فیلم/ ویژگی های امیرالمومنین (ع) در قرآن و روایات

به گزارش هدایت پرس؛ فیلم پیشرو سخنرانی آیت‌الله رفعتی در مورد ویژگی‌های امیرالمومنین(ع) در قرآن و روایات است( ویژه برنامه مولود کعبه تهیه شده در شبکه جهانی ولایت فروردین ۱۳۹۷)

دانلود



فلسفه دست کشیدن بر محاسن در دعای رجبیه چیست؟


حجت‌الاسلام بهاری گفت: هر فراز از دعای رجبیه به نحوی خاص خداوند را مورد خطاب قرار می‌دهد.


به گزارش هدایت پرس؛ حجت‌الاسلام و المسلمین ابراهیم بهاری، کارشناس مسائل مذهبی در گفتگویی در خصوص ادعیه مخصوص ماه رجب اظهار کرد: در کتب ادعیه مانند مفاتیح الجنان برای بسیاری از روزهای ماه های قمری دعای مخصوص وجود دارد.
وی گفت: رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شيرين‌تر و از شير سفيدتر است و هر کس در اين ماه روزه بگیرد، از آن نهر آب مي نوشد همچنین به ماه رجب «رجب الأصب» يعني ماه ريزش رحمت خداوند بر مردم نيز مي‌گويند.
بهاری افزود: اکثر روزهای ماه رجب دعای مخصوص به خود را دارد اما مهم‌ترین ادعیه این ایام «دعای ام داوود» در نیمه ماه و دعای کوتاه اما پرمعنی «رجبیه» است. 
وی عنوان کرد: دعای رجبیه از ادعیه بسیار منحصر به فرد بوده و هر فراز از این دعا به نحوی خاص خداوند را مورد خطاب قرار می‌دهد. 
این کارشناس مسائل مذهبی به نقل از علامه مجلسی خاطر نشان کرد: محمدبن ذکوان به خدمت حضرت صادق(ع) عرض کرد فدای تو شوم! این، ماه رجب است. مرا دعایی تعلیم نما که حق تعالی، مرا، به آن نفع ببخشد. حضرت فرمودند که در هر روز ماه رجب، در صبح و شام و بعد ازنمازها در شب بخوان «یا من ارجوه لکل خیر…». پس، حضرت محاسن مبارک خود را به دست چپ گرفتند و انگشت سبابه دست راست خود را به جانب چپ و راست حرکت می‌دادند و با انکسار تمام، این دعا را می خواندند: «یا ذالجلال …» و دست از ریش مبارک خود بر نداشت تا از آب دیده مبارک اش، تر شد.»
وی در پایان گفت: دست کشیدن بر ریش در هنگام خواندن این دعا نشانه خضوع، فروتنی و التماس به درگاه حق تعالی برای بیان درخواست نیاز بوده و اشاره انگشت سبابه دست راست نشانه اشاره به قبله برای قسم دادن حضرت حق به آن است. 
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان



توصيه‌هاى استاد موسوی‌مطلق در ماه رجب

به گزارش هدایت پرس؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سید عباس موسوی مطلق ، استاد حوزه علمیه قم در کانال رسمی شان در سروش توصیه‌هایی را براى بهره‌مندى بيشتر از ماه مبارک رجب مرقوم کردند که در ادامه می‌خوانید:

 بِسْم الله الرحمن الرحيم

١.
توبه؛ اين توبه قبل از ماه رجب لازم وضرورى است هم توبه عملى به اين معنا كه حداقل ترك مهمترين گناه و رذيله اى كه در ما وجود دارد،هم توبه به واسطه انجام نماز توبه و يا دعاهاى كه مضمون توبه دارند.
٢.
تفكر؛ تفكر مانند روح است براى اعمال ما.
٣.
اداى حقوق الهى و حق الناس.
٤.
سكوت؛ حرف هاى زائد و بيخود را كم كنيم البته اگر معاشرت هاى غيرضرورى تعطيل شود،سكوت بيشتر ميشود.
٥.
زيارت در اين ماه اگر مانع خاصى نداريد حتما يك امام را زيارت كنيم، زيارت امام زادگان ، زيارت پدر مادر، زيارت برادر مومن، زيارت علماء و صلحا ، همه ى اينها را به نيت زيارت انجام بدهيم.
٦.
روزه گرفتن كه در روايات اثار فوق العاده اى براى ان نقل شده است.
٧.
انجام دادن اعمالى كه در مفاتيح الجنان امده خصوصا اعمالى كه تا كنون انجام نداده ايم. و همچنين اعمالى و اذكارى كه مختصر است و اثار زيادى هم دارد و همچنين ميشود در طول روز هم در هر محيطى هستيم انجام بدهيم فى المثل:

الف :
از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:
«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.
 

ب:
از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه “لا إِلَهَ إِلا اللهُ” بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

ج :
روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید:
“أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ” و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: “اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ” اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .
 

 
د:
در کل این ماه هزار مرتبه ذکر:
أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ ” گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد.
 
