم: این آقا کیست؟ او پاسخ داد: وی ابا ابراهیم و عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است. پرسیدم اباابراهیم کیست؟ گفت: موسی بن جعفر (امام شیعیان و باب الحوائج)است. در این لحظه بود که با خود می اندیشیدم که این فضائل در غیر این خاندان یافت نمی شود. 

منبع:  پایگاه اطلاع رسانی حج




توصيه‌هاى استاد موسوی‌مطلق در ماه رجب

به گزارش هدایت پرس؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سید عباس موسوی مطلق ، استاد حوزه علمیه قم در کانال رسمی شان در سروش توصیه‌هایی را براى بهره‌مندى بيشتر از ماه مبارک رجب مرقوم کردند که در ادامه می‌خوانید:

 بِسْم الله الرحمن الرحيم

١.
توبه؛ اين توبه قبل از ماه رجب لازم وضرورى است هم توبه عملى به اين معنا كه حداقل ترك مهمترين گناه و رذيله اى كه در ما وجود دارد،هم توبه به واسطه انجام نماز توبه و يا دعاهاى كه مضمون توبه دارند.
٢.
تفكر؛ تفكر مانند روح است براى اعمال ما.
٣.
اداى حقوق الهى و حق الناس.
٤.
سكوت؛ حرف هاى زائد و بيخود را كم كنيم البته اگر معاشرت هاى غيرضرورى تعطيل شود،سكوت بيشتر ميشود.
٥.
زيارت در اين ماه اگر مانع خاصى نداريد حتما يك امام را زيارت كنيم، زيارت امام زادگان ، زيارت پدر مادر، زيارت برادر مومن، زيارت علماء و صلحا ، همه ى اينها را به نيت زيارت انجام بدهيم.
٦.
روزه گرفتن كه در روايات اثار فوق العاده اى براى ان نقل شده است.
٧.
انجام دادن اعمالى كه در مفاتيح الجنان امده خصوصا اعمالى كه تا كنون انجام نداده ايم. و همچنين اعمالى و اذكارى كه مختصر است و اثار زيادى هم دارد و همچنين ميشود در طول روز هم در هر محيطى هستيم انجام بدهيم فى المثل:

الف :
از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:
«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.
 

ب:
از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه “لا إِلَهَ إِلا اللهُ” بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

ج :
روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید:
“أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ” و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: “اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ” اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .
 

 
د:
در کل این ماه هزار مرتبه ذکر:
أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ ” گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد.
 
 
 
ه:
سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

منبع: کانال استاد موسوی مطلق در سروش




راه اندازی کانال تفسیر مرتضوی در تلگرام


به همت استاد خطیب اصفهانی کانال تفسیر مرتضوی در تلگرام راه اندازی شد.


 

به گزارش هدایت پرس؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی اسماعیل پور ملقب به خطیب اصفهانی ، استاد حوزه علمیه نبی اکرم (ص) تهران و امام جماعت مسجد حضرت اباالفضل(ع) ستارخان که چند دوره جلسه تفسیر قرآن کریم در این مسجد برگزار کرده  در  این کانال  سعی نموده

 درزمینه آشنایی با قرآن کریم بیشترین توجه را در بررسی مفاهیم  ومعانی واژه‌هاو گزاره‌های قرآنی داشته باشد.

علاقه‌مندان برای عضویت و بهره‌مند شدن از این مطالب قرآنی می‌توانند در این کانال به آدرس  http://telegram.me/Mortazavi1450 عضو شوند.

انتهای پیام




تفاوت معنای «رحمان» و «رحیم»

هدایت پرس:

پرسش :

http://arga-mag.com/file/img/2018/05/Besmellah-rahman-rahim-design-33.jpgآیا «رحمان» و «رحیم» به یک معنا می باشند یا متفاوت اند؟

پاسخ اجمالی:

 

«رحمان» و «رحيم» از ماده «رحمت» گرفته شده. معروف اين است كه «رحمان» كسى است كه رحمتش عام است، و همگان را شامل مى شود، در حالى كه «رحيم» به كسى گفته مى شود كه رحمتش خاص است. بنابراين رحمانيت خداوند سبب شده است كه فيض نعمتش دوست و دشمن و مؤمن و كافر را شامل شود؛ ولى رحيميّت او ايجاب مى كند كه مؤمنان را مشمول مواهب خاصّى در دنيا و آخرت قرار دهد كه دور افتادگان از خدا و بى خبران از آن محرومند.

پاسخ تفصیلی:

 

«رحمان» و «رحيم»؛ اين دو واژه از ماده «رحمت» گرفته شده، و معروف اين است كه «رحمان» كسى است كه رحمت اش عام است، و همگان را شامل مى شود، در حالى كه «رحيم» به كسى گفته مى شود كه رحمت اش خاص است، بنابراين رحمانيت خداوند سبب شده است كه فيض نعمت اش دوست و دشمن و مؤمن و كافر را شامل شود؛ ولى رحيميّت او ايجاب مى كند كه مؤمنان را مشمول مواهب خاصّى در دنيا و آخرت قرار دهد كه دور افتادگان از خدا و بى خبران از آن محروم اند.

