استاد احمدی از حج می‌گوید


هدایت پرس: کارشناس احکام دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی جهت بهرمندی، آگاهی و آمادگی بیشتر از حج یادداشتی به رشته تحریر در آورده است.


به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت‌پرس؛حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی، کارشناس احکام دفتر مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت‌الله العظمی نوری همدانی؛  جهت بهرمندی، آگاهی و آمادگی بیشتر از حج یادداشتی به رشته تحریر در آورده است و در این یادداشت توصیه‌هایی هم به حجاج ارائه داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

کسانی که عازم بیت‌الله الحرام می‌شوند؛ خداوند سبحان آنها را به خانه خودش دعوت کرده است تا صدای لبیک گفتن او را بشنود و حاجی باید اموری را مراعات نماید:

  • برحاجی لازم است که اموال خود را از حقوق الناس پاک کند، اگر اموال غیر در نزد او است به صاحبانش برگرداند اگر صاحبانش را نمی‌شناسد از جانب آنها صدقه بدهد تا ذمه‌ای بر گردنش نباشد.
  • بر حاجی لازم است که در اموال خود نظر کند که «حق الله» از قبیل زکات، خمس، نذر و حق وارث در ذمه‌اش است اداء نماید قبل از زیارت خانه خدا حق الله و حقوق الناس را برای سادات، فقرا، وارثین و صاحبان نذر کرده‌اند بپردازد و رضایت آنها را بدست آورد و پیشگاه ذات باری تعالی توبه نماید.
  • در سفر زیارتی مکه معظمه بهترین دوستان و رفقا را انتخاب نماید که دارای ویژگی خاص باشند از لحاظ اخلاق نیکوترین اخلاق حسنه را داشته باشد و از پیامبر اسلام(ص) روایت است که فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ به‌راستی که من مبعوث شدم تا شرافت‌های اخلاقی را کامل و تمام کنم [و به مردم بیاموزم]» و از لحاظ آگاهی در مسائل شرعی، دینی و احکام حج آشنایی کامل را داشته باشد و متقی‌ترین و پرهیزگارترین و خدا ترس‌ترین انسان باشد و در عمل به دستورات اسلام پایبند باشد.
  • یکی از مسائلی که قابل توجه است برای زائرین بیت‌الله ‌الحرام، آگاهی کامل به احکام حج و معرفت و شناخت کامل به فلسفه و حکمت حج است که غرض از به جا آوردند حج و هدف از آن در اسلام چیست؟ و همین طور درباره فضائل بیت‌الله الحرام، مسجد نبوی و آداب سفر در سرزمین وحی آگاهی داشتند و شناخت از خانه خدا و مسجد رسول اکرم(ص) و در مکان‌های مقدس که وحی به پیامبر اسلام نازل شده است و یک مقدار از تاریخ اسلام و زندگی رسول گرامی اسلام و مسلمانان صدر اسلام را مطالعه داشته باشند.
  • قبل از سفر حج از وضع خود اطلاع کافی بدست بیاورند که آیا بدن سالم دارد و یا مریض است به پزشک مراجعه کند و از سلامتی خود اطلاع حاصل نماید که قدرت اداء فریضه و اعمال مناسک حج را دارد یا ندارد و با خود داروهای لازم را ببرد که برای اعمال حج به مشکل برنخورد.
  • از کسانی که قبلاً به سفر مکه مشرف شده‌اند سؤال کند که چه وسائلی لازم است در آن سرزمین وحی بردارد تا در موقع اعمال مناسک حج دچار مشکل نشود.
  • یکی از چیزهایی که برای مسلمانان لازم و ضروی است وصیت‌نامه نوشتن است که طول عمر انسان را زیاد می‌کند و علامت تسلیم عبد است در برابر خدای سبحان بنده باید در تمام امور طبق فرمان الهی عمل کند.
  • افرادی که عازم مکه معظمه و سفر معنوی است باید با دوستان و اقربا و ذوی‌الأرحام خود وداع کند و از آنها حلالیت طلب نماید و اگر از آنها طلب دارد و یا اقوام و خویشاوندان از او طلب و حق دارند خود را بری الذمه نماید و بداند که دارد به طرف بیت رحمت و پاکی و طهارت می‌رود.
  • تمام حجاج که به طرف بیت الهی از سر تا سر کشورهای اسلامی سرازیر می‌شوند و در کنگره عظیم و جهانی در حضور پروردگار عالم می‌روند باید اراده و عزم راسخ برای اصلاح نفس خود داشته باشند و توکل به خدای سبحان در این زندگی جدید را که با ایمان و نشاط و سعادت و خوشبختی آغاز می‌کنند و به انجام برسانند.

حج دانشگاه مسلمانان جهان است

زمانی که انسان از منزل خود خارج می‌شود به طرف مکه مکرمه، وارد دانشگاه حج می‌شود و تمام سعی و تلاش و همت خود را بکار گیرد که آگاهی به مسائل احکام حج و بصیرت و آشنایی و معرفتش نسبت به حج زیاد شود و اراده انسان قوی شود و قوه عاقله خود را بکار بیندازد و تفکر و اندیشه نماید که از کدام سرزمین به دانشگاه معنوی آمده‌اند و روح بلند و تقوا را پیدا کند و خدای سبحان در آیه ۱۹۷ سوره بقره می‌فرماید: « وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ؛ توشه این راه تقوی است و از من بپرهیزید و خدا ترس شوید ای صاحبان عقل و ادراک.»

لحظه‌ای که از زن و فرزند و اقربای خود جدا می‌شوید در میهمانی خدا و درجات متعالی تقوی و علم و فضل کمال و آموختن و یاد گرفتن و یاد دادند به دیگران داخل می‌شوید.

http://uupload.ir/files/8od6_photo_2018-12-02_19-30-46.jpgتوصیه استاد احمدی به حجاج بیت‌الله الحرام

  • تلاوت قرآن کریم در آن سرزمین که قرآن در آنجا نازل شده و تفکر و تدبر در آیات کلام الهی، روح، جلا و صفا پیدا می‌کند و همین طور هنگام قرائت قرآن و فهمیدن آیات آن و اگر می‌توانید یک ختم قرآن در ایام حج انجام دهید که ثواب عظیم و پاداشی بزرگ برای شما نوشته می‌شود.
  • حاجی مسلمان باید سعی و کوشش نماید آگاهی در دین و احکام و مسائل شرعی و شناخت در اصول دین و فروع دین و کسب اخلاقی حسنه و از اخلاق بد دوری کند و این از مهمترین ا عمال و تقرب إلی الله است و در کاروان‌های حج علما و فضلا هستند از وجود این عالمان دین، حجاج باید بهره علمی، دینی، اخلاقی و احکام و مسائل حج و باقی امور اسلامی را ببرد و در میان حجاج مشاهده می‌شود که هر حاجی از لحاظ آگاهی، درجات مختلف دارند و بر علما و روحانیون کاروان لازم و ضروری ا ست که معالم دین را به آنها یاد بدهند تا دانا از جاهل دانسته شود و این سبب می‌شود وقتی حجاج از حج برمی‌گردند به وطن و کشورشان دارای ثروت عظیم علم و دانش و آگاهی به مسائل فقهی و تاریخی و تقوای الهی از سرزمین وحی برگشته‌اند.
  • بر حجاج بیت‌الله الحرام لازم است دعاهایی که از طریق اهل‌بیت(علیهم السلام) رسیده‌اند مانند: دعای مخصوص ماه ذی‌الحجه و دعا عرفه امام حسین(ع) در روز عرفه را با جدیت و تأمل بخوانند و این سبب می‌شود معرفت حجاج زیاد و قلب حجاج راسخ‌تر شود به دین اسلام و برنامه‌های دینی و معرفتی اسلام و دعای مکارم اخلاق امام سجاد(ع) را هر روز بخوانند.
  • احتمال قوی می‌رود که بعضی از حجاج محترم نماز قضا داشته باشند و در طول زندگی از آنها نماز فوت شده باشد پس بر حجاج است که به نماز قضا و جهت اداء آن سبقت بگیرند از نمازهای مستحبی و به نمازهای مستحبی هم اهمیت بدهند و شما می‌دانید که یک رکعت نماز در مسجد نبوی(ص) معادل است با هزار رکعت نماز و در مسجدالحرام یک رکعت نماز خواندند برابر یک صد هزار رکعت نماز این ثواب بزرگ نباید از انسان فوت شود.
  • http://uupload.ir/files/05xp_photo_2018-12-02_19-30-50.jpg
  • یکی از مکان‌های مقدس مسجد است حجاج باید در این دو مسجد، مسجد الحرام و مسجد نبی توقف طولانی داشته باشند و مشغول اذکار و دعا و اقامه نماز و خواندن قرآن و شناخت از مسلمین که به حج آمده‌اند وقت خود را صرف نماید و بزرگترین اعمال و افعال است و سستی نماید که دیگر این فرصت بدست نخواهد آمد و از امام علی(ع) روایت است که فرمودند:« الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ،فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَيرِ . امام على(ع) فرمودند: فرصت، چون ابر مى‌گذرد. پس، فرصتهاى كار خوب را غنيمت شمريد. [ نهج البلاغة : الحكمة ۲۱٫ ]»
  • بزرگترین هدف و فرصت برای حاجی این است که خدای سبحان او را برای توبه موفق کند و حقیقتاً به سوی تقوی و ایمان و صفای روح برگردد و از وسوسه شیطان و شک و تردید از ریا و کبر و حسد رهایی پیدا کند و از همان جا و مکان اصلاح نفس و تقوای الهی را شروع کند و نور ایمان و وصل شدند به  خدای سبحان و به توبه حقیقی دست یافتن و چراغ باطن او را روشن گردد در خود شجاعت و قوت ایمان و اعتماد به نفس پیدا کند.