 
 
ه:
سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

منبع: کانال استاد موسوی مطلق در سروش




بررسی لقب‌های راضیه و مرضیه بودن حضرت زهرا(س)

به گزارش هدایت پرس؛ ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیه(س) به بررسی لقب‌های راضیه و مرضیه بودن حضرت پرداختیم که ادامه از نظر  می‌گذرد.
لقب‌های “راضیه” و “مرضیه” در عین کوتاهی، دریایی از معنا را به همراه دارند که به گوشه‌ای از آنها به کمک معناشناسی خود این کلمات و نیز آیات قرآنی اشاره می‌کنیم:
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی به خواست خدا راضی است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی مشکلات ظاهری دنیا، فکر و زبانش را به بداندیشی خدا نمی‌ کشاند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی تلخی های زندگی، زیبایی های دائمی الهی را از نظرش پنهان نمی‌ دارد.
گاهی اوقات فراموش می‌کنیم که صاحب ما خداست و او وظیفه ندارد که ما را خرسند کند بلکه برعکس این ما هستیم که باید برای جلب خرسندی او بکوشیم. آن کسی که از خدا راضی است به دنبال اشکال گرفتن از جهان و قوانین خدا نیست بلکه خدا را به همراه هر قانون شرعی و نیز هر قانون تکوینی اش می‌پذیرد
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی زبان فکر خود را به ولنگاری نمی‌ سپرد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی تفاوت “خوب دیدن حقیقی” با “خوب دیدن تصنعی و اجباری” را خوب می‌ داند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی نمی ‌گذارد حتی به لحظه‌ ای از خدا دور بماند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی بهترین دقتها و جهادها را در مراقبت از روح خود به خرج می‌ دهد. 
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی به اندازه عظمت بی‌ اندازه خدا برای بهترشدن اراده کرده و همواره آن اراده را نو به نو می‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی به تناسب ویژگی های جسمی و روانی و جنسیتی خویش نماینده کامل همه صفات الهی است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی غضب و شادی و حزن و نشاط و لذت و محبت را در بهترین و مناسبترین جای ممکن از خود نشان می‌ دهد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است حتی در ضرری که خدا به واسطه غضب او به دشمنانش می ‌رساند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی آنچه می‌ داند با آنچه عمل می ‌کند یکی است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی از بالاترین بهره‌ های الهی استفاده می ‌کند هرچند بیشتر مردم بویی از آن نبرده باشند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی جایگاه درست “صبر” را می ‌داند و صابرانه زندگی می ‌کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی هرگز دست از دعا نمی‌ کشد؛ زیرا خدایش را هیچگاه محدود و ناتوان نمی‌ داند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی هرگز درخواستی خارج از احکام و قوانین الهی از خدا نمی ‌کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی حلال های الهی را حلال می ‌داند و عادات و رسوم زمانه ‌اش او را نسبت به هیچ حلالی از حلال های خدا مبغوض نمی‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام راضیه است یعنی بسیاری از امکانات را دارد اما لزومی نمی ‌بیند از همه آنها استفاده کند، ملاکش همراهی با خداست نه همراهی با امکانات.
همچنین مرضی (و مرضیه) به کسی گفته می‌ شود که خدا از او راضی باشد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی خدا همواره او را در متناسب ترین حالات می ‌بیند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی لحظه ‌ای از نوشدن و نشاط در مقام بندگی خدا فرو ننشسته‌ است.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی به شکل مستمر آنچه هست را با آنچه باید باشد تطبیق می ‌دهد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی هیچ عملی که در نزد خدا ناپسند باشد انجام نمی ‌دهد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی بعد از تطبیق فقیهانه، با خیال آسوده می‌ توان از او الگو گرفت.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی خود را دائما مراقبت کرده که دچار صفات جاهلانه نشود.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی شتاب کاری ها و تأمل هایش همه بجاست.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی بالاترین لذتها و آرامش های جهان را یک تنه درک می‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی هیچ شخص پاک سرشتی نمی ‌تواند حتی یک اشکال واقعی از او بگیرد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی دعاهای جاهلانه به درگاه خدا نمی‌ کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی شکر خدا را در زبان و عمل ترک نمی ‌کند.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی در عین بهره ‌مندی از بالاترین لذت ها و نعمت ها، توجه خود را از صاحب نعمت باز پس نمی ‌گیرد.
فاطمه زهراء علیهاالسلام مرضیه است یعنی در عین تلاش برای بندگی، مراقب است دچار بدعت های دینی نشود.
منبع با تلخیص از سایت تبیان



حضرت ام‌البنین(س) در کلام آیت‌الله علوی بروجردی

به گزارش هدایت پرس؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت رحلت حضرت ام‌البنین(س)؛آیت‌الله سید محمدجواد علوی بروجردی در یکی از سخنرانی‌های خود به تبیین شخصیت حضرت ام‌البنین مادر حضرت ابوالفضل العباس(ع) پرداخته‌ است که به همین مناسبت باز نشر می‌شود.