شاهد اين تفاوت امور زير است:

  1. «رحمان» صيغه مبالغه است و «رحيم» صفت مشبهه؛ و صيغه مبالغه تأكيد بيشترى را مى رساند و دليل بر گستردگى اين نوع رحمت است. ولى بعضى هر دو را صفت مشبهه و يا هر دو را صيغه مبالغه دانسته اند، امّا با اين حال تصريح كرده اند كه «رحمان» مبالغه بيشترى را مى رساند.(۱)
  2. بعضى نيز گفته اند: چون «رحيم» صفت مشبهه است و دلالت بر ثبات و استمرار دارد مخصوص مؤمنان است ولى «رحمان» كه صيغه مبالغه است چنين دلالتى ندارد.
  3. «رحمان» نام مخصوص خدا است و به غير او اطلاق نمى شود؛ در حالى كه «رحيم» هم به او گفته مى شود و هم به غير او؛ و اين دليل بر آن است كه مفهوم «رحمان» رحمت گسترده ترى است.
  4. اين قاعده در ادبيات عرب معروف است كه «زيادةُ المبانى تَدُلُّ عَلى زِيادَةِ المَعانِى»؛ (يعنى واژه اى كه حروف اش بيشتر است مفهوم آن نيز بيشتر است) و چون «رحمان» پنج حرفى، و «رحيم» چهار حرفى است؛ بنابراين مفهوم «رحمان» وسعت بيشترى دارد.(۲)
  5. اين تفاوت را بعضى افراد، از آيات قرآن نيز استفاده كرده اند. زيرا «رحمان» در قرآن غالباً به صورت مطلق آمده، در حالى كه «رحيم» در بسيارى از موارد مقيّد است. مانند: «إِنَّ اللهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ» (۳)؛ (زيرا خداوند نسبت به مردم، رئوف و مهربان است)، «وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً» (۴)؛ (او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است)، «إِنَّ اللهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً» (۵)؛ (خداوند نسبت به شما مهربان است).

در حالى كه «رحمان» بدون اين قيود ذكر شده و دليل بر عموميت رحمت او است.

  1. بعضى از روايات نيز شاهد اين تفاوت است. در حديث پر معنايى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «الرَّحمنُ اِسْمٌ خاصٌ بِصِفَة عامَّة، وَالرَّحيمُ اسمٌ عامٌ بِصِفَة خاصَّة» (۶)؛ (رحمن اسم خاص است [مخصوص خداوند] امّا با وصفى عام ـ مفهوم رحمت اش دوست و دشمن را در بر مى گيرد ـ ولى رحيم اسم عام است به صفت خاص [اين اسم هم بر خداوند و هم غير او اطلاق مى شود، ولى مفهوم اش رحمتى است مخصوص مؤمنان]).

امّا با تمام اينها نمى توان انكار كرد كه گاهى اين دو واژه به يك معنا به كار مى رود؛ مانند آنچه در دعاى عرفه از امام حسين(عليه السلام) نقل شده است: «يا رحمنَ الدُّنيا وَالآخِرةَ وَرَحِيْمَهُما» (۷)؛ (اى خدايى كه رحمان دنيا و آخرت و رحيم هر دويى) ولى اين ممكن است يك استثنا بوده باشد؛ بنابراين منافاتى با تفاوت فوق ندارد.(۸)

پی نوشت:

 

(۱). به مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ شمسی، چاپ: سوم، ج ۱، ص ۹۲، اللغة … .؛ روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، آلوسى سيد محمود، تحقيق: على عبدالبارى عطيه، دارالكتب العلميه، بيروت، ۱۴۱۵ قمری، چاپ: اول، ج ۱، ص ۶۱، سورة فاتحة، آيات ۱ الى ۷؛ الميزان فى تفسير القرآن، طباطبايى سيد محمد حسين، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏‌ى مدرسين حوزه علميه قم، قم، ۱۴۱۷ قمری، چاپ: پنجم، ج ۱، ص ۱۸، بيان … مراجعه شود.

(۲). تفسير القرآن الكريم، شبر، سيد عبد الله، دار البلاغة للطباعة و النشر، بيروت، ۱۴۱۲ قمری، چاپ: اول، ص ۳۸، سورة فاتحة، آيات ۱ الى ۲ ؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ شمسی، چاپ: سوم، ج ۱، ص ۶۹، سورة فاتحة، آيات ۱ الى ۷٫

(۳). سوره بقره، آيه ۱۴۳٫

(۴). سوره احزاب، آيه ۴۳٫

(۵). سوره نساء، آيه ۲۹٫

(۶). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ شمسی، چاپ: سوم، ج ۱، ص ۹۴، (المعنى …) .

(۷). جامع أحاديث الشيعة، بروجردى، آقا حسين‏، جمعى از محققان‏، انتشارات فرهنگ سبز، تهران‏، ۱۳۸۶ شمسی‏، چاپ: اول‏، ج ‏۲۳، ص ۷۹۰، (۲۶) باب (ما يستحب ان يعمل لقضاء الدين وسوء الحال).

 

(۸). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن، ناصر، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۶ هـ ش، ج ۱، ص ۳۷٫

منبع: دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی




بررسی لقب‌های راضیه و مرضیه بودن حضرت زهرا(س)