«جستجو و کند کاو حج در قرآن کریم»

خداوند سبحان امر کرد ابراهیم خلیل را که زوجه خود هاجر و فرزندش اسماعیل را در بیان لم یزرع در نزد خانه من رها کن و ابراهیم خلیل امتثال امر پروردگار کرد آیه ۳۷ سوره ابراهیم «  رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛   پروردگارا من بعضي از فرزندانم را در سرزمين بيآب و علفي در كنار خانه‏ اي كه حرم تو است ساكن ساختم تا نماز را بر پاي دارند، تو قلبهاي گروهي از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزي ده شايد آنان شكر تو را بجاي آورند.» گواه بر این حقیقت است هدف پروردگار عالم بنای جدید کعبه و برپایی نماز  و قبله مسلمین جهان قرار بگیرد.

خداوند متعال در سوره آل عمران آیه ۹۶ و ۹۷« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ؛ نخستين خانه‏ اي كه براي مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد در سرزمين مكه است كه پر بركت و مايه هدايت جهانيان است. (۹۶)»،  « فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ؛ در آن نشانه‏ هاي روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است، و هر كس داخل آن (خانه خدا) شود در امان خواهد بود؛ و براي خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانایي رفتن به سوي آن دارند، و هر كس كفر بورزد (و حج را ترك كند به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بي نياز است. (۹۷)» می‌فرماید:  در بیت‌الله الحرام اولین خانه برای عبادت پروردگار عالم است و عبادت بدون شک و شبهه مخصوص خدا است و عناصر غیر خدا شامل هر نوع  رنگ و نژاد و علامت باشد پرستش نمی‌شود و فقط خدا عبادت می‌شود لاغیر.

این خانه در این کره خاکی خانه  همه مردم است از نژادها و رنگ‌ها، عرب‌ها و عجم‌ها آنهایی که دورند و نزدیکند و همه در این خانه که آمدند یکسان هستند و این خانه خدا در مکه است و همه جهانیان می‌دانند و در این خانه برکت برای همه مردم است دسته‌هایی که از دور و نزدیک شهر، روستا به طرف بیت‌الله کوچ می‌کنند شاهد منافع کثیر  این خانه که در آن زاد و تقوا و روزی‌های طیب و طاهر است هستند.

در این خانه، مردم هدایت، آگاهی و تفقه دین حق را پیدا می‌کنند و ایمان و عملشان زیاد می‌شود و نشانه‌ها و آثار ابراهیم خلیل و بی بی هاجر و اسماعیل و آثار انبیاء و غارحراء و مرکز نزول وحی به پیامبر اسلام و تصدیق وعده‌ها و نصرت‌‌ها و محل عبادت ابراهیم خلیل و اسماعیل و هاجر و تعهد و وفا ابراهیم خلیل و هروله و دویدن هاجر در پی آب برای فرزندش را مشاهده می‌کنند؛ ایمانشان به ذات خداوند جلت و عظمه قوی ‌می‌گردد.

و از آیات الهی بر می‌آید خداوند مکه را محل امن برای همه مردم قرار داده و در آن خانه احساس آرامش می‌کنند؛ همه بشر از هر نوع و رنگ و نژاد که باشند در جوار رحمت الهی حتی در کل دنیا جنگ باشد و این احساس آرامش از آیات خداوند سبحان و از دوستی مردم نسبت به این بیت‌الله است.

و خداوند قرار داده برای جمیع مردم این خانه را که بیایند حج کند بیت‌الله الحرام را و این شریعت الهی واجب شده و در ذمه کل مردم است حج به جا بیاورند و خداوند سبحان تخفیف قائل شده و شرط قرار داده استطاعت را در وجوب «مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» و استطاعت شرط است در بین مردم نیز رایج و معمول است کسی که مکه می‌رود مستطیع باشد و در هر زمان و مکان شرایط تغییر می‌کند انسان خود را بهتر می‌شناسد اگر قادر به حج بیت‌الله الحرام است و صحت بدن دارد و راه باز است زاد و توشه سفر دارد وقتی برمی‌گردد کم نمی‌آورد و محتاج دیگران نمی‌شود بعد از انجام فریضه حج واجب است بر او حج چون استطاعت و قدرت  دارد.

 

               




شاگردان امام عسکری چه کسانی بودند؟


هدایت پرس:  ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام حسن عسکری(ع) در این گزارش به اسامی شاگردان امام حسن عسکری(ع) اشاره شده است.


به گزارش هدایت پرس؛ نگارش جوامع حديثى در ميان اصحاب ائمه عليهم السّلام بسيار طولانى است، به ويژه، پس از دوران امام صادق (عليه السّلام، افراد زيادى در جامعه شيعه مصمم شدند تا روايات را جمع آورى كرده و آنها را براى شيعيان ساكن در كشورهاى دور و نزديك به منظور راهيابى به افكار و انديشه هاى اهل بيت، بفرستند. با گذشت زمان بر شمار اين مؤلفان افزوده شد و كتابهاى بيشتر و مفصلتر تأليف شد.

http://www.erfan.ir/system/assets/imgArticle/2018/11/133647_%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A7-4.jpg

 

  حسين بن اشكيب سمرقندى

يكى از چهره هاى مؤلف در روزگار امام عسكرى عليه السّلام حسين بن اشكيب سمرقندى است. كسى كه مدتى در قم خادم مقبره حضرت معصومه (عليها السّلام) بود، بعدها به سمرقند رفت و در آنجا ماندگار شد. وى بايد يكى از حلقه های پيوند تشيع قم با حوزه سمرقند، كه در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم نضج گرفت، باشد. نجاشى تأليفات او را بر شمرده كه در ميان آنها كتابى با عنوان «الرد على الزيدية» به چشم مى خورد. نظر به شدت فعاليت زيديها در اين دوران و قيامهاى مكرر آنها احتمال آن مى رفت كه شمارى از شيعيان تحت تأثير آنان قرار گيرند. بدين سبب اين دست كتابها كه بيشتر با استناد به روايات صادره از امامان معصوم عليهم السّلام تدوين مى شد، وسيله خوبى براى كنترل اين گونه انحرافات بود.

 

 

محمد بن خالد برقى

او از چهره هاى برجسته اين دوران بوده و آثارى تأليف كرده است. فرزند وی احمد (م ۲۷۴ يا ۲۸۰) شهرتى بيش از پدر داشته و يكى از شيعيان معاصر با امام هادى و امام عسكرى (عليهما السّلام) بود كه كتاب «المحاسن» وى دائرة المعارفى مشتمل بر احاديث امامان در تمامى زمينه هاى مختلف معارف دينى از قبيل: اخلاق، تفسير و جز آن بوده است. وى تأليفات ديگرى هم داشته كه از جمله آنها كتاب التبيان فى اخبار البلدان در جغرافياى تاريخى دنياى اسلام بوده است.

 

 

حسن بن موسى خشاب

از اصحاب امام عسكرى (عليه السّلام) تأليفاتى از خود باقى گذاشته كه كتاب «الرد على الواقفيه» از آن جمله است. اهميت اين نوشتار، با توجه به مشكلاتى كه در آن دوران واقفه ايجاد مى كردند، روشن است. افزون بر كتابهايى كه به عنوان رد بر فرق و يا در موضوعات فقهى نوشته مى شد، كتابهايى هم در دانش تاريخ اسلام نوشته مى شد.

 

 

محمد بن على بن حمزه

از اصحاب امام عسكرى (عليه السّلام) كتابهاى فراوانى از خود به يادگار گذاشت. عياشى درباره او مى نويسد: هيچ كتابى در موضوعات مختلف از امامان بر جاى نمانده بود جز آن كه پيش او وجود داشت. اين روايت به ويژه بر وجود روايات ائمه و حتى مكتوبات آنان در دسترس اصحاب تأكيد داشته و نشانه يك جنبش قابل تقدير علمى است كه خود پشتوانه اصلى دانش شيعى به حساب مى آيد. اصولى كه تا اين دوره تأليف شد، پايه هاى اصلى جوامع حديثى بزرگترى مانند «كافى» و «كتاب من لا يحضر» و ديگر آثار حديثى شيخ صدوق و شيخ طوسى است كه با استفاده از همين مدوّنات اصحاب تدوين شده است.

منبع پایگاه عرفان




عنایت امام حسین (ع) به پیرغلام نابینا


هدایت پرس: از درگذشت مرشداسماعیل بیش از ۴۰ سال می‌گذرد. او بارها به زیارت سیدالشهدا رفت و ۴۰ بار عاشورا تا اربعین را درک کرد. در ادامه، ماجرای شنیده‌نشده‌ای از او را که در کانال پیرغلامان منتشر شده است را در ادامه می‌خوانید.


به گزارش هدایت پرس؛ مرشد اسماعیل، مداح روشندل و صاحب‌سبک نیم‌قرن پیش و استاد بسیاری از روضه‌خوان‌های قدیمی مثل حاج علی ترابی بوده است. او دو پسر داشت؛ حاج مهدی و حاج محمد مطهری. حاج مهدی، سال‌ها پیش بر اثر بیماری قلبی درگذشت، اما خوشبختانه، سایه حاج محمد بر سر خانواده‌اش هست و هنوز به روضه‌های خانگی می‌رود و فیض می‌دهد.

مرشد اسماعیل، مکرراً به زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام نائل شده بود، اما ۴۰ سفری که او به کربلا رفته و زیارتش را از عاشورا به اربعین متصل کرده بود، سر زبان‌هاست و اگر امروز این اتفاق بیفتد، همه می‌گویند چنین سفرهایی برای مداح نابینایی چون او، یک رکورد محسوب می‌شود!

در یکی از سفرها، مرشد اسماعیل بی‌پول می‌شود. به حرم می‌رود و زیر قبه سیدالشهدا (ع) خطاب به امام حسین می‌گوید: «ارباب! من برای ماندن در کربلا پول ندارم. روی این‌که به ایرانی‌ها هم بگویم پول به من بدهند، ندارم. خودت یک کاری بکن.»

وقتی مرشد این حرف را می‌زند، کسی از کنار ضریح، مبلغی پول توی دست او می‌گذارد. مرشد که نمی‌توانسته روی آن مرد را ببیند، محکم مچ دستش را می‌گیرد و اصرار می‌کند که بگوید چه کسی است. طرف، قبول نمی‌کند و می‌گوید که حضرت این مبلغ را حواله کرده، اما مرشد کوتاه نمی‌آید. آن مرد، عاقبت به حرف می‌آید و نامش را افشا می‌کند.