به گزارش هدایت پرس، متن سخنان این استاد درس خارج فقه و اصول حوزه به شرح زیر است:

این ایام بر حسب بعضی از نقل‌ها مصادف است با وفات شهادت‌گونه‌ی حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها.

جناب ام‌البنین صلوات‌الله‌علیها شأن و مقامی نزد اهل بیت علیهم‌السلام دارند؛ منقول است که زینب کبری سلام‌الله‌علیها خطاب مادر به ام‌البنین داشته‌اند و هم خود ایشان و هم جناب ام‌کلثوم سلام‌الله‌علیها دست ام‌البنین را می‌بوسیدند.

فروتنی و از خودگذشتگی حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها

شخصیت خانوادگی جناب ام‌البنین شخصیت شاخصی است و از قبیله‌ی معظّمی در عرب بود که به خانه امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه آمد؛ پدر ام‌البنین نیز از شخصیت‌های بسیار سنگین و وزین عرب هست و وقتی که فرستاده‌ی امیرالمؤمنین آنجا رفت و ام‌البنین را خواستگاری کرد، تنها کلامی که از ایشان شنید عبارت از این بود که ما این قابلیت را نداریم که به اصطلاح صِهری مثل امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام داشته باشیم؛ اشکال فقط این بود و وقتی پدر به خود جناب ام‌البنین گفتند، او گفت این برای من خیلی سخت است از این جهت که من می‌خواهم در خانه علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام جایگزین فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها بشوم؛ این ام‌البنین است.

قضایایی در طول مدتی که ام‌البنین در خانه امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه بوده است، نقل شده که بسیار ارزشمند است؛ بزرگترین فرزند ام‌البنین هنگام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام ، حضرت اباالفضل بوده که ظاهرا هفده سال سن داشتند؛ بقیه همه کوچکتر بودند؛ حداکثر هفده سال برای حضرت اباالفضل نوشتند؛ همچنین منقول است که امیرالمؤمنین علیه السلام ، اباالفضل را بیرون از کوفه می‌بردند و خودشان جنگ‌آوری و حمله کردن به ایشان می‌آموختند.

ما این سابقه را از ام‌البنین داریم که وقتی فرزندانش به رشد می‌رسیدند این را به آنها القاء می‌کرد که شما با حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و زینب کبری سلام‌الله‌علیها تفاوت دارید و مادر شما مقام کنیز نسبت به مادر اینها دارد؛ رعایت داشته باشید.

اسم ایشان فاطمه است نه ام‌البنین اما وقتی به خانه امیرالمؤمنین وارد شد و فاطمه صدایش می‌کردند، خودش نزد امیرالمؤمنین آمد و عرضه داشت که آقا شما وقتی نام فاطمه سلام‌الله‌علیها را صدا می‌کنید، دل فرزندان زهرا سلام‌الله‌علیها می‌لرزد؛ من خواهش می‌کنم اسم من را تغییر بدهید و «ام‌البنین» نامی است که امیرالمؤمنین به اعتبار فرزندان پسری که در آینده پیدا کرد بر ایشان گذاشتند.

ام‌البنین و کربلا

اوج زندگی ام‌البنین این است که چهار تا فرزند رشید و دلاور او در راه امام حسین علیه‌السلام شهید شدند؛ امام حسین علیه‌السلام از مدینه راه افتادند و به مکه رفتند؛ چند ماه در مکه اقامت داشتند و بعد هم مسافت مکّه تا کربلا را طی کردند و فرزندان ام‌البنین در طول این مدّت در خدمت امام حسین علیه‌السلام بودند؛ وقتی اینها می‌خواستند خدمت امام حسین علیه‌السلام به کربلا بروند با اینکه این سفر یک سفر طولانی و بی‌بازگشت بوده است اما در هیچ نقلی نداریم ام‌البنین اظهار کرده باشد که یکی از پسرانم بماند و مواظب من باشد؛ بلکه آنچه نقل شده همه ترغیب به این است که برادرتان را تنها نگذارید.

بعد از این هم که مصیبت کربلا اتفاق می‌افتد و کاروان اسرا به مدینه برمی‌گردند، اهل بیت علیهم‌السلام بیرون از مدینه چادر زده بودند؛ از اهل مدینه برای عرض تسلیت می‌آمدند که ام‌البنین هم همراه آنها آمد، چادری هم بود که خود زینب کبری سلام الله علیها و ام‌کلثوم و هاشمیین در آن بودند و از بنی‌هاشمی که در مدینه بودند برای تسلیت‌گویی می‌آمدند؛ به زینب کبری سلام الله علیها خبر دادند که ام‌البنین آمده است اما بیرون از چادر نشسته و داخل نمی‌شود؛ زینب کبری آمدند ام‌البنین را بغل کردند و بوسیدند و گفتند مادر چرا داخل چادر نمی‌آیی؟ گفت من دیدم قوم‌وخویش‌های هاشمی شما آمده‌اند به شما تسلیت بگویند، می‌خواهید به اصطلاح حرف‌هایتان را با یکدیگر بزنید و درد و دل کنید من قابلیت این را ندارم که در ردیف آنها بیایم و خدمت شما تسلیت بگویم؛ اینها هنر است و این ادب ام‌البنین است.