به گزارش هدایت پرس؛ ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیه(س) به بررسی لقب‌های راضیه و مرضیه بودن حضرت پرداختیم که ادامه از نظر  می‌گذرد.
لقب‌های “راضیه” و “مرضیه” در عین کوتاهی، دریایی از معنا را به همراه دارند که به گوشه‌ای از آنها به کمک معناشناسی خود این کلمات و نیز آیات قرآنی اشاره می‌کنیم:
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی به خواست خدا راضی است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی مشکلات ظاهری دنیا، فکر و زبانش را به بداندیشی خدا نمی‌ کشاند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی تلخی های زندگی، زیبایی های دائمی الهی را از نظرش پنهان نمی‌ دارد.
گاهی اوقات فراموش می‌کنیم که صاحب ما خداست و او وظیفه ندارد که ما را خرسند کند بلکه برعکس این ما هستیم که باید برای جلب خرسندی او بکوشیم. آن کسی که از خدا راضی است به دنبال اشکال گرفتن از جهان و قوانین خدا نیست بلکه خدا را به همراه هر قانون شرعی و نیز هر قانون تکوینی اش می‌پذیرد
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی زبان فکر خود را به ولنگاری نمی‌ سپرد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی تفاوت “خوب دیدن حقیقی” با “خوب دیدن تصنعی و اجباری” را خوب می‌ داند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی نمی ‌گذارد حتی به لحظه‌ ای از خدا دور بماند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی بهترین دقتها و جهادها را در مراقبت از روح خود به خرج می‌ دهد. 
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی به اندازه عظمت بی‌ اندازه خدا برای بهترشدن اراده کرده و همواره آن اراده را نو به نو می‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی به تناسب ویژگی های جسمی و روانی و جنسیتی خویش نماینده کامل همه صفات الهی است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی غضب و شادی و حزن و نشاط و لذت و محبت را در بهترین و مناسبترین جای ممکن از خود نشان می‌ دهد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است حتی در ضرری که خدا به واسطه غضب او به دشمنانش می ‌رساند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی آنچه می‌ داند با آنچه عمل می ‌کند یکی است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی از بالاترین بهره‌ های الهی استفاده می ‌کند هرچند بیشتر مردم بویی از آن نبرده باشند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی جایگاه درست “صبر” را می ‌داند و صابرانه زندگی می ‌کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی هرگز دست از دعا نمی‌ کشد؛ زیرا خدایش را هیچگاه محدود و ناتوان نمی‌ داند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی هرگز درخواستی خارج از احکام و قوانین الهی از خدا نمی ‌کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی حلال های الهی را حلال می ‌داند و عادات و رسوم زمانه ‌اش او را نسبت به هیچ حلالی از حلال های خدا مبغوض نمی‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی بسیاری از امکانات را دارد اما لزومی نمی ‌بیند از همه آنها استفاده کند، ملاکش همراهی با خداست نه همراهی با امکانات.
همچنین مرضی (و مرضیه) به کسی گفته می‌ شود که خدا از او راضی باشد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی خدا همواره او را در متناسب ترین حالات می ‌بیند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی لحظه ‌ای از نوشدن و نشاط در مقام بندگی خدا فرو ننشسته‌ است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی به شکل مستمر آنچه هست را با آنچه باید باشد تطبیق می ‌دهد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی هیچ عملی که در نزد خدا ناپسند باشد انجام نمی ‌دهد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی بعد از تطبیق فقیهانه، با خیال آسوده می‌ توان از او الگو گرفت.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی خود را دائما مراقبت کرده که دچار صفات جاهلانه نشود.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی شتاب کاری ها و تأمل هایش همه بجاست.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی بالاترین لذتها و آرامش های جهان را یک تنه درک می‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی هیچ شخص پاک سرشتی نمی ‌تواند حتی یک اشکال واقعی از او بگیرد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی دعاهای جاهلانه به درگاه خدا نمی‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی شکر خدا را در زبان و عمل ترک نمی ‌کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی در عین بهره ‌مندی از بالاترین لذت ها و نعمت ها، توجه خود را از صاحب نعمت باز پس نمی ‌گیرد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی در عین تلاش برای بندگی، مراقب است دچار بدعت های دینی نشود.
منبع با تلخیص از سایت تبیان



حضرت ام‌البنین(س) در کلام آیت‌الله علوی بروجردی

به گزارش هدایت پرس؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت رحلت حضرت ام‌البنین(س)؛آیت‌الله سید محمدجواد علوی بروجردی در یکی از سخنرانی‌های خود به تبیین شخصیت حضرت ام‌البنین مادر حضرت ابوالفضل العباس(ع) پرداخته‌ است که به همین مناسبت باز نشر می‌شود.

به گزارش هدایت پرس، متن سخنان این استاد درس خارج فقه و اصول حوزه به شرح زیر است:

این ایام بر حسب بعضی از نقل‌ها مصادف است با وفات شهادت‌گونه‌ی حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها.

جناب ام‌البنین صلوات‌الله‌علیها شأن و مقامی نزد اهل بیت علیهم‌السلام دارند؛ منقول است که زینب کبری سلام‌الله‌علیها خطاب مادر به ام‌البنین داشته‌اند و هم خود ایشان و هم جناب ام‌کلثوم سلام‌الله‌علیها دست ام‌البنین را می‌بوسیدند.

فروتنی و از خودگذشتگی حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها

شخصیت خانوادگی جناب ام‌البنین شخصیت شاخصی است و از قبیله‌ی معظّمی در عرب بود که به خانه امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه آمد؛ پدر ام‌البنین نیز از شخصیت‌های بسیار سنگین و وزین عرب هست و وقتی که فرستاده‌ی امیرالمؤمنین آنجا رفت و ام‌البنین را خواستگاری کرد، تنها کلامی که از ایشان شنید عبارت از این بود که ما این قابلیت را نداریم که به اصطلاح صِهری مثل امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام داشته باشیم؛ اشکال فقط این بود و وقتی پدر به خود جناب ام‌البنین گفتند، او گفت این برای من خیلی سخت است از این جهت که من می‌خواهم در خانه علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام جایگزین فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها بشوم؛ این ام‌البنین است.

قضایایی در طول مدتی که ام‌البنین در خانه امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه بوده است، نقل شده که بسیار ارزشمند است؛ بزرگترین فرزند ام‌البنین هنگام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام ، حضرت اباالفضل بوده که ظاهرا هفده سال سن داشتند؛ بقیه همه کوچکتر بودند؛ حداکثر هفده سال برای حضرت اباالفضل نوشتند؛ همچنین منقول است که امیرالمؤمنین علیه السلام ، اباالفضل را بیرون از کوفه می‌بردند و خودشان جنگ‌آوری و حمله کردن به ایشان می‌آموختند.

ما این سابقه را از ام‌البنین داریم که وقتی فرزندانش به رشد می‌رسیدند این را به آنها القاء می‌کرد که شما با حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و زینب کبری سلام‌الله‌علیها تفاوت دارید و مادر شما مقام کنیز نسبت به مادر اینها دارد؛ رعایت داشته باشید.