او «طیب حاج رضایی» بوده است. یکه‌بزنی که توبه کرد، انقلابی شد و پشت امام خمینی (ره) در آمد. عاقبت هم در سحرگاه ۱۱ آبان ۱۳۴۲ به جرم اقدام علیه حکومت پهلوی به جوخه اعدام سپرده شد.

راوی: حاج حسن رشیدی

منبع:

*کانال پیرغلامان

 




ده نتیجه از عاشورا و کربلا

به گزارش هدایت پرس؛ حجت الاسلام محمد ادریسی در یادداشتی ۱۰ نتیجه برای عاشورا و کربلا شمرده است که در ادامه از نظر می‌گذرد.

بقا اسلام در فنای حسین است.عجیب نیست که شخص امروز در محرم مثل دیروز نیست. سربازان تغییر می کنند اما جنگ بین حق و باطل همیشه هست. حسین را باید نوشت و خواند و شنید و فریاد زد و او را با تمامی سلول های وجود خویش به آغوش گرفت پس سلام ما به امام حسین (ع) بی طمع باشد و قیام ما برای او بی ریا باشد.

 

پیروز بودن همیشه کشتن نیست بلکه به کشته شدن در راه محبوب و یا به زنده ماندن در راه معشوق است و این ما هستیم که در کربلا عشق پدرانه و تعصب برادرانه و عشق زنانه که بسیار جلوه گر است را می بینیم.

 

کسانی که حسین را تنها گذاشتند همان هایی بودند که به سایه ها ارزش دادند و به آنکه و آنچه که برایشان نمی ماند واگذار شدند و دل کندن از دنیا برایشان سخت و به خدا دل بستن برایشان محال بود و دست بسته در گناه نبودند و نخواستند که چشم باز در راه شوند.

 

مردم بعد از این واقعه نظامی و عاطفی و تربیتی که در این ایام اتفاق می افتد سه صورت پیدا می کنند که یا ناراحت هستند یا خوشحال یا بی تفاوت روزگار می گذرانند و ما در این روزها نمی توانیم ناراحت نباشیم چون این به دور از انسانیت و فتوت است و نمی توانیم خوشحال باشیم چون شریک در جنایت ها و اتفاقات آن روز خواهیم شد و نمی توانیم بی تفاوت باشیم چون هر کدام از ما در این ایام وظیفه ای داریم اما اینکه چرا بر امام حسین(ع) این همه مصیبت وارد شد چند مطلب مطرح می شود:

مطلب اول :آن همه ناملایمات به انسان های حاضر در جامعه آشفته ی آن روز باز می گردد که وظیفه حفظ جان امام و نزدیکان او را بر عهده داشتند اما در وظیفه خود کوتاهی کردند از جمله هواداران و علما و یاران دور و نزدیک حضرت امام حسین (ع) .

مطلب دوم :امام حسین(ع) قابلیت تحمل همه مصائبی که بر پیامبران در طول تاریخ وارد شد را یک جا داشت تا به اوج کمالات معنا ببخشد.

مطب سوم:عامل همه مصیبت ها دوری از محوریت حق در آن زمان بود که ثقلین نام داشت و همه این مصیب ها برای موعظه گرفتن آیندگان و متنبه شدن آنها بود.

مطلب چهارم:سیاست ها حاکم بر آن زمان به گونه ای پیش می رفت که حضرت برای برهم زدن آنها راهی جز تحمل آن مصیبت ها نداشت.

حرکتی که امام حسین(ع) شروع کرده بودند چهارحالت داشت :

اول: یا بر خودش و طرافیانش اثر می گذارد.

دوم: یا بر افراد که آینده می آیند اثر می گذارد.

سوم : یا بر مردم حاضر در آن زمان اثر می گذارد.

چهارم : نه بر افراد حاضر در آن زمان اثر می گذارد نه بر آیندگان و نه بر خودش و نه بر اطرافیانش اثری می گذارد.

 

و ما می بینیم گرچه مصیبتهای زیادی بر خود حضرت و اطرافیانش وارد آمد اما این حرکت حسینی با قیام و خروج خود هم تعظیم آیندگان را به همراه داشت و هم بیدارگر مردم حاضر در آن زمانه بود.

 

عده ای با دعوت و بعضی هم بی دعوت آمدند و برخی از آنها کنار او  بودند و ماندند و بعضی دیگر هم بهانه های مختلفی برای عدم حضور خود آوردند که چند دسته شدند :

دسته اول: آنها کسانی بودند که امام حسین (ع) را می شناختند و ظلم و جور کسانی که مقابلش بودند را هم می دیدند و هم عقیده بودند که فساد هست.

دسته دوم: کسانی بودند که امام حسین(ع)  نمی شناختند اما جور و ظلم را می دیدند و هم نظر و هم عقیده بودند که مفسدان هستند اما به کناری نشستند و کاری نکردند.

دسته سوم :آنهایی که نه امام حسین (ع) را می شناختند و نه با خبر از ظلم ها و جورها بودند و از اوضاع زمان خودشان در بی اطلاع کامل بودند.

دسته چهارم: اشخاصی هستند که مخالف امام حسین (ع) بودند و سر در آخور فساد داشتند و مقابلش ایستادند که هم حضرت را می شناختند و هم از کارهای خود و نزدیکان خود خبر داشتند و حتی به آن افتخار هم می کردند.

این یکی از ظرفیت های لطیفانه و قابلیت های حرکت جاودان امام حسین(ع)  است که درس هایی از که عاشورا گرفته می شود برای هر شخصی در هر عصری می تواند متفاوت باشد و باید در کنار وقايع حرکت امام حسین (ع) نتایج نیز گفته شود.

 اگر کسی یک بار وقایع عاشورا و آن ایام را شنیده باشد یا که خود مطالعه نمایید می تواند به این نتایج برسد:

نتیجه اول :من ها به فدای هدف ها نه هدف ها فدای من ها.

نتیجه دوم :نباید از جنگ ها هراس داشت و اگر جنگی هم صورت گرفت فرزندان بزرگان و فرماندهان و سیاسیون باید سر نترس داشته باشند که در صف اول حاضر شوند و نه آخر و یا فراری از نبرد و قبل از همه ،آنها به میدان ها بروند زیرا که:

 اولاً: این نشان می دهد که فرزندان آنها درست تربیت شده اند.

 ثانیاً: اعتماد مردم به رهبران آن جنگ بیشتر خواهد شد.

 ثالثا: مردم به اهداف آنها ایمان پیدا می کنند.

نتیجه سوم: چهره های مذهبی دلبسته به دنیا قطعاً پشت ولی زمان خود را خالی می کنند و آنها هرگز قابل اعتماد نیستند و آنها را اینگونه باید شناخت که :

اولاً:به طبقه پایین تر از خود به حقارت نظر می کنند.

 ثانیاً:به طبقه بالاتر از خود حسودی می کنند.

نتیجه چهارم: هر چند شبیه غیر ممکن به نظر می رسد اما بهانه های مردم برای عدم حضور در صحنه های حساس از تمامی اقشار گرفته شود و هیچ بهانه برای همراه نشدن باقی نماند.

نتیجه پنجم: جذب باید غیر جبری باشد و هرگز نباید به مردم دروغ گفت و اوضاع گذشته و حال و آینده را کاملاً تبیین کرد تا هر آنکه خواست همراه شود.

نتیجه ششم: آنها که از بیت مال به هر نحو ممکن به حرام، اموالی را برده اند و خورده اند دیر یا زود آشکارا یا که پنهانی ضربه خود را خواهند زد و بایست که مراقب آنها بود.

نتیجه هفتم: بر روی آنها که ساده لوح هستند حتی اگر آدم خوبی باشند نباید سرمایه گذاری شود چون فرار می کنند و در بزنگاه تنهایتان می گذارند.

نتیجه هشتم: به همراهی دیگران نباید زیاد اطمینان داشت و به بودنشان نباید عادت کرد.

نتیجه نهم: با ترفند های تبلیغاتی و ابزار ها و گلوها می توان حقایق را به راحتی وارونه نشان داد به شکلی که پست ترین آدم ها جلو دار کارهای بزرگ  شوند و بهترین آدم ها کنار گذاشته و ناشناخته و حتی کشته شوند.

نتیجه دهم: ممکن است آن کس که دشمن امروز تو است فردا یار و همراه تو شود و بلعکس.

 

آن وقایع و حقایقی که آن روز در کربلا اتفاق افتاد را امروز هرگز نمی توانیم تغییر بدهیم اما آنچه در کربلا و عاشورا اتفاق افتاد برای ما نتایجی حقیقی و مهم دارد که می تواند امروز و فردای همه ما را تغییر دهد.