این قضیه معروف است و نقل صحیح دارد که در روضه‌ها هم می‌خوانید وقتی بشیر آمد تا خبر بازگشت کاروان اسرا را برای مدینه بیاورد، ام‌البنین بر سر راه او بود و او هم ام‌البنین را می شناسد لذا راهش را کج کرد و رفت خبر را داد؛ وقتی هم برمی‌گشت دوباره سر راهش ام‌البنین واقع می‌شد و نمی‌خواست خبر مرگ فرزندان را به مادر بدهد بالاخره با لطایف‌الحیلی خبر شهادت آنها را داد؛ وقتی بشیر گفت پسرانت را کشتند یا عباس را کشتند، ام‌البنین گفت از بچه‌هایم نمی‌پرسم از حسین چه خبر؟ اینها گفتنش آسان است.

بعد از این هم چهار صورت قبر درست کرده بود و در بقیع می‌نشست و گریه می‌کرد؛ آن هم گریه و ناله و زاری که حتی دل حاکم بی‌رحم مدینه را به درد می‌آورد که وقتی مروان عبور می‌کرد چشمانش از ناله‌ی ام‌البنین پر از اشک می‌شد.

یک کلمه حرف در طول این مدت از ام‌البنین شنیده نشد که چرا مثلا فرزند آقا سیدالشهداء علیه السلام ، علی‌بن‌الحسین علیه السلام زنده باشد اما یک نفر از فرزندان من زنده نماند؛ یک کلمه از امثال این سخنان از ام‌البنین نداریم؛ بلکه همان شأنی که نسبت به آقا سیدالشهداء علیه السلام قائل بود نسبت به امام سجاد علیه السلام هم قائل بود؛ ادبش نسبت به امام سجاد علیه السلام همان ادب نسبت به امام حسین علیه السلام بود.

این حالات و روحیّات از این مادر فوق‌العاده است؛ آن هم مادر داغ‌دیده‌ای که نه یکی و دوتا بلکه چهار فرزند دلاور مثل اباالفضل العباس در کربلا از دست داده است؛ گاهی از حوادثی که در کربلا واقع شده است سوال می‌کرد؛ اما سوال‌هایش همیشه در این ارتباط بود که آیا عباس من در جایی کوتاهی نسبت به برادرش سیدالشهداء علیه السلام نکرده است؟ آیا جایی بوده که می‌توانسته کمک کند و نکرده باشد؟! در این مقام بود.

توسل و الگوپذیری از حضرت ام‌البنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیها

لذا ام‌البنین زن جلیل‌القدری است و به حق، شأنی و مقامی نزد شیعه دارد که این مقام تالی‌تلو بزرگان شیعه است؛ در بقیع بعد از مزار ائمه اطهار علیهم‌السلام شلوغ‌ترین مزار در نزد شیعه قبر ام‌البنین است؛ چون این زن اینقدر نزد خدا مقام دارد که مردم به آنجا می‌روند و توسل به این بانو پیدا می‌کنند و توسلاتشان بسیار جواب می‌دهد؛ او واسطه می‌شود و حاجات مردم را می‌دهد؛ مقام بسیار شامخی دارد و چقدر خوب است که شخصیت‌هایی مثل ام‌البنین برای امثال ما در زندگی الگو باشند؛ این همه فداکاری و گذشت فوق جهات عاطفی و احساسی است؛ چون احساس مادر نسبت به فرزند معلوم است اما تمام احساسات و عواطف مادری ام‌البنین تحت‌الشعاع عقیده و ایمان واقع می‌شود؛ اینها نمونه‌های نادری است.

وفات شهادت‌گونه هم که می‌گوییم یعنی عمر ام‌البنین با این مصائبی که یکی دو تا هم نبود و زخم زبان‌هایی که شنید به انتها رسید؛ اما یادش برای همیشه در نزد اهل بیت علیهم السلام ماند؛ همه امامان ما نسبت به ایشان مقام احترام و تجلیل داشتند و لذا ما شیعیان هم در روز وفات ایشان درود و سلام و صلوات خداوند را نثار روح مطهرش می‌کنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

منبع: *شفقنا

انتهای پیام




دغدغه شهید ابراهیم هادی برای نماز صبح


هدایت پرس: شهید ابراهیم هادی حتی زمانی که نوجوان بود، برای نماز جماعت صبح به مسجد می‌رفت.


به گزارش هدایت پرس؛ شهید جاویدالأثر ابراهیم هادی در اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در تهران و حوالی میدان خراسان به دنیا آمد.

او چهارمین فرزند خانواده بود.در سال ۱۳۵۵ توانست دیپلم ادبی بگیرد. همزمان با تحصیل به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت‌بدنی و بعد از آن به آموزش‌ و‌ پرورش منتقل شد. با آغاز جنگ به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ و در جریان عملیات والفجر مقدماتی در فکه به شهادت رسید.

