حجت‌الاسلام زند قزوینی: تبلیغ مهدویت بزرگترین رسالت روحانیون


هدایت پرس- کارشناس علوم قرآنی گفت: روحانیون باید تبلیغ مهدویت را  بر مابقی مطالب که فرع دین است اصل قرار دهند ؛ مراقب باشیم در تبلیغ فرع بر اصل پیشی نگیریم.


به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت پرس، به مناسبت ولادت حضرت بقیة‌الله الأعظم امام زمان(عج)، با حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ علی زند قزوینی، استاد حوزه علمیه قم به همین مناسبت گفتگویی انجام دادیم که مشروح آن را در ادامه ‌می‌خوانیم.

هدایت پرس: برای مستجاب شدن دعاها و باز شدن گره‌های سخت چگونه به امام زمان متوسل شویم؟

در این عصر ولایت تام الهی با حضرت مهدی (عج) است. و آن بزرگوار چشم عالم امکان و واسطه غیب است. نقل شده است که به حضرت امام هادی (ع) نوشتند: شخصی مایل است حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همان‏گونه که دوست دارد با پروردگارش بازگوید، پس آن حضرت در جواب نوشت:

 اگر حاجتی داشتی، پس لب‏هایت را [به شکل گفتن آن] حرکت بده که همانا جواب به تو خواهد رسید.

 بنابراین إستغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و وقت مخصوصی مقیّد نیست، بلکه آنچه مهم است؛ اصلاح دل و توجه کامل و توبه از گناهان و یقین ثابت و اعتقاد راسخ می ‏باشد.

 با این وجود برای توسل به حضرت دعاهای زیادی سفارش شده است که به این موارد می توان اشاره کرد:

  1. دعای عهد
  2. زیارت آل یس
  3. زیارت‌نامه‌های مربوط به امام عصر(عج)
  4. دعاها مانند دعای افتتاح، عدیله و ندبه
  5. رفتن به مکان های منسوب به آن حضرت

 ۶٫نماز ها مانند نماز امام زمان(عج)

  1. صلوات بر آن حضرت
  2. صدقات، احسان و انفاق

 ۹٫نذر و عهد

 ۱۰٫صدقات جاریه و اقدامات ماندگار

 ۱۱٫عریضه نویسی

 در ذکر توسّل به مولایمان صاحب الزمان‏ (عج) آمده است:

 «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ وَحُجَّتِکَ صاحِبِ الزَّمانِ إِلّا أَعَنْتَنِی بِهِ عَلی جَمِیعِ أُمُورِی وَکَفَیْتَنِی بِهِ مَۆُونَةَ کُلِّ مُوذٍ وَطاغٍ وَباغٍ وَأَعَنْتَنِی بِهِ فَقَدْ بَلَغَ مَجْهُودِی وَکَفَیْتَنِی کُلَّ عَدُوٍّ وَهَمٍّ وَغَمٍّ وَدَینٍ وَوُلْدِی وَجَمِیعَ أَهْلِی وَإِخْوانِی وَمَنْ یَعْنِینِی أَمْرُهُ وَخآصَّتِی آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ»؛ بار خدایا! من از تو می‏خواهم به حقّ ولیّ و حجّتت صاحب الزمان ‏(عج) که مرا بر تمام امور یاری‏ام کنی و به خاطر او شرّ هرگونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی و به آن حضرت مرا یاری دهی که تلاشم به آخر رسیده و هرگونه دشمن و همّ و غمّ و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط می‏شود، و بستگان نزدیکم، کفایت کنی اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان.

مهمتر از همه ارتباط قلبی و توسل قلبی به وجود اقدس امام زمان است.

هدایت پرس: چه کنیم در زمان غیبت امام زمان (عج)، دچار غفلت نشویم؟

غفلت از اعتقادات در اثر برخي عوامل ايجاد مي‌شود که به قسمتي از آن عوامل مي‌پردازيم:

  1. هواپرستی

شيطان دشمن انسان است و کارش اغوا و گمراه سازي است اگر شيطان همنشين و رفيق انسان گردد يا بر او مسلط شود او را بر گناه و نافرماني خدا و دوري از اوليا خدا تحريک مي کند و سرانجام او را از راه حق و طريق انبياء الهي و از صراط مستقيم که امام صادق(ع) فرمود: منظور راه و شناخت امام است منحرف ساخته و انسان را دچار غفلت از خداوند و دوري از امام زمان(عج)مي کند.