اعمال شب و روز اول ماه محرم

به گزارش هدایت پرس؛ آگاه باش كه اين ماه، ماه حزن و اندوه اهل بيت عليهم السّلام و شيعيان ايشان است.
از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: چون ماه محرّم فرا ميرسيد، كسى پدرم را خندان نميديد، و پيوسته تا روز دهم اندوه و حزن بر او غالب بود، چون روز عاشورا ميشد روز مصيبت و حزن و گريه، ايشان بود، و ميفرمودند: امروز روزى است كه حسين عليه السّلام شهيد شد.
شب اول: سيّد ابن طاووس در كتاب «اقبال» براى اين شب، چند نماز ذكر فرموده: اوّل: صدر ركعت كه در هر ركعت سوره هاى «حمد» و سوره «توحيد» خوانده ميشود.
دوّم: دو ركعت كه در ركعت اول سوره هاى «حمد» و «انعام» ، و در ركعت دوم سوره هاى «حمد» و «يس» خوانده ميشود.
سوم: دو ركعت كه در هر ركعت سوره «حمد» و يازده سوره «توحيد» خوانده مى شود.
از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده: هركه اين دو ركعت نماز را در اين شب بجا آورد، و فردايش را كه اول سال است روزه بدارد، مانند كسى است كه همه طول سال را همواره كار خير كرده، و در آن سال محفوظ باشد، و اگر بميرد به بهشت ميرود.
سيّد ابن طاووس براى هلال اين ماه دعاى مبسوطى ذكر كرده است.
روز اول: بدان كه روز اوّل محرم، اول سال قمرى است، و در آن دو عمل وارد شده: اول: روزه گرفتن، در روايت ريّان بن شبيب از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: هركه در اين روز روزه بدارد، و خدا را بخواند خدا دعاى او را مستجاب كند، چنان كه دعاى زكرّيا را اجابت فرمود.
دوم: از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روز اول محرّم دو ركعت نماز بجا آورد، و چون فارغ ميشد، دستها را به آسمان برميداشت و اين دعا را سه مرتبه ميخواند:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْإِلَهُ الْقَدِيمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِيدَةٌ فَأَسْأَلُكَ فِيهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ وَ الاشْتِغَالَ بِمَا يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ يَا كَرِيمُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ يَا ذَخِيرَةَ مَنْ لا ذَخِيرَةَ لَهُ يَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يَا غِيَاثَ مَنْ لا غِيَاثَ لَهُ يَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ يَا كَنْزَ مَنْ لا كَنْزَ لَهُ يَا حَسَنَ الْبَلاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُنْعِمُ يَا مُجْمِلُ يَا مُفْضِلُ يَا مُحْسِنُ،

خدايا تويى معبود ازلى، و اين است سال نو، در اين سال از تو درخواست ميكنم حفظ شدنم را از شيطان، و قدرت و غلبه و بر نفس فرمانده به گناه، و مشغول بودن به آنچه كه مرا به تو نزديك ميكند، اي صاحب بزرگى و بزرگوارى، اى تكيه گاه كسيكه تكيه گاهى ندارد، اى اندوخته كسى كه اندوخته كسى كه اندوخته اى ندارد، اى پناهگاه كسي كه پناهگاهي ندارد، اى فريادرس كسى كه فريادرسى ندارد، اى پشتوانه كسى كه پشتوانه اى ندارد، اى گنجينه كسى كه گنجى ندارد، اى نيكو آزمايش، اى بزرگ اميد، اى عزّت ناتوان، اى نجات ب خش غرق شدگان، اى رهاننده هلاك شدگان، اى نعمت دهنده، اي زيباكار، اى فزون بخش، اى نيكوكار،

أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ يَا اللَّهُ لا شَرِيكَ لَكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْرا مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لا يَعْلَمُونَ وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِمَا يَقُولُونَ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبَابِ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

تويى كه برايت سجده كرد، سياهى شب، و روشنى روز، و تابش ماه، و شعاع خورشيد، و خروش آب و صداى برگ درختان، اى خدا شركى براى تو نيست.
خدايا ما را بهتر از آنچه گمان ميكنند قرار ده، و از ما آنچه را نميدانند بيامرز، و به آنچه از ما مي گويند سرزنشمان مكن، خدا مرا بس است، معبودى جز او نيست، بر او تكيه كردم، و او پروردگار عرش بزرگ است، به او ايمان آورديم.
همه چيزها از جانب پروردگار ماست، و يادآور نشوند مگر صاحبان خرد، پروردگارا دلهاى ما را بعد از آنكه هدايتمان فرمودى منحرف مكن، و از نزد خود رحمتي به ما ببخش، همانا تو بخشنده اى.
شيخ طوسى فرموده: كه روزه دهه اول محرم مستحب است ولى روز عاشورا تا بعد از عصر از خوراكى و آشاميدنى خوددارى كند، آنگاه كمى تربت بخورد، و سيّد روايت كرده كه روزه تمام اين ماه فضيلت دارد، و روزه آن روز روزه دار را از هر گناهى حفظ ميكند.
روز سوم: روزى است كه حضرت يوسف عليه السّلام از زندان آزاد شد، هركه آن روز را روزه بگيرد، حق تعالى كارهاى مشكل را بر او آسان كند و اندوه را از او برطرف سازد، و در روايت نبوى آمده: دعايش اجابت شود.
روز نهم: روز تاسوعا.
از امام صادق عليه السّلام روايت شده: تاسوعا روزى است كه امام حسين عليه السّلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام براى جنگ با آن حضرت گرد آمدند و ابن مرجانه و عمر سعد، به خاطر كثرت سپاه و بسيارى لشگر، كه براى آنها گرد آمده بودند، خوشحال شدند، و امام حسين عليه السّلام و اصحابش را ضعيف به حساب آوردند، و يقين كردند كه براى حضرت ياورى نخواهد آمد، و اهل عراق او را مدد نخواهند كرد، سپس فرمود: پدرم فداى آن ضعيف غريب.



فضیلت و اعمال روز مباهله

به گزارش هدایت پرس ؛ روز بیست وچهارم ذیحجه بنابر اشهر روزى است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با نصاراى نجران مباهله كرد، و پيش از مباهله عبا بر دوش مبارك گرفت، و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را زير عبا جا داد و گفت: پروردگارا هر پيامبرى را اهل بيتی بوده، كه مخصوص ترين خلق نسبت به او بودند، خدايا اينان اهل بيت منند، از ايشان شك و گناه را برطرف ساز، و پاك كن ايشان را پاك كردنى كامل، پس جبرائيل نازل شد، و آيه تطهير را در شأن ايشان فرود آورد، آنگاه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن چهار بزرگوار را براى مباهله به بيرون برد، چون نگاه نصارى بر ايشان افتاد، و حقيقت آن حضرت و آثار نزول عذاب را مشاهده كردند، جرأت بر مباهله را از دست داده، و استدعاى مصالحه و قبول جزيه كردند.
در اين روز حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در حال ركوع انگشتر خود را به سائل داد، و آيه «انّما وليكم اللّه» در شأن آن حضرت نازل گشت.
                                          آیه تطهیر
                                                     آیه ولایت
در هر صورت اين روز داراى شرافت بسياری است، و در آن چند عمل وارد است:
اوّل: غسل.
دوّم: روزه گرفتن.
سوّم: خواندن دو ركعت نماز، كه در وقت و كيفيت و ثواب مانند نماز روز عيد غدير است، و اينكه «آية الكرسى» در نماز مباهله بايد تا«هم فيها خالدون»
خوانده شود.
چهارم: خواندن دعاى مباهله مى باشد، كه شبيه به دعاى سحر ماه رمضان است، و شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس نقل كرده اند، ولى بين روايات آن دو بزرگوار اختلاف زيادى است، و من روايت شيخ طوسى را در كتاب «مصباح» برگزيده ام كه فرموده است: دعاى روز مباهله همراه با فضيلت آن، از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده، و آن دعا اين است:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَلِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمَالِكَ جَمِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِهَا وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِأَنْوَرِهِ وَ كُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِهَا وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ وَاسِعَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّهَا.

خدايا از تو درخواست مى كنم از زيبايى ات به حق برترين مرتبه زيبايى ات، و همه مراتب آن زيباست، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب زيبايیات.
خدايا از تو درخواست مى كنم از بزرگى ات به حق برترين مرتبه بزرگى ات، و همه مراتب بزرگى ات بزرگ است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب عظمتت.
خدايا از تو درخواست میكنم از جمالت، به حق برترين مرتبه جمالت، و همه مراتب جمال تو جميل است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب جمالت.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمان دادى، پس اجابتم كن چنان ه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست می كنم از شكوهت، به حق برترين مرتبه شكوهت، و همه مراتب شكوهت شكوه مند است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب شكوهت.
خدايا از تو درخواست میكنم از نورت، به حق برترين مرتبه نورت، و همه نورت نورانى است، خداى از تو درخواست میكنم به همه نورت، خداى از تو درخواست میكنم از رحمتت، به حق وسيع ترين مرتبه رحمتت و همه رحمتت وسيع است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه رحمتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَمَالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمَالِكَ كَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِمَاتِكَ بِأَتَمِّهَا وَ كُلُّ كَلِمَاتِكَ تَامَّةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَلِمَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمَائِكَ بِأَكْبَرِهَا وَ كُلُّ أَسْمَائِكَ كَبِيرَةٌ ،

خدايا تو را می خوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از تو درخواست میكنم از كمالت به حق برترين مرتبه كمالت، و همه كمالت كامل است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه كمالت، خدايا از تو درخواست می كنم از كلماتت به حق تمام ترين كلماتت، و همه كلماتت تمام است، خدايا از تو درخواست می كنم به همه كلماتت، خدايا از تو درخواست می كنم از نامهايت به حق بزرگترين آنها، و همه نامهايت بزرگ است،

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّهَا وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِأَمْضَاهَا وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ مَاضِيَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ الَّتِي اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّهَا،

خدايا از تو درخواست میكنم به حق همه نامهايت.
خدايا تو را میخوانم، چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن، چنان كه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست میكنم از عزّتت، به حق برترين مرتبه عزّتت، و همه عزّتت عزيز است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه عزّتت، خدايا از تو درخواست میكنم از مشيّتت به حق گذراترين مشيّتت و همه مشيّتت گذراست، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه مشيّتت.
خدايا از تو درخواست میكنم به قدرتت كه با آن بر همه چيز برتری گرفتى، و همه قدرت تو برتریگير است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه قدرتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِأَنْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضَاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَسَائِلِكَ بِأَحَبِّهَا وَ كُلُّهَا إِلَيْكَ حَبِيبٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَسَائِلِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطَانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَ كُلُّ سُلْطَانِكَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِسُلْطَانِكَ كُلِّهِ .