اسم ایشان فاطمه است نه ام‌البنین اما وقتی به خانه امیرالمؤمنین وارد شد و فاطمه صدایش می‌کردند، خودش نزد امیرالمؤمنین آمد و عرضه داشت که آقا شما وقتی نام فاطمه سلام‌الله‌علیها را صدا می‌کنید، دل فرزندان زهرا سلام‌الله‌علیها می‌لرزد؛ من خواهش می‌کنم اسم من را تغییر بدهید و «ام‌البنین» نامی است که امیرالمؤمنین به اعتبار فرزندان پسری که در آینده پیدا کرد بر ایشان گذاشتند.

ام‌البنین و کربلا

اوج زندگی ام‌البنین این است که چهار تا فرزند رشید و دلاور او در راه امام حسین علیه‌السلام شهید شدند؛ امام حسین علیه‌السلام از مدینه راه افتادند و به مکه رفتند؛ چند ماه در مکه اقامت داشتند و بعد هم مسافت مکّه تا کربلا را طی کردند و فرزندان ام‌البنین در طول این مدّت در خدمت امام حسین علیه‌السلام بودند؛ وقتی اینها می‌خواستند خدمت امام حسین علیه‌السلام به کربلا بروند با اینکه این سفر یک سفر طولانی و بی‌بازگشت بوده است اما در هیچ نقلی نداریم ام‌البنین اظهار کرده باشد که یکی از پسرانم بماند و مواظب من باشد؛ بلکه آنچه نقل شده همه ترغیب به این است که برادرتان را تنها نگذارید.

بعد از این هم که مصیبت کربلا اتفاق می‌افتد و کاروان اسرا به مدینه برمی‌گردند، اهل بیت علیهم‌السلام بیرون از مدینه چادر زده بودند؛ از اهل مدینه برای عرض تسلیت می‌آمدند که ام‌البنین هم همراه آنها آمد، چادری هم بود که خود زینب کبری سلام الله علیها و ام‌کلثوم و هاشمیین در آن بودند و از بنی‌هاشمی که در مدینه بودند برای تسلیت‌گویی می‌آمدند؛ به زینب کبری سلام الله علیها خبر دادند که ام‌البنین آمده است اما بیرون از چادر نشسته و داخل نمی‌شود؛ زینب کبری آمدند ام‌البنین را بغل کردند و بوسیدند و گفتند مادر چرا داخل چادر نمی‌آیی؟ گفت من دیدم قوم‌وخویش‌های هاشمی شما آمده‌اند به شما تسلیت بگویند، می‌خواهید به اصطلاح حرف‌هایتان را با یکدیگر بزنید و درد و دل کنید من قابلیت این را ندارم که در ردیف آنها بیایم و خدمت شما تسلیت بگویم؛ اینها هنر است و این ادب ام‌البنین است.

این قضیه معروف است و نقل صحیح دارد که در روضه‌ها هم می‌خوانید وقتی بشیر آمد تا خبر بازگشت کاروان اسرا را برای مدینه بیاورد، ام‌البنین بر سر راه او بود و او هم ام‌البنین را می شناسد لذا راهش را کج کرد و رفت خبر را داد؛ وقتی هم برمی‌گشت دوباره سر راهش ام‌البنین واقع می‌شد و نمی‌خواست خبر مرگ فرزندان را به مادر بدهد بالاخره با لطایف‌الحیلی خبر شهادت آنها را داد؛ وقتی بشیر گفت پسرانت را کشتند یا عباس را کشتند، ام‌البنین گفت از بچه‌هایم نمی‌پرسم از حسین چه خبر؟ اینها گفتنش آسان است.

بعد از این هم چهار صورت قبر درست کرده بود و در بقیع می‌نشست و گریه می‌کرد؛ آن هم گریه و ناله و زاری که حتی دل حاکم بی‌رحم مدینه را به درد می‌آورد که وقتی مروان عبور می‌کرد چشمانش از ناله‌ی ام‌البنین پر از اشک می‌شد.

یک کلمه حرف در طول این مدت از ام‌البنین شنیده نشد که چرا مثلا فرزند آقا سیدالشهداء علیه السلام ، علی‌بن‌الحسین علیه السلام زنده باشد اما یک نفر از فرزندان من زنده نماند؛ یک کلمه از امثال این سخنان از ام‌البنین نداریم؛ بلکه همان شأنی که نسبت به آقا سیدالشهداء علیه السلام قائل بود نسبت به امام سجاد علیه السلام هم قائل بود؛ ادبش نسبت به امام سجاد علیه السلام همان ادب نسبت به امام حسین علیه السلام بود.

این حالات و روحیّات از این مادر فوق‌العاده است؛ آن هم مادر داغ‌دیده‌ای که نه یکی و دوتا بلکه چهار فرزند دلاور مثل اباالفضل العباس در کربلا از دست داده است؛ گاهی از حوادثی که در کربلا واقع شده است سوال می‌کرد؛ اما سوال‌هایش همیشه در این ارتباط بود که آیا عباس من در جایی کوتاهی نسبت به برادرش سیدالشهداء علیه السلام نکرده است؟ آیا جایی بوده که می‌توانسته کمک کند و نکرده باشد؟! در این مقام بود.

توسل و الگوپذیری از حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها

لذا ام‌البنین زن جلیل‌القدری است و به حق، شأنی و مقامی نزد شیعه دارد که این مقام تالی‌تلو بزرگان شیعه است؛ در بقیع بعد از مزار ائمه اطهار علیهم‌السلام شلوغ‌ترین مزار در نزد شیعه قبر ام‌البنین است؛ چون این زن اینقدر نزد خدا مقام دارد که مردم به آنجا می‌روند و توسل به این بانو پیدا می‌کنند و توسلاتشان بسیار جواب می‌دهد؛ او واسطه می‌شود و حاجات مردم را می‌دهد؛ مقام بسیار شامخی دارد و چقدر خوب است که شخصیت‌هایی مثل ام‌البنین برای امثال ما در زندگی الگو باشند؛ این همه فداکاری و گذشت فوق جهات عاطفی و احساسی است؛ چون احساس مادر نسبت به فرزند معلوم است اما تمام احساسات و عواطف مادری ام‌البنین تحت‌الشعاع عقیده و ایمان واقع می‌شود؛ اینها نمونه‌های نادری است.