  1. گناه و معصيت

نفس انسان به حسب طبيعت اصليش داراي صفا و جلاء است که حقيقت را درک مي کند، حق و باطل، تقوا و فجور را متمايز از هم مي بيند چنانکه قرآن کريم مي فرمايد: «فالهمها فجورها و تقواها»[سوره شمس آيه ۸ ] (خدا خوبي ها و بدي هاي نفس را به آن الهام نموده است» اما گناه تدريجا اين طبيعت اولي را از بين مي برد و نفس به گونه اي مي شود که باطل و پليدي را زيبا مي بيند و اولياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ را حقير و کم بها مي انگارد، سرمايه داران و ثروت مندان و زور مداران را بزرگ مي شمرد و در يک کلمه فسق و فجور را بر تقوا و فضيلت.

 چنين کسي داراي انحراف دل است و اين انحراف حاصل اعمال بد و گناه و معصيت است.

  1. دنيا طلبی

دنيا پديده اي است آفريده ي خداوند که براي استفاده و بهره وري انسان ها خلق شده است، تا انسان در سايه مواهب طبيعي آن مسير تکامل را طي نمايد. اما کوشش براي توسعه زندگي و افزايش ثروت تا جائي مطلوب است که عناويني ديگر مثل راحت طلبي و تجمل پرستی، برتري طلبي و فزون خواهي صدق نکند اگر يکي از عناوين ياد شده بر آن منطبق شد يا انسان را از وصول به زندگي معنوي محروم ساخت قطعا ناپسند است و باعث غفلت انسان از خداوند و ولي خدا امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ خواهد شد.

  1. رواج مفاسد اخلاقی

غريزه جنسي نيروئي است سرکش و آتشي است سوزان که بطور نامرئي در درون همه به خصوص جوانان شعله مي زند، اين نيروي شگرف اگر در کانال صحيح و کادر قانون مورد بهره برداري قرار گيرد، نتيجه اش بقاء نسل، گرمي کانون خانواده، زندگي پر از صفا و محبت و خلاصه سعادت و نيک بختي است و اگر به طور مهار گسيخته و هوس هاي شيطاني در آيد زندگي معنوي خود را از دست مي دهد و دچار غفلت از خدا و اولياي خدا مي گردد همانطور که امام علي (ع) مي فرمايد: ابتداي شهوت شادي است و پايان آن هلاکت و نابودي است.[نهج البلاغه، حکمت ۴۳۳، فيض الاسلام، چاپ اسلاميه، غرر الحکم شماره ۶۹۴۶]

  1. همنشينی با گناهکاران

دوستي و رفاقت با افراد شايسته يکي از عوامل بزرگ خوشبختي و سعادت و … و همنشيني و رفاقت با اشخاص آلوده و ناپاک، يکي از علل سقوط و تيره روزي افراد به شمار مي رود. امام ششم فرمود: پدرم در ضمن مواعظ خود به من فرمود: پسرم! هر کس با بدان بنشيند، از گزند آنان محفوظ نمي ماند و هر  کس در اماکن نامناسب قدم بگذارد، بد نام مي شود.[ خصال،شيخ صدوق، جلد اول، صفحه ۸۰، چاپ اسلاميه، ۱۳۶۰ ]

  1. نداشتن الگو و رهبر الهی

به تعبير جامعه شناسان، انسان ها به دلايل مختلف عموما خود را در زمينه هايي با عده اي مقايسه و ارزيابي مي کنند در اين فرايند، انسان ارزش و استاندارد هاي افراد يا گروه هاي ديگر را به عنوان يک قالب مقايسه اي مرجع مي گيرد. براي يک نظام اجتماعي پايدار وضعيت ايده آل آن است که گروهي که انسان به آن تعلق دارد گروه مرجع مثبت باشد و پيامبر اکرم (ص) نيز اهل بيت خود را به مثابه گروه مرجع به امت معرفي کرده است تا در زندگي فردي و اجتماعي دچار سردرگمي نشوند و به جاي سعادت و کمال مسير ضلالت و گمراهي را پيش نگيرند اما صد افسوس که دشمنان تلاش مي کنند تا آن جا که ممکن است امت را از خاندان عصمت دور نگه دارند و دچار غفلت و گمراهي نمايند.