خدايا تو را می خوانم، چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن، چنان كه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست می كنم از علمت به حق نافذترين آن و همه علم تو نافذ است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه علمت.
خدايا از تو درخواست مى كنم از گفتارت به حق پسنديده ترين آن.
و همه گفتارت پسنديده است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه گفتارت.
خدايا از تو درخواست میكنم از خواسته هايت به حق محبوب ترين آنها، و همه آنها نزد تو محبوب است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه خواسته هايت.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى، خدايا از تو درخواست میكنم از شرفت به حق برترين مرتبه شرفت، و همه شرفت شريف است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه شرفت.
خدايا از تو درخواست میكنم از سلطنتت، به حق پايدارترين آن.
و همه سلطنتت پايدار است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه سلطنتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَفْخَرِهِ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَلائِكَ بِأَعْلاهُ وَ كُلُّ عَلائِكَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَلائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَعْجَبِهَا وَ كُلُّ آيَاتِكَ عَجِيبَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَقْدَمِهِ وَ كُلُّ مَنِّكَ قَدِيمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ،

خدايا از تو درخواست میكنم از فرمانروايى ات به حق گرانمايه ترين آن، و همه فرمانروايی ات گرانمايه است، خدايا از تو درخواست می كنم به همه فرمانروايى ات.
خدايا تو را مى خوانم چنان كه فرمانم دادى.
پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از تو درخواست می كنم از والايى ات به حق والاترين آن، و همه والايی ات والاست، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه والايی ات.
خدايا از تو درخواست می كنم از آياتت به حق شگفت ترين آياتت، و همه آياتت شگفت است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه آياتت.
خدايا از تو درخواست میكنم از نعمتت به حق ديرينه ترين آن و همه نعمتت ديرين است، خدايا از تو درخواست مى كنم به همه نعمتت.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا [مِمَّا] أَنْتَ فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَ كُلِّ جَبَرُوتٍ اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا تُجِيبُنِي بِهِ حِينَ أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِبَهَاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِجَلالِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِلا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رِزْقِكَ بِأَعَمِّهِ وَ كُلُّ رِزْقِكَ عَامٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَطَائِكَ بِأَهْنَئِهِ وَ كُلُّ عَطَائِكَ هَنِي ءٌ ،

خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن، چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از تو درخواست میكنم، به حق آنچه كه در آن قرار دادى از مقام و جبروت، خدايا از تو درخواست میكنم به تمام مقام و تمام جبروتت.
خدايا از تو درخواست میكنم به آنچه با آن اجابتم مینمايى، زمانیكه از تو میخواهم، اى خدا، اى كه معبودى جز تو نيست، از تو میخواهم به زيبايى اينكه معبودی جز تو نيست.
اى كه معبودى جز تو نيست، از تو میخواهم به بزرگى اينكه معبودى جز تو نيست.
اى كه معبودى جز تو نيست، از تو میخواهم به حق اينكه معبودى جز تو نيست.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا از درخواست میكنم از روزى ات به همه گانه ترين آن، و همه روزى ات همگانى است.
خدايا از تو درخواست می كنم به همه روزى ات، خدايا از تو درخواست میكنم از عطايت، به حق گواراترين آن، و همه عطايت گواراست.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَطَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ بِأَعْجَلِهِ وَ كُلُّ خَيْرِكَ عَاجِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِأَفْضَلِهِ وَ كُلُّ فَضْلِكَ فَاضِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ وَ الْوِلايَةِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ الايتِمَامِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِذَلِكَ يَا رَبِّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ فِي الْأَوَّلِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِيلَةَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ.

خدايا از تو درخواست میكنم به همه عطايت، خداى از تو درخواست میكنم از خيرت به فوریترين آن، و همه خيرت فورى است.
خدايا از تو درخواست میكنم به همه خيرت.
خدايا از تو درخواست میكنم از فضلت، به حق فزون ترين آن، و همه فضلت فزون است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه فضلت.
خدايا تو را میخوانم چنان كه فرمانم دادى، پس اجابتم كن چنان كه وعده فرمودى.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا برانگيز بر ايمان به خود و تصديق به رسولت (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، و ولايت على بن ابيطالب (ع) و بيزاری از دشمنش، و اقتدا به امامان از خاندان محمّد (درود خدا بر آنان باد) ، كه من به اين واقعيت راضی شده ام.
خدايا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در ميان پيشينيان، و درود فرست بر محمّد در ميان آيندگان، و درود فرست بر محمّد، در ميان آسمانيان، و درود فرست بر محمّد در ميان فرستادگان.
خدايا به محمّد عطا كن، وسيله و شرف و فضيلت و درجه بزرگ.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي وَ بَارِكْ لِي فِيمَا آتَيْتَنِي وَ احْفَظْنِي فِي غَيْبَتِي وَ كُلِّ غَائِبٍ هُوَ لِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ الْخَيْرِ رِضْوَانَكَ وَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِكَ وَ النَّارِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِي مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عُقُوبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلاءٍ وَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ آفَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذَا الشَّهْرِ وَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ.

خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و به آنچه روزى ام نمودى خشنود بدار، و در آنچه به من عنايت كردى بركت ده، و در غيبتم و در غياب هر غايبى كه او از من است نگهدارم باش.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر پايه ايمان به خود و باور داشتن به پيامبرت برانگيز، خداى بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و از تو میخواهم خوب ترين خوبها را كه خشنودی ات و بهشت است، و به تو پناه مى آورم از بدترين بدها كه خشمت و آتش است.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا محافظت فرما از هر مصيبت و هر بلا، و از هر عقوبت، و هر فتنه، و هر آزمايش، و هر شر، و هر امر ناپسند، و هر پيش آمد، و هر آفت كه از آسمان بر زمين فرود آيد، يا فرود میآيد، در اين ساعت و در اين شب، و در اين روز، و در اين ماه، و در اين سال

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِي مِنْ كُلِّ سُرُورٍ وَ مِنْ كُلِّ بَهْجَةٍ وَ مِنْ كُلِّ اسْتِقَامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فَرَجٍ وَ مِنْ كُلِّ عَافِيَةٍ وَ مِنْ كُلِّ سَلامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ كَرَامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلالٍ طَيِّبٍ وَ مِنْ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ مِنْ كُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذَا الشَّهْرِ وَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَتْ ذُنُوبِي قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ غَيَّرَتْ حَالِي عِنْدَكَ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي لا يُطْفَأُ،

خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و روزى من كن از هر شادى، و هر خوشحالى، و هر پايدارى و هر گشايش و هر عافيت و هر سلامت و هر كرامت، و هر روزی وسيع حلال پاك و هر نعمت، و هر وسعتى كه از آسمان بر زمين نازل شد يا میشود.
در اين ساعت، و در اين شب، و در اين روز، و در اين ماه و در اين سال.
خدايا اگر گناهانم مرا در پيشگاهت بی اعتبار ساخته، و ميان من و تو پرده شده، و حالم را نزد تو دگرگون نموده.
من از تو درخواست میكنم، به حق نور جمالت كه هرگز خاموش نشود،

وَ بِوَجْهِ مُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ الْمُصْطَفَى وَ بِوَجْهِ وَلِيِّكَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ بِحَقِّ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ انْتَجَبْتَهُمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِي وَ أَنْ تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي وَ أَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ أَنْ أَعُودَ فِي شَيْ ءٍ مِنْ مَعَاصِيكَ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي حَتَّى تَتَوَفَّانِي وَ أَنَا لَكَ مُطِيعٌ وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلَ لِي ثَوَابَهُ الْجَنَّةَ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَهْلَ التَّقْوَى وَ يَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

و به آبروى محمّد محبوب برگزيده ات، و به آبروى وليّت على مرتضى، و به حق اوليايت كه آنان را برگزيدى، اينكه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستى، و آنچه از گناهانم گذشته بيامرزى، و در باقیمانده عمر حفظم كنى، و به تو پناه میآورم، خدايا، از اينك هرگز به چيزى از نافرماني هايت بازگردم، تا زنده ام بدارى و تا بميرانى، و من فرمانبردار تو باشم، و تو از من خشنود باشى، و اينكه عملم را ختم كنى به نيكوترينش، و پاداش آن را برايم بهشت قرار دهى، و با من آن كنى كه شايسته آنى، اى هل تقوى و اى اهل مغفرت، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم كن، اى مهربان ترين مهربانان.
پنجم: دعايى كه شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس پس از دو ركعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار، روايت كرده اند بخواند، اول آن دعا «الحمد للّه ربّ العالمين» است.
در اين روز دادن صدقه به تهيدستان به خاطر پيروى از مولاى همه مردان و زنان با ايمان، و زيارت آن حضرت، شايسته است، و مناسب تر زيارت جامعه است.
روز بيست و پنجم: روز بس شريفى است، و روزى است كه سوره «هل اتى» در حق اهل بيت نازل شد براى اينكه سه روز روزه گرفتند و افطارى خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و خود با آب افطار نمودند! و سزاوار است شيعيان اهل بيت در اين ايام به ويژه در شب بيست و پنجم در دادن صدقه به مساكين و ايتام، و سعى در اطعام ايشان، و روزه داشتن اين روز پيروى از مولايان خود كنند.
از آنجا كه بعضى از علما اين روز را روز مباهله میدانند، مناسب است زيارت جامعه و دعاى مباهله را نيز در اين روز بخوانند.
———————————————————————
مفاتیح الجنان ترجمه استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان




چرا حضرت رضا (ع) را عالم آل محمد می‌نامند؟+پاسخ حجت‌الاسلام علوی تهرانی

هدایت پرس: حجت‌الاسلام والمسلمین علوی تهرانی درکانال رسمی‌شان به این سؤال که چرا حضرت رضا(ع) را عالم آل محمد می‌نامند؟ پاسخ دادند که در ادامه می‌خوانید.

 

http://uupload.ir/files/krte_1719720_705.jpg

به گزارش هدایت پرس، چرا حضرت رضا (ع) را عالم آل محمد می‌نامند؟

پاسخ حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد باقر علوی تهرانی به شرح زیر است:

تعلیم و ترویج علمی تشیع بواسطه امام باقر ع و امام صادق ع بوده، اما لقب “عالم آل محمد” متعلق به امام رضا ع است.

این لقب از جانب امام صادق ع و امام کاظم ع به ایشان اعطاء شده است.

امام کاظم ع فرمودند: از پدرم امام صادق ع شنيدم که به من فرمودند:

“همانا عالم آل محمد در صلب توست، ای‌کاش او را درک می‌کردم، همانا او همنام امیرالمؤمنین حضرت علی ع است”

 

هر يک از انبیاء الهی و اوصیاء آنان، برای تبليغ در سطح جامعه، روشی را بر مبنای شرايط جامعه‌ی خود انتخاب می‌کردند.