وفات شهادت‌گونه هم که می‌گوییم یعنی عمر ام‌البنین با این مصائبی که یکی دو تا هم نبود و زخم زبان‌هایی که شنید به انتها رسید؛ اما یادش برای همیشه در نزد اهل بیت علیهم السلام ماند؛ همه امامان ما نسبت به ایشان مقام احترام و تجلیل داشتند و لذا ما شیعیان هم در روز وفات ایشان درود و سلام و صلوات خداوند را نثار روح مطهرش می‌کنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

منبع: *شفقنا

انتهای پیام




دغدغه شهید ابراهیم هادی برای نماز صبح


هدایت پرس: شهید ابراهیم هادی حتی زمانی که نوجوان بود، برای نماز جماعت صبح به مسجد می‌رفت.


به گزارش هدایت پرس؛ شهید جاویدالأثر ابراهیم هادی در اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در تهران و حوالی میدان خراسان به دنیا آمد.

او چهارمین فرزند خانواده بود.در سال ۱۳۵۵ توانست دیپلم ادبی بگیرد. همزمان با تحصیل به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت‌بدنی و بعد از آن به آموزش‌ و‌ پرورش منتقل شد. با آغاز جنگ به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ و در جریان عملیات والفجر مقدماتی در فکه به شهادت رسید.

خاطره زیر به نقل از یکی از دوستان این شهید بزرگوار در صفحه ۱۵۰ کتاب «سلام بر ابراهیم» نقل شده است: 

از تهران راهی جبهه بودیم. من و ابراهیم با یک ماشین شخصی تا کرمانشاه رفتیم. نیمه‌های شب بود. هنوز به کرمانشاه نرسیده بودیم. من می‌دیدم که ابراهیم، همین طور از خواب می‌پرد و به ساعت مچی خودش نگاه می‌کند!

با تعجب گفتم: چی شده آقا ابراهیم؟ گفت: کرمانشاه ساعت چهار صبح اذان می‌گویند. می‌خواهم نماز صبح ما اول وقت باشه.

چند دقیقه بعد دوباره از خواب پرید. بیدار ماند و اشاره کرد تا جلوی یک قهوه‌خانه توقف کنیم. نماز جماعت صبح را در اول وقت خواندیم. بعد با خیال راحت به راهمان ادامه دادیم …

تابستان سال ۱۳۶۱ بود و ابراهیم در تهران حضور داشت. هر روز با هم به این طرف و آن طرف می‌رفتیم. بیشترین کاری که ابراهیم در آن زمان انجام می‌داد، گره‌‌گشایی از کار بندگان خدا بود.

یک شب با هم به هیئت رفتیم. بعد هم در کنار بچه‌های بسیج حضور داشتیم. آخر شب هم برای چند نفر از جوانان محل شروع به صحبت کرد. خیلی غیرمستقیم آن‌ها را نصیحت کرد.

ساعت حدود دو نیمه شب بود. من هم مثل ابراهیم خسته بودم. از صبح مشغول بودیم. گفتم: من می‌خواهم بروم خانه و بخوابم. شما چه می‌کنی؟

ابراهیم گفت: منزل نمی‌روم، من می‌ترسم خوابم برود و نماز صبح من قضا شود. شما می‌خواهی برو.

بعد نگاهی به اطراف کرد. یک کارتن خالی یخچال سر کوچه روی زمین افتاده بود. ابراهیم آن کارتن بزرگ را برداشت و رفت سمت مسجد محمدی. ورودی این مسجد یک فضای تقریباً دو متری بود. ابراهیم کارتن را در ورودی مسجد روی زمین انداخت و همانجا دراز کشید. بعد گفت: دو ساعت دیگه اذان صبح است. مردمی که برای نماز جماعت به مسجد می‌آیند، مجبور هستند برای عبور، من را بیدار کنند.

بعد با خوشحالی گفت: این طوری هم نمازم قضا نمی‌شه، هم نماز صبح رو به جماعت می‌خوانم. ابراهیم به راحتی همانجا خوابید.

برایم عجیب بود. نمی‌فهمیدم که چرا ابراهیم اینقدر به نماز صبح اهمیت می‌دهد. او حتی زمانی که نوجوان بود برای نماز جماعت صبح به مسجد سلمان می‌رفت.

سال‌ها از آن ماجرا گذشته. این برخورد ابراهیم با قضیه نماز صبح، بارها مرا به فکر فرو می‌برد. ما هر شب ساعت‌ها برای تماشای فیلم و فوتبال و … مقابل تلویزیون می‌نشستیم، بی‌آنکه به قضا شدن نماز صبح خودمان توجه داشته باشیم. بعد ادعای پیروی از راه و رسم شهدا را هم داریم!

بعدها در جایی خواندم: شخصی به نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: من گناه بسیار بزرگی کرده‌ام. چه کنم؟ حضرت فرمود: اگر به بزرگی کوه باشد، خدا می‌بخشد. آن شخص گفت: از کوه هم بزرگتر است و به حضرت بیان کرد که چه گناهی مرتکب شده.

گناهش بسیار بزرگ بود، اما امام صادق (ع) در پاسخ فرمود: من تصور کردم نماز صبح شما قضا شده که اینگونه گفتی؟!

منبع : خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی – آنا 

 انتهای پیام/




چرا به حضرت فاطمه(س) ام‌ابیها می‌گویند؟


در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام ابیها از كنیه های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می فرمود ام ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).