  1. عدم بصيرت و رشد فکری

بصيرت و رشد فکري يکي از ويژگي هاي ياران خوب امامان معصوم( عليهم‌السلام) بوده تا با شناخت عميق از حجت الهي و حق و باطل به امام بپيوندد و به سمت جبهه باطل نرود و سر در گم و گمراه و غافل نشود.

هدایت پرس: جامعه ، مساجد، علما، ائمه جماعات و جمعه وظیفه شان در خصوص بیان مهدویت چیست؟

ما و علما و امامان جمعه و جماعت و مساجد همه گی بزرگترین رسالتمان معرفی و تبلیغ برای امام زمان مخصوصا به نسل جوان هست. باسد به قدری نام حضرت مهدی را تکرار کنیم تا مهدویت برای مردم مثل روز امر واضح و بدیهی شود. اینکه صرفا گاهی به برخی مناسبتها به نام امام زمان بپردازیم کفایت نمیکند بلکه تکرار لازم است.

 در ضمن باید زیبایی و نشاط و به روز رسانی در معرفی امام زمان را فراموش نکنیم.

بدانیم‌ که تبلیغ مهدویت اصل است و الباقی مطالب فرع دین است. مراقب باشیم در تبلیغ فرع بر اصل پیشی نگیریم.

هدایت پرس: شباهت حضرت یوسف به امام زمان را برای توضیح دهید؟

بین امام زمان و حضرت یوسف شباهتهایی وجود دارد که به نمونه هایی می‌پردازم:

۱- یوسف زیباترین فرد زمان خود بود.

قائم علیه السلام نیز زیباترین فرد زمان خود می باشد؛ زیرا ایشان شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است. در کمال الدین آمده است که پیغمبر اکرم فرمودند: «مهدی از فرزندان من است. نامش نام من و کنیه اش کنیه من و شبیه ترین مردم به من از لحاظ اخلاق و خلقت است … » (کمال الدین ۱ : ۲۸۷ )

نیز رسول خدا به ابن عباس فرمودند: «و (خداوند)  از پشت حسین امامانی قرار داد که به امر من قیام کرده و وصیت مرا حفظ می نمایند. نهمین آنها قائم اهل بیت مهدی امّت من است. در صورت و سیرت و گفتار شبیه ترین مردم نسبت به من است.» (کمال الدین ۱: ۲۵۷ )

نیز از طریق اهل سنّت از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: «مهدی طاووس اهل بهشت است.» (بحارالانوار ۵۱: ۹۱ )

و روایات زیادی رسیده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله زیباروترین مردم بوده است. چنان که امام باقر در وصف چهره و رخسار آن حضرت فرمود: «… نه قبل و نه بعد از پیغمبر خدا کسی مثل او دیده نشده است.» (الکافی ۱ : ۴۴۳ )

۲- یوسف علیه السلام مدّتی طولانی غائب شد . غيبت يوسف بيست سال طول کشيد … سه روز در چاه بود و چند سال زندانى و باقى سالها را پادشاهى مى کرد. يوسف در مصر ويعقوب در فلسطين بسر مى بردند. يعقوب مى دانست که يوسف زنده است و خدا پس از دوران غيبتش او را ظاهر خواهد کرد. به فرزندان خود مى گفت: انى اعلم من الله ما لا تعلمون. همانا من از طرف خدا مى دانم آنچه را که شما نمى دانيد… «برادران يوسف پيغمبر زاده بودند با يوسف داد و ستد کردند با آن که برادرانش بودند و او هم برادر ايشان بود يوسف را نشناختند تا خودش گفت: من يوسف هستم.» ( کمال الدين ۱ : ۱۴۱ تا ۱۴۵)

قائم علیه السلام نیز از خلق غائب شد در عین این که در میان آن ها راه می رود و آنان را می شناسد.

۳- یوسف علیه السلام خداوند امر او را در یک شب اصلاح فرمود که پادشاه مصر آن خواب را دید و در پی آن یوسف آزاد شد و عزیز مصر گردید.