در عصر پیامبر خاتم ص، ادبیات به کمال خود رسیده بود. لذا قرآن بعنوان معجزه‌ی جاودان پیامبر عرضه شد که بليغ، فصيح و بی‌همتاست.

 

در زمان حضرت رضا (ع) فرقه‌های مختلف فکری، به تبليغ اعتقاد و سيره خود می‌پرداختند.

مأمون عباسی خليفه وقت، فرهنگ و زبان تمدن دوران خود را آموخته بود و به غیر از زبان عربی، به زبان ايرانی و یونانی (دو کشور صاحب تمدن ) نیز آشنا بود. او به علماء عصر خود دستور داده بود آثار یونانی را به زبان عربی ترجمه کنند.

به همین جهت، دائماً جلسات مناظره و مباحثه‌ی علمی تشکیل می‌داد تا حضرت را در برابر فرقه‌های دیگر تضعیف کند.

اما امام رضا (ع) بعنوان وصی پیامبر ص، در برابر سؤالات مخالفان، پاسخهای مستدل و محکم و منطقی می‌دادند.

حضرت با بهره‌گیری از فرصت این جلسات به تبليغ و تبيين عالمانه اعتقادات تشيع پرداختند و در نهايت پيروز ميدان شدند.

 

مشروح این جلسات متعدد مناظره‌ی امام رضا (ع) با مخالفان، در منابع شیعه ثبت و ضبط شده است.

http://uupload.ir/files/cjvh_d1736774t13159187(web)(b).jpg

*کانال رسمی حجت‌الاسلام والمسلمین علوی تهرانی




آیا مادر امام سجاد علیه‌السلام ایرانی بودند؟

به گزارش هدایت پرس، آیا مادر امام سجاد علیه‌السلام ایرانی بودند؟

پاسخ استاد دکتر محمد حسین رجبی‌دوانی به شرح زیر است:

در مورد مادر مکرمه امام سجاد علیه‌السلام نقل‌های متعددی وجود دارد و بسیاری از آن‌ها هم مبهم است و متاسفانه اطلاعات دقیق و روشنی درباره این بانوی عظیم الشأن نداریم. چون کسی که مادر امام می‌شود باید از لیاقت و قابلیت بسیار بالایی برخوردار باشد که چنین مقامی پیدا کند و بتواند علاوه بر همسر امام پیشین بودن، مادر امام بعدی هم باشد.
بیشتر این نقل ها دلالت بر این دارد که مادر امام سجاد علیه‌السلام ایرانی هستند. اگر چه نقلی هم داریم که گفته شده است که آن بانوی بزرگوار عرب بوده و اسامی عربی برای ایشان ذکر شده است ولی نقل های معروف و مشهور دلالت بر آن دارد که این بانو ایرانی هستند.
اما آن نقلی که می گوید ایشان دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بوده است دارای اشکالات و ابهاماتی است که مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی امام سجاد علیه السلام با ادله‌ای که اقامه می کند، این نقل را رد می کند. اما ما نقل مناسب‌تری را داریم مبنی بر این که در زمان خلافت امیرالمومنین علیه‌السلام و هنگام حضور آن وجود مقدس در کوفه، بعد از شورشی که در خراسان صورت گرفت و حاکم حضرت این شورش را سرکوب کرد، شماری به اسارت درآمدند و آن‌ها را به کوفه نزد امیرالمومنین علیه‌السلام فرستادند.
در بین اینها دو خواهر از یک خانواده نجیب و سرشناس ایرانی بود، آن دو بانو به امیرالمومنین علیه‌السلام عرض کردند که خود شما ما را تزویج کنید. حضرت فرمودند از من سنی گذشته است، اما اگر مایل باشید یکی از شما را به عقد فرزندم حسین علیه السلام در می آورم که همین گونه هم شد و شهربانو که شاهزنان نام داشت به عقد امام حسین علیه السلام درآمد و عنوان شاهزنان از ایشان برداشته شد. چرا که بانوی بانوان دو عالم فقط حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
خواهر ایشان هم به نقلی به همسری محمد بن ابی بکر درآمد و نقل دیگری هم داریم که حضرت آنرا به نرسا بزرگ ایرانی های کوفه تزویج فرمود.
ازدواج بر مبنای این نقل قطعا در کوفه واقع شده است و امام سجاد علیه‌السلام هم متولد کوفه هستند. چون ولادت آن حضرت را ۳۶ یا ۳۸ هجری ذکر کردند و این سال‌ها زمانی است که خاندان امیرالمومنین علیه‌السلام در کوفه حضور دارند.
اما نکته ای که باید توجه داشت این است که هنگام ولادت امام سجاد علیه‌السلام مادر بزرگوار آن حضرت از دنیا می رود و امام سجاد در واقع مادر خود را ندید و یک کنیز آن حضرت را شیر داد و بزرگ کرد. لذا داستان هایی که ساخته شده است مبنی بر اینکه شهربانو در قیام امام حسین علیه السلام حضور داشت و می خواستند او را دستگیر کنند، اما بر ذوالجناح نشست و به سوی ایران گریخت و در کوهی نزدیک ری که الان به کوه بی بی شهربانو معروف است ورود پیدا کرد و کوه بسته شد، از اساس بی پایه و غیر قابل پذیرش است.

*کانال استاد رجبی دوانی

http://uupload.ir/files/r1dv_photo_2018-04-27_19-21-10.jpg




تأملی در سیره و سلوک اخلاقی امام باقر(ع) در کلام آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی


هدایت پرس: تنها به ادعا نمی‌توان شیعه بود، تنها این که پدر و مادرم شیعه بوده من هم شیعه‌ام نمی‌توان شیعه بود، شیعه بودن مفهومی است پرمحتوا و مسئولیت‌های خطیری دارد که باید بدان عامل بود.


به گزارش هدایت پرس،پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی یادداشتی از این مرجع تقلید با عنوان “تأملی در سیره و سلوک اخلاقی امام باقر(ع) ” را منتشر کرده ‌است.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

«بی­ شک بیشترین احادیث شیعه‏ که بالغ بر ده ها هزار حدیث می‏ شود از پنجمین و ششمین امام، یعنی محمد بن علی الباقر، و جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام نقل شده است، و این به خاطر آن‏ است که این بزرگواران در شرایطی از زمان و مکان بودند که فشار دشمنان و حکام بنی ‏امیه و بنی‏ عباس بر آنها کمتر بود، به همین دلیل توانستند احادیث زیادی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله به وسیله پدران و اجدادشان به آنها رسیده بود، در تمام ابواب معارف و احکام فقه اسلام از خود به یادگار بگذارند.

هر چند خلفای جور تلاش می‏ کردند مردم را از دانش اهل بیت علیهم السلام بی‏ بهره سازند و خلفای اموی و عباسی با تنگناهایی که برای امامان اهل بیت علیهم السلام ایجاد می­ کردند، فرصت کافی را برای ترویج دین و پرورش شاگردان این مکتب‏ به آنان نمی‏ دادند، اما در همان فرصت­ های به دست آمده به ویژه در عصر امام باقر و امام صادق علیهما السلام تعداد زیادی از طالبان دین و دانش از مکتب آن بزرگواران بهره ‏ها گرفته ‏اند.

باید اذعان نمود از آنجا که در اسلام افراد و جوامع انسانی باید از ارزش ­های اخلاقی الگو بگیرند و تابع آن باشند نه این که اخلاق‏ تابع خواست آنها باشد! لذا انسان باید نظر کند که چه علمی را از چه منبعی دریافت می‏ کند، همانگونه که از امام باقر علیه السلام در ذیل قول خداوند تعالی: «فلینظر الانسان الی طعامه» «پس باید نظر کند انسان به سوی طعام خود» آمده است؛ «فلینظر الانسان الی علمه الذی یأخذه عن من یاخذه» «باید انسان نظر کند به علمی که اخذ می‏ کند و متوجه باشد که از چه کسی دریافت می ‏کند»، یعنی مراد از طعام، علم است که طعام روح می‌باشد و این طعام جای تأمل و دقت دارد که از چه کسی و چه منبعی دریافت می‏ شود.

بدین ترتیب باید گفت بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، امامان‏ معصوم علیه السلام به گواهی روایات اخلاقی گسترده ‏ای که از آنان نقل شده، بزرگترین معلمان اخلاق‏ بودند؛ که در مکتب آنها مردان برجسته‏ ای که هر کدام از آنها یکی از معلمان عصر خود بودند، پرورش یافتند.

زندگانی پیشوایان معصوم علیه السلام و یاران با فضیلت آنان، گواه روشنی بر موقعیت اخلاقی و فضائل آنها می باشد. به عنوان نمونه «حذیفة بن منصور» که از یاران امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السلام بود و درباره او گفته شده: «او علم را از این بزرگواران اخذ کرده و نبوغ خود را در مکارم اخلاق‏ و تهذیب نفس نشان داد.»

لذا مطابق حدیث شریفی که از امام باقر علیه السلام به صفات شیعیان اشاره نموده است خصوصیات اخلاقی هم چون تواضع در برابر مردم، خشوع در مقابل پروردگار، بسیار به یاد خدا بودن، نماز و روزه را به موقع و با آدابش انجام دادن، نیکی به پدر و مادر، سرکشی کردن از همسایگان، راستی در سخن، تلاوت قرآن، دوری از غیبت و تهمت… به عنوان برخی از ویژگی­ های اخلاقی در میان شیعیان مورد توجه قرار گرفته است.

شفاعت اهل بیت علیهم السلام در گرو اقدام و عمل در «ورع»

گفتنی است در هیچ زمانی عوامل گناه به اندازه عصر حاضر نبوده است؛ در زمان ما شیاطین همه جا پراکنده اند، سایت­ ها، ماهواره­ ها، موبایل­ ها، کتاب­ ها، مجلاّت و… عوامل مخرب و غذای شبهه ناک هم زیاد است، معاملات مشکوک، ربا، رشوه­ خواری­ ها و… و اسباب آلودگی به مال حرام هم زیاد است. در چنین شرایطی باید ایمان و تقوی قوی تر شود، مجالس تبلیغاتی قوی تر شود و باید از تمام عوامل بازدارنده و آنچه ممکن است مؤثّر واقع شود استفاده نمود.