به گزارش هدایت پرس؛ در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام ابیها از كنیه های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می فرمود ام ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).

می توان در این رابطه احتمالاتی را بیان كرد:

 ۱- عرب ها در نامگذاری سه چیز دارند: اسم، لقب و كنیه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، كنیه مانند ” ام ابیها” حضرت فاطمه (س) افزون بر نام، از چندین لقب و كنیه بهره مند است. انتخاب كنیه ها ممكن است به جهت خاصی باشد، رمز این نام گذاری ممكن است جهت اظهار محبت باشد، همان گونه كه متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش می گوید: مادرم ، و نسبت به پسرش می گوید: بابایم، یعنی پیامبر جهت اظهار محبت به دخترش فرمود: تو مادر بابات هستی .

۲ – شاید بدین جهت باشد كه در دوره غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاری داشت همانند رفتار مادر به فرزند و پیامبر (ص) نیز بسیار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر. پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را می بوسید. هر گاه به سفر می رفت آخرین كسی كه با او خدا حافظی می كرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او دیدار می كرد. حضرت زهرا (س) مانند مادری دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش می گرفت، از او نگهداری می كرد، زخم هایش را مرهم می گذاشت رنج ها و دردهایش را كاهش می داد. این گونه ابراز عواطف دو سویه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است.

 

۳ – مادر هر چیزی اصل و اساس او است. ممكن است مقصود آن باشد كه حضرت فاطمه اصل و اساس درخت رسالت است، چنان كه در روایت آمده است: “شجره طیبه پیامبر اسلام (ص) ساقه اش علی و ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان حضرت می باشند”. اگر ریشه درخت نباشد، درخت خشك می گردد و طراوت خود را از دست می دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزی و نشاط خود را از دست می داد.

 

۴ – ممكن است بدان جهت باشد كه چون خداوند زنان پیامبر (ص) را به كنیة “ام المؤمنین” گرامی داشت، به ذهن خطور كند كه آنان مهم ترین زنان روی زمین هستند، حتی از حضرت فاطمه (س) بالاترند، از این جهت حضرت رسول او را به “ام ابیها” خطاب كرد تا از این وسوسه ها و خطورات ذهنی جلوگیری كند؛ یعنی ای زنان پیامبر (ص) اگر شما به منزلة مادران مؤمنان هستید، حضرت فاطمه به منزلة مادر پیامبر است.

 


منبع : شهرسوال




دعای امیرکبیر با دست‌خط خودش در شب قدر

چه زیباست این دعای مکتوب از دل برآمده آن‌هم در خلوت شب قدر از امیری که تمام وجودش آرمان اعتلای ایران آن روز بود!

به گزارش هدایت پرس؛  تصویر زیر، دست‌نوشته‌ای منتسب به امیرکبیر است که مضمون آن دعایی در جریان شب قدر است. 

همچنین استاد محمدعلی کوشا یادداشتی برای این دست‌نوشته صادر کرده که در ادامه آمده است.

چه زیباست این دعای مکتوب از دل برآمده آن‌هم در خلوت شب قدر از امیری که تمام وجودش آرمان اعتلای ایران آن روز بود! خدا بر درجاتش بیفزاید و نام و یادش را برای هر ایرانی صاحب قلب سلیم پر ارج و اعتبار گرداند.

افسوس که خدمتگزاران واقعی در این آب و خاک یکی پس از دیگری سرنوشتی شبیه امیر کبیر داشته و دارند!

الیس الصبح بقریب!




استاد احمدی از حج می‌گوید


هدایت پرس: کارشناس احکام دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی جهت بهرمندی، آگاهی و آمادگی بیشتر از حج یادداشتی به رشته تحریر در آورده است.


به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت‌پرس؛حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی، کارشناس احکام دفتر مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت‌الله العظمی نوری همدانی؛  جهت بهرمندی، آگاهی و آمادگی بیشتر از حج یادداشتی به رشته تحریر در آورده است و در این یادداشت توصیه‌هایی هم به حجاج ارائه داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

کسانی که عازم بیت‌الله الحرام می‌شوند؛ خداوند سبحان آنها را به خانه خودش دعوت کرده است تا صدای لبیک گفتن او را بشنود و حاجی باید اموری را مراعات نماید:

  • برحاجی لازم است که اموال خود را از حقوق الناس پاک کند، اگر اموال غیر در نزد او است به صاحبانش برگرداند اگر صاحبانش را نمی‌شناسد از جانب آنها صدقه بدهد تا ذمه‌ای بر گردنش نباشد.
  • بر حاجی لازم است که در اموال خود نظر کند که «حق الله» از قبیل زکات، خمس، نذر و حق وارث در ذمه‌اش است اداء نماید قبل از زیارت خانه خدا حق الله و حقوق الناس را برای سادات، فقرا، وارثین و صاحبان نذر کرده‌اند بپردازد و رضایت آنها را بدست آورد و پیشگاه ذات باری تعالی توبه نماید.
  • در سفر زیارتی مکه معظمه بهترین دوستان و رفقا را انتخاب نماید که دارای ویژگی خاص باشند از لحاظ اخلاق نیکوترین اخلاق حسنه را داشته باشد و از پیامبر اسلام(ص) روایت است که فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ به‌راستی که من مبعوث شدم تا شرافت‌های اخلاقی را کامل و تمام کنم [و به مردم بیاموزم]» و از لحاظ آگاهی در مسائل شرعی، دینی و احکام حج آشنایی کامل را داشته باشد و متقی‌ترین و پرهیزگارترین و خدا ترس‌ترین انسان باشد و در عمل به دستورات اسلام پایبند باشد.
  • یکی از مسائلی که قابل توجه است برای زائرین بیت‌الله ‌الحرام، آگاهی کامل به احکام حج و معرفت و شناخت کامل به فلسفه و حکمت حج است که غرض از به جا آوردند حج و هدف از آن در اسلام چیست؟ و همین طور درباره فضائل بیت‌الله الحرام، مسجد نبوی و آداب سفر در سرزمین وحی آگاهی داشتند و شناخت از خانه خدا و مسجد رسول اکرم(ص) و در مکان‌های مقدس که وحی به پیامبر اسلام نازل شده است و یک مقدار از تاریخ اسلام و زندگی رسول گرامی اسلام و مسلمانان صدر اسلام را مطالعه داشته باشند.
  • قبل از سفر حج از وضع خود اطلاع کافی بدست بیاورند که آیا بدن سالم دارد و یا مریض است به پزشک مراجعه کند و از سلامتی خود اطلاع حاصل نماید که قدرت اداء فریضه و اعمال مناسک حج را دارد یا ندارد و با خود داروهای لازم را ببرد که برای اعمال حج به مشکل برنخورد.
  • از کسانی که قبلاً به سفر مکه مشرف شده‌اند سؤال کند که چه وسائلی لازم است در آن سرزمین وحی بردارد تا در موقع اعمال مناسک حج دچار مشکل نشود.
  • یکی از چیزهایی که برای مسلمانان لازم و ضروی است وصیت‌نامه نوشتن است که طول عمر انسان را زیاد می‌کند و علامت تسلیم عبد است در برابر خدای سبحان بنده باید در تمام امور طبق فرمان الهی عمل کند.
  • افرادی که عازم مکه معظمه و سفر معنوی است باید با دوستان و اقربا و ذوی‌الأرحام خود وداع کند و از آنها حلالیت طلب نماید و اگر از آنها طلب دارد و یا اقوام و خویشاوندان از او طلب و حق دارند خود را بری الذمه نماید و بداند که دارد به طرف بیت رحمت و پاکی و طهارت می‌رود.
  • تمام حجاج که به طرف بیت الهی از سر تا سر کشورهای اسلامی سرازیر می‌شوند و در کنگره عظیم و جهانی در حضور پروردگار عالم می‌روند باید اراده و عزم راسخ برای اصلاح نفس خود داشته باشند و توکل به خدای سبحان در این زندگی جدید را که با ایمان و نشاط و سعادت و خوشبختی آغاز می‌کنند و به انجام برسانند.

حج دانشگاه مسلمانان جهان است

زمانی که انسان از منزل خود خارج می‌شود به طرف مکه مکرمه، وارد دانشگاه حج می‌شود و تمام سعی و تلاش و همت خود را بکار گیرد که آگاهی به مسائل احکام حج و بصیرت و آشنایی و معرفتش نسبت به حج زیاد شود و اراده انسان قوی شود و قوه عاقله خود را بکار بیندازد و تفکر و اندیشه نماید که از کدام سرزمین به دانشگاه معنوی آمده‌اند و روح بلند و تقوا را پیدا کند و خدای سبحان در آیه ۱۹۷ سوره بقره می‌فرماید: « وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ؛ توشه این راه تقوی است و از من بپرهیزید و خدا ترس شوید ای صاحبان عقل و ادراک.»

لحظه‌ای که از زن و فرزند و اقربای خود جدا می‌شوید در میهمانی خدا و درجات متعالی تقوی و علم و فضل کمال و آموختن و یاد گرفتن و یاد دادند به دیگران داخل می‌شوید.

http://uupload.ir/files/8od6_photo_2018-12-02_19-30-46.jpgتوصیه استاد احمدی به حجاج بیت‌الله الحرام

  • تلاوت قرآن کریم در آن سرزمین که قرآن در آنجا نازل شده و تفکر و تدبر در آیات کلام الهی، روح، جلا و صفا پیدا می‌کند و همین طور هنگام قرائت قرآن و فهمیدن آیات آن و اگر می‌توانید یک ختم قرآن در ایام حج انجام دهید که ثواب عظیم و پاداشی بزرگ برای شما نوشته می‌شود.
  • حاجی مسلمان باید سعی و کوشش نماید آگاهی در دین و احکام و مسائل شرعی و شناخت در اصول دین و فروع دین و کسب اخلاقی حسنه و از اخلاق بد دوری کند و این از مهمترین ا عمال و تقرب إلی الله است و در کاروان‌های حج علما و فضلا هستند از وجود این عالمان دین، حجاج باید بهره علمی، دینی، اخلاقی و احکام و مسائل حج و باقی امور اسلامی را ببرد و در میان حجاج مشاهده می‌شود که هر حاجی از لحاظ آگاهی، درجات مختلف دارند و بر علما و روحانیون کاروان لازم و ضروری ا ست که معالم دین را به آنها یاد بدهند تا دانا از جاهل دانسته شود و این سبب می‌شود وقتی حجاج از حج برمی‌گردند به وطن و کشورشان دارای ثروت عظیم علم و دانش و آگاهی به مسائل فقهی و تاریخی و تقوای الهی از سرزمین وحی برگشته‌اند.
  • بر حجاج بیت‌الله الحرام لازم است دعاهایی که از طریق اهل‌بیت(علیهم السلام) رسیده‌اند مانند: دعای مخصوص ماه ذی‌الحجه و دعا عرفه امام حسین(ع) در روز عرفه را با جدیت و تأمل بخوانند و این سبب می‌شود معرفت حجاج زیاد و قلب حجاج راسخ‌تر شود به دین اسلام و برنامه‌های دینی و معرفتی اسلام و دعای مکارم اخلاق امام سجاد(ع) را هر روز بخوانند.
  • احتمال قوی می‌رود که بعضی از حجاج محترم نماز قضا داشته باشند و در طول زندگی از آنها نماز فوت شده باشد پس بر حجاج است که به نماز قضا و جهت اداء آن سبقت بگیرند از نمازهای مستحبی و به نمازهای مستحبی هم اهمیت بدهند و شما می‌دانید که یک رکعت نماز در مسجد نبوی(ص) معادل است با هزار رکعت نماز و در مسجدالحرام یک رکعت نماز خواندند برابر یک صد هزار رکعت نماز این ثواب بزرگ نباید از انسان فوت شود.
  • http://uupload.ir/files/05xp_photo_2018-12-02_19-30-50.jpg
  • یکی از مکان‌های مقدس مسجد است حجاج باید در این دو مسجد، مسجد الحرام و مسجد نبی توقف طولانی داشته باشند و مشغول اذکار و دعا و اقامه نماز و خواندن قرآن و شناخت از مسلمین که به حج آمده‌اند وقت خود را صرف نماید و بزرگترین اعمال و افعال است و سستی نماید که دیگر این فرصت بدست نخواهد آمد و از امام علی(ع) روایت است که فرمودند:« الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ،فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَيرِ . امام على(ع) فرمودند: فرصت، چون ابر مى‌گذرد. پس، فرصتهاى كار خوب را غنيمت شمريد. [ نهج البلاغة : الحكمة ۲۱٫ ]»
  • بزرگترین هدف و فرصت برای حاجی این است که خدای سبحان او را برای توبه موفق کند و حقیقتاً به سوی تقوی و ایمان و صفای روح برگردد و از وسوسه شیطان و شک و تردید از ریا و کبر و حسد رهایی پیدا کند و از همان جا و مکان اصلاح نفس و تقوای الهی را شروع کند و نور ایمان و وصل شدند به  خدای سبحان و به توبه حقیقی دست یافتن و چراغ باطن او را روشن گردد در خود شجاعت و قوت ایمان و اعتماد به نفس پیدا کند.