قائم علیه السلام نیز خداوند کار او را در یک شب اصلاح می کند. و در همان شب یاران آن حضرت از شهرهای مختلف و دور دست در مکّه جمع می شوند.

امام باقر فرمودند: «در صاحب این امر شباهتی از یوسف علیه السلام هست و آن این که خداوند عزّ و وجلّ در یک شب کار او را اصلاح می فرماید.» (کمال الدین ۱ : ۳۲۹ )

۴- یوسف علیه السلام دچار زندان شد . وی فرمود:

قالَ رَبِّ السِّجْنُ‏ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْه (یوسف ۱۲: ۳۳) ([يوسف‏] گفت: «[يوسف] گفت: پروردگارازندان براى من دوست داشتنى تر است از آنچه مرا به آن مى خوانند)

قائم علیه السلام نیز در حدیثی از امام باقر علیه السلام چنین آمده است: «در صاحب این امر سنّتی از موسی و سنّتی از عیسی و سنّتی از یوسف و سنّتی از محمّد صلی الله علیه و آله هست … و امّا سنّت یوسف زندان و غیبت است.» (کمال الدین ۱ : ۳۲۹)

حضرت یوسف بیست سال از پدر و برادران خود غائب بود ولی ای کاش می دانستیم یوسف مصر وجود حضرت قائم علیه السلام چقدر در این زندان غیبت بسر خواهد برد؟

۵- یوسف علیه السلام از خاص و عام خود غائب شد و از برادرانش پنهان گشت و امر او بر پدرش یعقوب مشکل شد با این که مسافت میان او و خاندانش بیش از چند منزل راه نبود.

قائم علیه السلام نیز چنین است. حضرت باقر علیه السلام در شباهت حضرت قائم به جمعی از پیامبران فرمودند: «و امّا شباهت او به یوسف بن یعقوب علیهما السلام غیبت از خاص و عام و مخفی بودن از برادران و پوشیده شدن امر او از پدرش یعقوب پیغمبر با وجود نزدیک بودن مسافت بین آن حضرت با پدر و خاندان و پیروانش است.»




ویژگی منتظران واقعی/ اموری که فرج امام زمان(عج) را به تأخیر می‌اندازد

هدایت پرس: حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی، خلوص نیت، صبر و شكيبايي را از ویژگی‌های منتظران واقعی امام زمان(عج) دانست و افزود: گناه کردن، افشاء کردن اسرار آل محمد و تقیه نکردن در مواردی که گفته شده باعث می‌شود که فرج امام زمان(عج) به تأخیر بیافتد.

————————————————————-

به گزارش هدایت پرس؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی، کارشناس احکام دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی،در گفتگو با پایگاه تحلیلی هدایت پرس؛ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت بقیة‌الله الأعظم امام زمان(عج) به مقام معظم رهبری، مراجع معظم تقلید و همه مؤمنین و مؤمنات به معنای انتظار،شرایط، آثار و علائم انتظار اشاره کرد و افزود: نبی مکرم اسلام می‌فرمودند: «افضل اعمال أمّتی انتظار الفرج» و در جای دیگری پیامبر اسلام فرمودند: «افضل العباده انتظار الفرج»یعنی بهترین اعمال عبادی امت من انتظار فرج امام زمان است.

این کارشناس مسائل دینی ادامه داد: حقیقت انتظار بر حسب مفهوم لفظی به معنای ضد یأس و ناامیدی است؛ یعنی یک چیزی را یقین داریم که آمدنی است و به وقوع می‌پیوندد و آدمی به وقوع امری یقین داشته  وامیدوار و چشم به راه وقوع آن باشد و مأیوس از آمدنش نیستیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی با بیان اینکه می توان انتظار را به دومقوله بدنی و قلبی تقسیم کرد تشریح کرد:  بُعد قلبي انتظار خود در سه مرحله به کمال خود مي‌رسد؛  مرحله اول: در انتظار قلبی، ما قلباً، یقیناً، اعتقاد داریم كه ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و در آن وعده الهی، تخلفی نیست و همه ائمه معصومین(علیهم‌الاسلام) هم این وعده الهی را داده‌اند که امام زمان ظهورش واقع خواهد شد لذا هر قدر هم در تحقق آن تأخیر شود، ناامید نگردیده و اصل آن را منكر نشود.