حریز بن عبدالله از فضیل بن یسار نقل می کند که امام باقر(علیه السلام) فرمود: ای فضیل سلام مرا به شیعیانم برسان و به آنها بگو که من می گویم من نمی توانم از آنها در نزد خدا شفاعت کنم مگر با ورع، پس زبانتان را حفظ کنید و دستانتان را (از آزار دیگران) باز دارید و صابر باشید و نماز را بپا دارید زیرا خداوند با صابران است.

مطابق روایت، امام باقر علیه السلام می فرماید ما افرادی را شفاعت می کنیم که با ورع باشند. اما به راستی ورع به چه معنی است؟.

در تشریح این مسأله باید گفت مقام ورع‏ از تقوا بالاتر است، چون ورع‏ بعد از کامل شدن تقواست. ورع حقیقی آن است که انسان به مقامی برسد که گناه را ترک کند. برخی نسبت به رعایت مکروهات و مستحبات مقیدند ولی نسبت به ترک محرمات، مانند غیبت، حسد، ریاکاری و … بی‏ اعتنا هستند. گاهی یک نگاه آلوده و غلط سر از کفر و نابودی انسان درمی‏ آورد.

به تعبیر دیگر ورع‏ حالتی است که باعث بازداشتن از ارتکاب گناهان می‏ شود، می ‏توان این مسأله را به این صورت تشبیه کرد که جاده معصیت برای بعضی صاف و هموار است و بی‏ هیچ مانعی آن را طی می کنند اما عده ‏ای در این مسیر با موانعی مواجه می ‏شوند. مثلا سیم خاردار، دره، سنگلاخ و … می‏ بینند که طی طریق را برای آنان دشوار می‏ سازد و مانع سیر آنان می‏ شود، ورع نیز نظیر همین موانع، آدمی را از گناه باز می‏ دارد.

به عبارت دیگر، در جاده معصیت، خود را مواجه با موانع دیدن و نیرویی که انسان را به عقب می ‏کشد. به این حالت، ورع و عدالت گفته می شود.

در ادامه، آن حضرت ورع را در حفظ زبان و دست، صبر و نماز خلاصه می ­فرماید چرا که سخن از ورع بود و صبر و صلوات اشاره به نماز و روزه است چون هم روزه و هم نماز باز دارنده است که سپری در مقابل آتش و گناه است.

متأسفانه بعضی برای خودشان مصونیت ­های خیالی قائلند و خیال می کنند که همین که در مسلک شیعیان هستند و اظهار محبّت و دوستی می کنند مصونیّت از عذاب دارند و ائمه علیهم السلام آنها را شفاعت می کنند. لیکن امام باقر(علیه السلام) می فرماید؛ درست است که ما از شما شفاعت می کنیم و در مواقف در کنار شما هستیم ولی شرط آن ورع است.

هم چنین در روایت دیگر، امام محمد باقر علیه السلام به جابر می‏ فرمایند:«ای جابر! محبت ما اهل‏بیت به تنهایی کافی نیست؛ به خدا قسم شیعه ما کسی است که تقوا و اطاعت داشته باشد». تا آنجا که می‏ فرمایند: «به خدا قسم تنها با عمل و پرهیزکاری است که می‌توان به ولایت ما رسید».

محبت؛ اساس و بنیاد دین

بی تردید اساس دین، محبت است، زیرا انگیزه عمل به دستورات الهی، عشق و محبت به خداوند است.

گاه استدلال عقلی انگیزه انسان برای انجام کاری می‏ شود؛ و گاه عشق و محبت، او را وادار به کاری می‏ کند. آیا این دو انگیزه یکسان هستند؟

به عنوان نمونه خداوند برای بقاء نسل بشر علاقه ‏ای بین زن و مرد ایجاد کرد تا نسل بشر ادامه یابد؛ حال اگر قرار بود منطق و استدلال عقلی انگیزه انسان برای بقاء نسل باشد، مثل این که بگوید:«برای بقاء نسل باید ازدواج کرد و فرزندانی به وجود آورد و تمام زحمت ­ها و ناراحتی­ های آن را تحمل کرد» یا بگوید: «چون در پیری و ناتوانی عصای دستی لازم دارم و کسی را می‏ خواهم که مرا کمک کند و حمایتم نماید، پس به­ ناچار باید ازدواج کنم و فرزندانی داشته باشم.» حال از هر ۱۰۰ نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمل سختی­ ها و ناکامی ­ها و مشکلات فراوان زندگی مشترک و بچه دار شدن می‏ شد؟

لذا عشق و محبت و جاذبه غریزی، انسان­ ها را به سمت ازدواج با همه مشکلاتش سوق می‏ دهد؛ به گونه ‏ای که آنها عاشقانه تمام سختی ­ها را به جان می‏ خرند؛ بلکه تمام عمرشان را به پای فرزندشان می‏ ریزند تا نوزادشان کم‏کم بزرگ شود و راه رفتن بیاموزد، و سخن بگوید. آری، انگیزه عشق و محبت این قدرت و قوت عجیب و خیره کننده را دارد.

اینگونه است که در روایت نورانی از امام باقر علیه السلام می‏ خوانیم:«الدّین هو الحب و الحب هو الدّین»؛ دین محبت است و محبت دین است.

در روایت فوق بر عشق و محبت تأکید شده، نه بر راه پرسنگلاخ برهان منطقی و استدلال­ های عقلی، تا آدمی زودتر به سر منزل مقصود برسد. اگر عاشق شدی خود به خود به سوی اطاعت الهی گام برمی ‏داری، و مشکلات آن را به جان می خری. اگر عاشق امام زمان شدی اطاعت اوامرش و مبارزه با فساد و منکرات، کاری بس آسان خواهد بود. آری، عشق و محبت کارها را سهل می‏ کند. حال آیا دین و آئینی که انگیزه حرکت پیروانش محبت و عشق است، و تمام دینش را محبت و عشق معرفی می‏ کند، آئین خشونت است؟!

اظهار محبت؛ عامل کلیدی در ریزش گناهان

ابوعبیده از اصحاب امام باقر علیه السلام می­ گوید: همراه امام باقر علیه السلام بودم و من (به جهت احترام) پیش از ایشان سوار شدم سپس ایشان سوار شدند زمانی که هم­ ردیف هم قرار گرفتیم حضرت سلام و احوالپرسی کرد همانند کسانی که تازه به هم می رسند و در وقت پیاده شدن پیش از من پیاده شدند و وقتی من هم پیاده شدم و هر دو بر زمین قرار گرفتیم سلام و احوالپرسی کرد همانند کسانی که تازه به هم رسیده اند (راوی می گوید من از این حرکت امام تعجّب کردم و) عرض کردم: یابن رسول الله کاری کردید که کسانی که پیش ما هستند چنین برنامه ای ندارند و اگر یک بار هم احوالپرسی کنند زیاد است حضرت فرمود: آیا نمی دانی مصافحه و دست دادن چقدر ثواب دارد وقتی دو فرد با ایمان با هم ملاقات می کنند و یکی با دیگری مصافحه می کند گناهان آنان همانند برگ درختان می ریزد تا زمانی که از هم جدا شوند.

با تأمل در این روایت باید اذعان کرد متأسفانه در عصر حاضر معمول نیست در مسافرت و هر لحظه با هم سلام و احوالپرسی کنیم لیکن امام در بیان اهمیت و تأکید بر اظهار محبت سه مرتبه کاری را انجام می دهد، تا مردم حداقل یک بار آن را انجام دهند و فراموش نشود، نه آنکه ابوعبیده بگوید یک بار هم پیش ما زیاد است.

لذا باید دانست بر خلاف خشونت وهابی­ های سلفی که یک اقلیّت محدود هستند و جزء برنامه­ های اسلام نیستند، لیکن اسلام اصیل آیین محبّت و دوستی است، همچون صفاتی که امام باقر علیه السلام برای شیعیان بیان فرموده که شیعیان خشن نیستند، بلکه پرمحبت‏ و دارای لطافتند.

با این تفاسیر باید مدعی شد در هیچ مکتبی بر دوستی و محبّت تا این اندازه تأکید نشده است. این برنامه اسلام است که اگر آن را درست به جامعه خود و دنیا معرّفی کنیم، باعث پیشرفت ما خواهد بود.

برکات صله رحم و تبعات قطع رحم

در اسلام به مسأله صله رحم و قطع رحم اهمیّت زیادی داده شده است. از مجموع روایات استفاده می شود از جمله گناهانی که در دنیا دامان انسان­ها را می گیرد قطع رحم است و پاداش صله رحم هم در دنیا داده می شود. لذا امام باقر علیه السلام می فرماید: حضرت علی علیه السلام فرمود؛ زمانی که قطع رحم کنید خداوند اشرار را مسلط بر اموالتان قرار می دهد. و یا آن حضرت در فراز دیگر در حدیثی به میسّر فرمود: ای میسّر چند بار مرگ تو فرارسیده و خداوند اجل تو را به تأخیر انداخت برای این که صله رحم بجا آوردی و مشکلات آنان را حل کردی.

در تبیین این روایات باید گفت از یک سو اسلام طرفدار عواطف است، به خصوص در بین خانواده، فامیل و خویشاوندان باید عواطف بجوشد، در سوی دیگر اسلام می خواهد با صلۀ رحم یک بیمه خانوادگی درست کند. بیمه به این معناست که مشکلات تقسیم بر عموم شود که اگر صله رحم درست انجام شود مشکلات تقسیم می شود و هر کدام صله رحم بجا آورند، مشکلات حل می شود؛ پس صله رحم یک نوع بیمه توأم با محبّت خانوادگی است و مشکلات عمومی از طریق این بیمه فامیلی حل می شود و برنامه ­ای بسیار حساب شده است.