خاطره زیر به نقل از یکی از دوستان این شهید بزرگوار در صفحه ۱۵۰ کتاب «سلام بر ابراهیم» نقل شده است: 

از تهران راهی جبهه بودیم. من و ابراهیم با یک ماشین شخصی تا کرمانشاه رفتیم. نیمه‌های شب بود. هنوز به کرمانشاه نرسیده بودیم. من می‌دیدم که ابراهیم، همین طور از خواب می‌پرد و به ساعت مچی خودش نگاه می‌کند!

با تعجب گفتم: چی شده آقا ابراهیم؟ گفت: کرمانشاه ساعت چهار صبح اذان می‌گویند. می‌خواهم نماز صبح ما اول وقت باشه.

چند دقیقه بعد دوباره از خواب پرید. بیدار ماند و اشاره کرد تا جلوی یک قهوه‌خانه توقف کنیم. نماز جماعت صبح را در اول وقت خواندیم. بعد با خیال راحت به راهمان ادامه دادیم …

تابستان سال ۱۳۶۱ بود و ابراهیم در تهران حضور داشت. هر روز با هم به این طرف و آن طرف می‌رفتیم. بیشترین کاری که ابراهیم در آن زمان انجام می‌داد، گره‌‌گشایی از کار بندگان خدا بود.

یک شب با هم به هیئت رفتیم. بعد هم در کنار بچه‌های بسیج حضور داشتیم. آخر شب هم برای چند نفر از جوانان محل شروع به صحبت کرد. خیلی غیرمستقیم آن‌ها را نصیحت کرد.

ساعت حدود دو نیمه شب بود. من هم مثل ابراهیم خسته بودم. از صبح مشغول بودیم. گفتم: من می‌خواهم بروم خانه و بخوابم. شما چه می‌کنی؟

ابراهیم گفت: منزل نمی‌روم، من می‌ترسم خوابم برود و نماز صبح من قضا شود. شما می‌خواهی برو.

بعد نگاهی به اطراف کرد. یک کارتن خالی یخچال سر کوچه روی زمین افتاده بود. ابراهیم آن کارتن بزرگ را برداشت و رفت سمت مسجد محمدی. ورودی این مسجد یک فضای تقریباً دو متری بود. ابراهیم کارتن را در ورودی مسجد روی زمین انداخت و همانجا دراز کشید. بعد گفت: دو ساعت دیگه اذان صبح است. مردمی که برای نماز جماعت به مسجد می‌آیند، مجبور هستند برای عبور، من را بیدار کنند.

بعد با خوشحالی گفت: این طوری هم نمازم قضا نمی‌شه، هم نماز صبح رو به جماعت می‌خوانم. ابراهیم به راحتی همانجا خوابید.

برایم عجیب بود. نمی‌فهمیدم که چرا ابراهیم اینقدر به نماز صبح اهمیت می‌دهد. او حتی زمانی که نوجوان بود برای نماز جماعت صبح به مسجد سلمان می‌رفت.

سال‌ها از آن ماجرا گذشته. این برخورد ابراهیم با قضیه نماز صبح، بارها مرا به فکر فرو می‌برد. ما هر شب ساعت‌ها برای تماشای فیلم و فوتبال و … مقابل تلویزیون می‌نشستیم، بی‌آنکه به قضا شدن نماز صبح خودمان توجه داشته باشیم. بعد ادعای پیروی از راه و رسم شهدا را هم داریم!

بعدها در جایی خواندم: شخصی به نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: من گناه بسیار بزرگی کرده‌ام. چه کنم؟ حضرت فرمود: اگر به بزرگی کوه باشد، خدا می‌بخشد. آن شخص گفت: از کوه هم بزرگتر است و به حضرت بیان کرد که چه گناهی مرتکب شده.

گناهش بسیار بزرگ بود، اما امام صادق (ع) در پاسخ فرمود: من تصور کردم نماز صبح شما قضا شده که اینگونه گفتی؟!

منبع : خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی – آنا 

 انتهای پیام/




چگونه صبور باشیم؟/ راهکارهای تمرین صبر درآیات و روایات


هدایت پرس: صبر نیروی کنترل درونی است که در هنگام سختی‌ها با کنترل اعضاء و جوارح، مانع از انجام هر فکر و عملی خلاف ایمان می‌شود. بنابراین اگر صبر در مشکلات لبریز شود، کنترل انسان از دست عقل خارج‌شده و ممکن است در یک لحظه همه ایمان انسان را به باد دهد.


صبر

به گزارش هدایت پرس؛

صبر چیست؟

صبر، یعنی نگه‌داری خود از بی‌تابی و حفظ زبان از شکایت و کنترل دیگر اعضاء و جوارح از نگرانی و اضطراب. همه این‌ها برای آن است که بتوانیم در موقعیتی که ناخوشایند ماست بدون از دست دادن کنترل روان و اعضاء بدن، ضمن قبول واقعیت‌ها معقولانه‌ترین راهکار را برای کاهش آثار منفی و نیز خروج از آن شرایط ناخوشایند تجربه کنیم.