«جستجو و کند کاو حج در قرآن کریم»

خداوند سبحان امر کرد ابراهیم خلیل را که زوجه خود هاجر و فرزندش اسماعیل را در بیان لم یزرع در نزد خانه من رها کن و ابراهیم خلیل امتثال امر پروردگار کرد آیه ۳۷ سوره ابراهیم «  رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛   پروردگارا من بعضي از فرزندانم را در سرزمين بيآب و علفي در كنار خانه‏ اي كه حرم تو است ساكن ساختم تا نماز را بر پاي دارند، تو قلبهاي گروهي از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزي ده شايد آنان شكر تو را بجاي آورند.» گواه بر این حقیقت است هدف پروردگار عالم بنای جدید کعبه و برپایی نماز  و قبله مسلمین جهان قرار بگیرد.

خداوند متعال در سوره آل عمران آیه ۹۶ و ۹۷« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ؛ نخستين خانه‏ اي كه براي مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد در سرزمين مكه است كه پر بركت و مايه هدايت جهانيان است. (۹۶)»،  « فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ؛ در آن نشانه‏ هاي روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است، و هر كس داخل آن (خانه خدا) شود در امان خواهد بود؛ و براي خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانایي رفتن به سوي آن دارند، و هر كس كفر بورزد (و حج را ترك كند به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بي نياز است. (۹۷)» می‌فرماید:  در بیت‌الله الحرام اولین خانه برای عبادت پروردگار عالم است و عبادت بدون شک و شبهه مخصوص خدا است و عناصر غیر خدا شامل هر نوع  رنگ و نژاد و علامت باشد پرستش نمی‌شود و فقط خدا عبادت می‌شود لاغیر.

این خانه در این کره خاکی خانه  همه مردم است از نژادها و رنگ‌ها، عرب‌ها و عجم‌ها آنهایی که دورند و نزدیکند و همه در این خانه که آمدند یکسان هستند و این خانه خدا در مکه است و همه جهانیان می‌دانند و در این خانه برکت برای همه مردم است دسته‌هایی که از دور و نزدیک شهر، روستا به طرف بیت‌الله کوچ می‌کنند شاهد منافع کثیر  این خانه که در آن زاد و تقوا و روزی‌های طیب و طاهر است هستند.

در این خانه، مردم هدایت، آگاهی و تفقه دین حق را پیدا می‌کنند و ایمان و عملشان زیاد می‌شود و نشانه‌ها و آثار ابراهیم خلیل و بی بی هاجر و اسماعیل و آثار انبیاء و غارحراء و مرکز نزول وحی به پیامبر اسلام و تصدیق وعده‌ها و نصرت‌‌ها و محل عبادت ابراهیم خلیل و اسماعیل و هاجر و تعهد و وفا ابراهیم خلیل و هروله و دویدن هاجر در پی آب برای فرزندش را مشاهده می‌کنند؛ ایمانشان به ذات خداوند جلت و عظمه قوی ‌می‌گردد.

و از آیات الهی بر می‌آید خداوند مکه را محل امن برای همه مردم قرار داده و در آن خانه احساس آرامش می‌کنند؛ همه بشر از هر نوع و رنگ و نژاد که باشند در جوار رحمت الهی حتی در کل دنیا جنگ باشد و این احساس آرامش از آیات خداوند سبحان و از دوستی مردم نسبت به این بیت‌الله است.

و خداوند قرار داده برای جمیع مردم این خانه را که بیایند حج کند بیت‌الله الحرام را و این شریعت الهی واجب شده و در ذمه کل مردم است حج به جا بیاورند و خداوند سبحان تخفیف قائل شده و شرط قرار داده استطاعت را در وجوب «مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» و استطاعت شرط است در بین مردم نیز رایج و معمول است کسی که مکه می‌رود مستطیع باشد و در هر زمان و مکان شرایط تغییر می‌کند انسان خود را بهتر می‌شناسد اگر قادر به حج بیت‌الله الحرام است و صحت بدن دارد و راه باز است زاد و توشه سفر دارد وقتی برمی‌گردد کم نمی‌آورد و محتاج دیگران نمی‌شود بعد از انجام فریضه حج واجب است بر او حج چون استطاعت و قدرت  دارد.