لیکن باید دانست ارحام درجاتی دارند مانند درجات ارث و هر چه نزدیک تر باشند پیوند باید محکم تر باشد و قطع رحم خطرش بیشتر است. بدین ترتیب صله رحم نیز در مورد خویشاوندان نسبی است چرا که رحم اشاره به نسبی ­هاست و دارای مراحلی است یک مرحله از آن دید و بازدید و مرحله دیگر شرکت در شادی ­ها و غم ­های آنان و مرحله دیگر عیادت از آنان است و مرحله دیگر کمک­ های مادّی و جسمی است. از این رو معنی ارتباط رسیدگی به مشکلات است نه صرفاً احوالپرسی و دید و بازدید، لذا صله رحم از بیمار صرفاً احوال­پرسی نیست بلکه اگر کمک مالی لازم دارد باید به او کمک کند.

متأسفانه هر چه دنیا رو به تمدن مادّی می رود این امور و برنامه­ ها کمرنگ می شود و گاه دو برادر به واسطه اختلاف مالی مثلاً بر سر ارث ده ­ها سال از هم قطع ارتباط می ­کنند. این بلای بزرگی است و تبعات بسیار مهمّی دارد.

لذا باید اعتراف نمود دنیای امروز دنیای مرگ عواطف است و در دنیای مادّی جوان ها که بزرگ می شوند ارتباط خانوادگی قطع می شود و وقتی پدر و مادرها پیر شدند جایشان در سرای سالمندان است. بی تردید در دنیای امروز حس و عاطفه از موارد نایاب و یا حدّاقل کمیاب است، به طوری که پدر و مادر بچّه­ ها را ترک می کنند و بچّه­ ها هم پدر و مادر را رها می کنند. وقتی پایه ­های ایمان از بین برود عواطف هم از بین می رود. لذا بسیاری از والدین در سنین کهولت و پیری در جوامع غربی در خانه ­های سالمندان هستند. متأسّفانه در مورد جوامع غربی این آسیب ­ها بررسی نمی شود و فقط به صنایع و ثروت جامعه توجّه می شود.

بنابراین رسالت همگان در جامعۀ اسلامی این است که ارزش­ های اسلامی همچون صله رحم را بها دهیم که سرمایه حقیقی نیز همین است.

ادخال سرور بر قلب مؤمن

یکی از مشکلات مردم که آنها را از کار باز می دارد، حالات غم و اندوه و افسردگی است که برای همه پیش می آید و عوامل مختلفی مانند مشکلات خانوادگی، اقتصادی، جسمی و … دارد. اگر عوامل غم و اندوه تشدید شود به افسردگی که نوعی بیماری است، تبدیل می شود.

لیکن در احادیث اسلامی در مورد لزوم ادخال‏ سرور در قلب مؤمنان به ‏طور خاص، یا انسان‏ها به‏ طور عام، روایات زیادی وارد شده است‏، به نحوی که باب «استحباب ادخال‏ سرور (شاد نمودن دیگران)» از جمله ابواب معروف در آموزه­ های اهل بیت علیهم السلام است که روایات فراوانی را در بر گرفته است؛ از آن جمله است روایت معتبره امام باقر علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله که فرمود: «هر کسی مؤمنی را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است و هر کسی مرا خوشحال‏ کند خداوند عزوجل را خوشحال نموده است»؛ (من سر مؤمنا فقد سرنی ومن سرنی فقد سر الله‏).

و در فراز دیگر کلام نورانی امام باقر علیه السلام که می­ فرماید؛ تبسّم المؤمن فی وجه أخیه حسنة و صرفه القذی عنه حسنة و ما عُبد الله بمثل إدخال السرور علی المؤمن؛ تبسّم مؤمن به صورت برادر مؤمنش حسنه است و زدودن آنچه برچهره اوست حسنه است و هیچ عبادتی مانند ادخال سرور بر قلب مؤمن نیست.

لذا اگر مزاح در حد اعتدال و صرفاً برای ادخال‏ سرور و شادمانی در قلب مؤمن و رفع خستگی‏ ها و اندوه ‏ها باشد، و تمام جهات شرعی در آن رعایت گردد به یقین‏ مطلوب است و مورد رضای خدا. زیرا ادخال‏ سرور در قلب انسان نه ‏تنها در سرای دیگر به یاری انسان می‏ شتابد، بلکه در همین دنیا نیز مأموریت دارد که در مشکلات، او را یاری کند و مصائب و حوادث تلخ را به شدت از او دور سازد.

در کنار این مسأله، مقولۀ ایمان به خدا و توکّل به او، یکی از عوامل مهمّی است که جلوی افسردگی را می گیرد، چرا که شخص با ایمان، خدا را کسی می داند که مشکل ترین مشکل ­ها برای او آسان است، کسی که چنین فکر کند مأیوس نمی شود چون در هر قدمی فرجی است و خدا می تواند همه چیز را دگرگون کند؛ حال اگر ضعیف النفس باشد با اندک مشکلی مأیوس و ناراحت می شود، حال اگر مطابق روایت با لفظ یا با عمل او را خوشحال کند از هر عبادتی بالاتر است.

سخن آخر

در خاتمه شایسته است در این روایت تأمل نماییم؛ فردی به امام باقر علیه السلام عرض کرد: «الحمدالله شیعیان شما خیلی زیاد هستند» امام علیه السلام نگاه پرمعنایی به او کرد و فرمود: اینها که می‏ گویی شیعیان ما هستند، آیا این کارها را انجام می‏ دهند؟ آیا ثروتمندان این افراد به حال فقراء و مستمندان خود توجهی دارند و به آنها رسیدگی می‏ کنند؟ آیا بزرگان و نیکوکاران این افرادی که شما آنها را شیعه‏ می‏ خوانید، خطاها و اشتباهات خطاکاران را می‏ بخشند و آنها را مورد عفو و گذشت قرار می‏ دهند، (یا آنها را چندین برابر مجازات می ‏کنند و زجر می‏ دهند!؟) آیا اینها مواسات دارند؟ خوشبختی‏ های خویش را بین همدیگر تقسیم می‏ کنند (شادی­ هایشان را با هم قسمت نمایند)؟

آن مرد وقتی این ویژگی­‌ها را شنید شرمنده شد و پاسخ منفی داد. سپس حضرت فرمود: چنین افرادی شیعه نیستند؛ شیعه کسی است که آنچه را گفتم عمل کند.

آری، شیعه باید راهب شب و شیر روز، انسانی هوشیار و فهمیده و زرنگ باشد، به فقراء و نیازمندان کمک کند و از خطای خطاکاران درگذرد و دیگران را در شادی ­های خود سهیم کند.

چه خوب است که همه ما بدانیم تحت این نام مقدّس یعنی «شیعه اهل البیت علیهم السلام» چه مسئولیّت­‌های بزرگی بر عهده ما نهاده شده است، تنها به ادّعا نمی توان شیعه بود، تنها این که پدر و مادرم شیعه بوده من هم شیعه ام نمی توان شیعه بود، شیعه بودن مفهومی است پرمحتوا و مسئولیت ­های خطیری دارد که باید بدان عامل بود.»

انتهای پیام




آیا مالک اشتر از یاران امام زمان(عج)خواهد بود؟/ آیا از فرزندان مالک اشتر در تاریخ به نیکی یاد می‌شود؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هدایت پرس،

سؤال اول: آیا مالک اشتر از یاران امام زمان(عج)خواهد بود؟

پاسخ استاد دکتر محمد حسین رجبی‌دوانی بدین شرح است:

در مورد سوال اول باید عرض کرد که بله ما احادیثی داریم که به صراحت گفته شده است که هنگام ظهور امام زمان ارواحنافداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف در رجعتی که صورت می گیرد گروهی از اصحاب برجسته امیرمومنان علیه السلام به این دنیا بر می گردند و افتخار همراهی امام زمان علیه السلام را دارند که مالک اشتر یکی از آنها است.

سؤال دوم: آیا از فرزندان مالک اشتر در تاریخ به نیکی یاد می‌شود؟

پاسخ استاد دکتر محمد حسین رجبی‌دوانی بدین شرح است:

اما درباره سوال دوم باید گفت اگر چه مالک شخصیت بزرگ و بسیار ارزشمندی در بین اصحاب و اهل بیت علیهم‌السلام بوده است به گونه ای که امیرمومنان علیه السلام وقتی او به شهادت رسید بی تابی در مرگ مالک داشت و می فرمود که دیگر مادر گیتی هم چون مالک نخواهد آورد و فرمود مَثَل مالک به من همچون من برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، اما متأسفانه از نسل او ما شخصیت های برجسته و بزرگی که بخواهند نام مالک را زنده نگه دارند و باعث افتخار باشند ملاحظه نمی‌کنیم.

حتی ابراهیم پسر او که فرد مطرحی در تاریخ است، ابراهیم هم عملکرد مجموعاً مناسبی ندارد. چرا که نه جزء نامه نگاران به امام حسین علیه السلام است و نه در قیام مسلم اقدامی برای یاری او انجام داده و نه هنگامی که مختار قیام کرد، ابتدا حاضر نبود با او همکاری کند و بعد هم که به مختار پیوست با پیروزی در جنگی که با بنی‌امیه به دست آورد بعد از آن دیگر با مختار همراهی نداشت و فرامین او را اطاعت نمی‌کرد و اجازه داد که مختار محاصره شود و در اثر این محاصره به شهادت برسد و متاسفانه بعد از شهادت مختار هم به قاتلان مختار یعنی به زبیریان پیوست و در دفاع از زبیریان در جنگی که با بنی‌امیه داشتند کشته شد. سر او را بریدند و جسدش را آتش زدند و متاسفانه از این حیث، عملکرد خوبی در آخر کار از خود نشان نداد.

لذا ما در لسان اهل بیت علیهم‌السلام، هیچ حدیثی در تجلیل از او نداریم، حال آنکه در تجلیل از مختار، از امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام احادیث متعددی داریم. لذا اگر چه ابراهیم بن مالک اشتر به دست خود، عبیدالله بن زیاد را به دو نیم کرد اما از اهل بیت علیهم السلام در تجلیل از او حدیثی وجود ندارد.

منبع کانال تلگرام استاد دکتر محمد حسین رجبی‌دوانی