تعریف صبر در دین

در روایات اسلامی صبر به‌منزله ضامن بقاء ایمان و همانند سر برای بدن توصیف شده است. امام علی(ع) می‌فرمایند: الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ؛ صبر برای ایمان، همانند سر برای بدن است.[۱] به عبارت دیگر، صبر نیروی کنترل درونی است که در هنگام سختی‌ها با کنترل اعضاء و جوارح، مانع از انجام هر فکر و عملی خلاف ایمان می‌شود. بنابراین اگر صبر در مشکلات لبریز شود، کنترل انسان از دست عقل خارج‌شده و ممکن است در یک لحظه همه ایمان انسان را به باد دهد.

اجر صبر

اگر احتمال به وجود آمدن هرگونه سختی برای خود را بدهیم و خود را برای رویارویی با هر سختی آماده کنیم درواقع در حال نهادینه کردن صبر در خود هستیم.

شکی نیست که این دنیا برای همه افراد با سختی‌هایی همراه است که ایمان ما را محک می‌زند. «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَكُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُون‏؛ آیا مردم گمان كرده‌‏اند، همین كه بگویند: ایمان آوردیم، رها مى‌‏شوند و آنان [به‌وسیله جان، مال، اولاد و حوادث‏] مورد آزمایش قرار نمى‌‏گیرند؟»[۲]  صبر در هنگام سختی‌ها نشانه قبولی در آزمون الهی  است؛ لذا هر صبری اجری دارد. جهاد، عفّت، روزه گرفتن و تقریباً همه ارزش‌های دینی جلوه‌هایی از صبر هستند که هرکدام به‌اندازه سختی که دارند دارای اجر هستند و چه‌بسا آزمون حیائی که از برخی جهادها سخت‌تر باشد و…

هیچ خویشتن‌داری دینی را نباید کوچک شمرد و اجرش را از دست داد! امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ شِیعَتِنَا یُبْتَلَى بِبَلِیَّةٍ أَوْ یَشْتَكِی فَیَصْبِرُ عَلَى ذَلِكَ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَ أَلْفِ شَهِید؛ کسی از شیعیان ما نیست که به بلایی گرفتار شود و صبر کند،‌ مگر اینکه خداوند برای او اجر هزار شهید بنویسد.[۳]

چگونه صبور باشیم

۱- تفکر در عاقبت بی‌صبری: هر وقت صبرمان را از دست داده و با بی صبری کاری کرده‌ایم که نباید مرتکب آن می‌شدیم، آن اقدام ما را پشیمان کرده است. پس یکی از راه‌های صبور شدن، اندیشیدن در عاقبت بی‌صبری است. همان موقع بیاندیشیم که اگر صبر نکنیم چه می‌شود و چه فایده‌ای دارد؟ خواهیم دید که بی‌صبری جز بدتر کردن اوضاع عایدی ندارد؛ بلکه باید دنبال راه چاره بود.

۲- آمادگی برای هرگونه شرایط ناخوشایند احتمالی: اگر احتمال به وجود آمدن هرگونه سختی برای خود را بدهیم و خود را برای رویارویی با هر سختی آماده کنیم درواقع در حال نهادینه کردن صبر در خود هستیم.

راهکارهای تمرین صبر درآیات و روایات

۱- ارتقاء دانستنی‌ها ضمن قبول ندانستنی‌ها: داستان بسیار زیبای دو پیامبر بزرگ خدا یعنی حضرت و موسی و حضرت خضر(ع) نشان می‌دهد که هر چه انسان آگاهی و شناخت خود را افزایش دهد صبر او بالاتر می‌رود. حضرت موسی علیه‌السلام اگر حکمت سوراخ کردن قایق، کشتن پسربچه و ساختن دیوار را می‌دانست می‌توانست راحت‌تر این امور را تحمّل کند. همه بلاها و حوادثی که برای اتفاق می‌افتد حکمت‌هایی دارند که ما از آن‌ها بی‌خبریم.

کسی که خود را برای حضور در دنیایی ابدی آماده می‌کند و به این دنیا همچون پُلی برای عبور نگاه می‌کند، صبر در مصیبت‌ها برای او آسان است.

۲-استمداد از قدرت الهی: در ادبیات دینی، همیشه بر ضعف انسان و نیاز او به کمک الهی تأکید شده است. مفاهیمی همچون دعا، ذکر، نماز، استغاثه و… نیز بر همین مبناست. صبر بر طاعت و صبر بر معصیت از مهم‌ترین انواع صبر هستند. امام باقر(ع) در مورد معنای “لا حول و لا قوة الّا بالله” می‌فرمایند: مَعْنَاهُ لَا حَوْلَ لَنَا عَنْ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ لَا قُوَّةَ لَنَا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ إِلَّا بِتَوْفِیقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ معنایش این است که توان روی گردانیدن از معصیت را جز با کمک خداوند و قدرتی بر اطاعت خدا جز با توفیق الهی نداریم.[۴] این ذکر شریف، ازجمله اذکار حضرت سید الشهداء در سخت‌ترین لحظات و ابتلائات عاشوراست. پس لازم است که در سختی‌های اطاعت و ترک گناه و بلاها از خداوند کمک بطلبیم که قطعاً خداوند کمک می‌کند.

۳- یاد معاد و استرجاع: یکی از نشانه‌های صابران در قرآن این است که به یاد بازگشتشان به‌سوی خدا می‌افتند: “…وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِینَ * اَلَّذِینَ إِذٰا أَصٰابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قٰالُوا إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَیْهِ رٰاجِعُونَ[۵] و صبرکنندگان را بشارت ده. همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقیناً به‌سوی او بازمی‌گردیم.” کسی که خود را برای حضور در دنیایی ابدی آماده می‌کند و به این دنیا همچون پُلی برای عبور نگاه می‌کند، صبر در مصیبت‌ها برای او آسان است.

پی‌نوشت‌ها:
[۱] مصباح الشریعه؛ ص۱۸۴
[۲]عنکبوت؛۱
[۳] الکافی؛ ج۱، ص۳۵۴، ح۱۰
[۴] معانی الاخبار؛ ص۲۱
[۵] بقرة، ۱۵۵-۱۵۶

منبع: تبیان




هر گره‌ای در زندگی پیش آمد به حضرت زهرا (س) متوسل شوید/ اهل‌بیت برای مشکلاتشان به حضرت زهرا (س) متوسل می‌شدند


هدایت پرس: آیت‌الله قائنی گفت: توصیه‌ای که من به مبلغین و نمازگزاران می‌کنم این است که هر گره‌ای در زندگی شما که رخ بدهد سعی کنید که با توجه و توسل به حضرت زهرا و نذر مشکل را حل کنید.



به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت پرس؛ به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیه(س) به سراغ آیت‌الله مرتضی قائنی، تولیت حوزه علمیه مهدیه و امام جماعت مسجد مهدیه  رفتیم و به گفتگو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد.

* کدام یک از جنبه‌های زندگی حضرت صدیقه طاهره(س) را برجسته می‌بینید؟

با توجه به اعتقادی که ما نسبت به معصومین داریم؛ سن و سال برای معصوم هیچگونه افضلیتی و اکملیتی ندارد و بنابرین ائمه و معصومین ما در هر سنینی که باشند بر حسب وظیفه الهی که بر دوش آنها نهاده شده است در تمام مجاری زندگیشان می‌توانند الگو زندگی دیگران و مورد توجه همه قرار بگیرند بنابرین نمی‌توانیم سِنی را در این رابطه به این معنا طرح کنیم اما به هر حال زندگی بی بی با همسرشان امیرالمؤمنین(ع) که بر حسب روایات فرمودند اگر امیرالمؤمنین(ع) به سراغ حضرت زهرا(س) نمی‌آمد برای حضرت زهرا(س) کفوی اصلاً وجود نداشت می‌توانیم زندگی این زن و مرد را و این همسر و همسرداری را به تمام نما در زندگی آن دو بزرگوار  شوهر و همسر می‌بینیم.

*جایگاه و شأن و مقام حضرت فاطمه(س) در بین اهل‌بیت(علیهم‌الاسلام) چگونه بود؟

در رویات آمده و فرمودند که ما اهل‌بیت هم اگر گاهی از اوقات مشکلی داشته باشیم به مادرمان حضرت زهرا(س) متوسل می‌شویم و با توجه به مادر بودن حضرت زهرا(س) مسلماً این حکایت در آن وجود دارد که آنها هم بر حسب قرب معنوی که با حضرت زهرا دارند در حل مشکلاتشان هم به خود بی بی متوسل می‌شدند.

*جایگاه حضرت زهرا(س) در نزد علما و بزرگان حوزه چگونه بود؟

مسلماً اینگونه است که بر حسب شرافت و منزلتی که به بی بی داشته و دارد و با توجه به مظلومیت حضرت زهرا(س) که حق شوهرش را غصب کردند،حق خودش را از ارث و میراث محروم کردند بر هر علما است که در این زمینه مسلماً از دفاع از مظلوم و حضرت زهرا(س) به عنوان  مدافعین از این مکتب، آیین و اعتقاد از قدیم تا کنون به عنوان حمایت، توصیه، توسل و اظهار محبت کم نمی‌گذاشتند و علما در این زمینه بر حسب اراده قلبی که دارند و داشتند در تمام مواقع سال و مخصوصاً در ایام فاطمیه هم برای بزرگداشت عظمت این  بانو سعی می‌کردند مجالس تذکر برقرار می‌کردند و نسبت به همه‌ی پیروان، تابعین و مقلدین خودشان هم توصیه می‌کردند که در تمام حل مشکلات به این بانو متوسل شوند.

توصیه آیت‌الله قائنی به مبلغین و نمازگزاران

من توصیه‌ای که به تمام مبلغین و نمازگزاران می‌کنم این است که هر گره‌ای در زندگی شما که رخ بدهد سعی کنید که با توجه و توسل به حضرت زهرا و نذر مشکل را حل کنید و تمام خدماتی که می‌بینید در این مسجد مهدیه همه آنها از توجه مردم است نسبت به توصیه‌ها و این توصیه ما باعث شده است مردم نذر و نذوراتشان را به مسجد مهدیه بیاورند و توجه به این مسجد دارند؛ امیدواریم که همه این خدمات و عرض ارادت‌ها مورد توجه بی بی قرار بگیرد و ما هم بتوانیم ره توشه‌ای از این کیمیا إن‌شاءالله در سرای فردای آخرتمان داشته باشیم.

*در پایان چه توصیه‌ای به خانواده‌ها جهت نام‌گذاری دختران به نام حضرت زهرا(س) دارید؟

در روایات داریم که آنهایی که نام دخترانشان را به نام حضرت زهرا قرار می‌دهند یک منزلت خاصی و نورانیت خاصی در زندگی و زندگانیشان می‌توانند احساس کنند؛ شخصی محضر امام آمد و گفت که خدا به من فرزندی داده است که نام او را فاطمه گذاشتم و حضرت فرمودند با توجه به این نامی که بر او گذاشتی دیگه حق نداری نسبت به او اسائه ادب یا اینکه دست درازی بکنی به احترام مادرمان حضرت زهرا(س) باید رعایت حال کنی و مسلماً از این نامگذاری‌ها ائمه معصومین خوشحال می‌شوند و این یکی از اظهار کوچک محبتی  است که انسان می‌توان از طریق نامگذاری نسبت به اهل‌بیت اظهار علاقه و محبت کند.

علیرضا برومند( خبرنگار افتخاری)




چرا به حضرت فاطمه(س) ام‌ابیها می‌گویند؟


در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام ابیها از كنیه های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می فرمود ام ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).


به گزارش هدایت پرس؛ در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام ابیها از كنیه های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می فرمود ام ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).

می توان در این رابطه احتمالاتی را بیان كرد:

 ۱- عرب ها در نامگذاری سه چیز دارند: اسم، لقب و كنیه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، كنیه مانند ” ام ابیها” حضرت فاطمه (س) افزون بر نام، از چندین لقب و كنیه بهره مند است. انتخاب كنیه ها ممكن است به جهت خاصی باشد، رمز این نام گذاری ممكن است جهت اظهار محبت باشد، همان گونه كه متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش می گوید: مادرم ، و نسبت به پسرش می گوید: بابایم، یعنی پیامبر جهت اظهار محبت به دخترش فرمود: تو مادر بابات هستی .

۲ – شاید بدین جهت باشد كه در دوره غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاری داشت همانند رفتار مادر به فرزند و پیامبر (ص) نیز بسیار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر. پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را می بوسید. هر گاه به سفر می رفت آخرین كسی كه با او خدا حافظی می كرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او دیدار می كرد. حضرت زهرا (س) مانند مادری دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش می گرفت، از او نگهداری می كرد، زخم هایش را مرهم می گذاشت رنج ها و دردهایش را كاهش می داد. این گونه ابراز عواطف دو سویه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است.

 

۳ – مادر هر چیزی اصل و اساس او است. ممكن است مقصود آن باشد كه حضرت فاطمه اصل و اساس درخت رسالت است، چنان كه در روایت آمده است: “شجره طیبه پیامبر اسلام (ص) ساقه اش علی و ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان حضرت می باشند”. اگر ریشه درخت نباشد، درخت خشك می گردد و طراوت خود را از دست می دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزی و نشاط خود را از دست می داد.

 

۴ – ممكن است بدان جهت باشد كه چون خداوند زنان پیامبر (ص) را به كنیة “ام المؤمنین” گرامی داشت، به ذهن خطور كند كه آنان مهم ترین زنان روی زمین هستند، حتی از حضرت فاطمه (س) بالاترند، از این جهت حضرت رسول او را به “ام ابیها” خطاب كرد تا از این وسوسه ها و خطورات ذهنی جلوگیری كند؛ یعنی ای زنان پیامبر (ص) اگر شما به منزلة مادران مؤمنان هستید، حضرت فاطمه به منزلة مادر پیامبر است.

 


منبع : شهرسوال




دعای امیرکبیر با دست‌خط خودش در شب قدر

چه زیباست این دعای مکتوب از دل برآمده آن‌هم در خلوت شب قدر از امیری که تمام وجودش آرمان اعتلای ایران آن روز بود!

به گزارش هدایت پرس؛  تصویر زیر، دست‌نوشته‌ای منتسب به امیرکبیر است که مضمون آن دعایی در جریان شب قدر است. 

همچنین استاد محمدعلی کوشا یادداشتی برای این دست‌نوشته صادر کرده که در ادامه آمده است.

چه زیباست این دعای مکتوب از دل برآمده آن‌هم در خلوت شب قدر از امیری که تمام وجودش آرمان اعتلای ایران آن روز بود! خدا بر درجاتش بیفزاید و نام و یادش را برای هر ایرانی صاحب قلب سلیم پر ارج و اعتبار گرداند.

افسوس که خدمتگزاران واقعی در این آب و خاک یکی پس از دیگری سرنوشتی شبیه امیر کبیر داشته و دارند!

الیس الصبح بقریب!