کارشناس احکام دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی ادامه داد: در مرحله دوم  انتظار قلبی باید به آن امر توجه کرد که برای ظهور حضرت وقت تعیین نکنیم که در فلان تاریخ در فلان وقت حضرت ظهور می‌کند وقتی این حرکت را  انجام دهیم و بگوییم که  حضرت در فلان وقت و تاریخ ظهور می‌کند و  حضرت در آن وقت و تاریخ ظهور نکند؛ مردم مأیوس و ناامید  از ظهور حضرت می‌شوند و امید مردم را ناامید کردن از گناهان بزرگ و نابخشودنی است و در روایات زیادی آمده  است که «کذب‌ الوقاتون، آنهایی که وقت تعیین می‌کنند برای ظهور امام زمان(عج)آنها را تکذیب کنید.»

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی ادامه داد: مرحله سوم بُعد قلبی این است که بر اساس برخی روایات، انتظار فرج آل محمد(ص) را نمی‌توان به زمان خاصی منحصر نمود، بلکه در همه وقت، احتمال ظهور وجود دارد و مؤمنان باید پیوسته در هر صبح و شام، چشم به راه مهدی موعود باشند. امام صادق(ع) در این باره فرمودند:«توقعوا الفرج صباحا و مساء؛ هر صبح و شام منتظر فرج باشید.»  و در روایت دیگری آمده «يأتي بغتةً کالشهاب الثاقب؛ او( امام زمان) ناگهاني چون شهاب( ستاره) ظاهر خواهد شد » و اعتقاد به این درجه ، مقتضای كمال ایمان است ، زیرا لازمه كمال ایمان شخص مؤمن ، در این است كه فرج را نزدیك بداند و پیوسته چشم به راه بوده و همه وقت منتظر آمدن مسافر خود باشد .

این کارشناس مهدوی به مقوله دوم انتظار که انتظار بدنی است اشاره کرد وافزود: کشاورزی را تصور کنیم که بذری را کاشته و آب داده و احتمال وقوع آفاتِ زمینی و آسمانی هم می‌دهد اما با این حال دعا می‌كند و از خداوند متعال می‌خواهد که آن مزرعه را  از آفات و بلایا حفظ کند  و با این حال در انتظار به ثمررسیدن محصول مزرعه‌اش است و در این باره روایت است که«عن ابی حمزة قال: قلت لابی عبدالله(ع) اتبقی الارض بغیر امام؟ قال: لو بقیت الارض بغیر امام لساخت ». «ابی حمزه می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم زمین بدون امام می‌ماند؟ فرمود: اگر زمین بدون امام باشد، فرو می ریزد» و روایت دیگری است «عن ابی جعفر(ع) قال: لو ان الامام رفع من الارض ساعة لماجت باهلها کما یموج البحر باهله ».

«امام باقر(ع) می فرماید: اگر لحظه‌ای امام از زمین برداشته شود، زمین متلاطم می‌شود و همراه اهلش اضطراب پیدا می‌کند آن چنان که دریا با اهلش طوفانی و متلاطم می‌شود».

ابی العلاء می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم آیا زمین بدون امام می‌ماند؟ حضرت فرمودند: خیر و به این کلام معروف توجه کنیم که می‌فرماید:«بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء ؛ از برکت وجود او (یعنی حجت و نماینده الهی) مردم روزی می‌خورند و به خاطر هستی او آسمان و زمین برپاست».«و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه ؛ و به خاطر شماست که خداوند آسمان را از سقوط کردن بر روی زمین (مگر به اذن خویش) نگه می‌دارد».

امام جماعت مسجد طوس در ادامه با اشاره به روایت «لولا الحجته لساخت الارض باهلها؛اگر حجت نبود، قطعنا زمین، ساکنانش را فرو می‌برد.» گفت: خداوند متعال در آیه ۱۸ سوره نحل می‌فرماید: وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و اگر بخواهید نعمت‌های خدا را بشمارید، نمی توانید شماره کنید. همانا خداوند، آمرزنده مهربان است. همان‌گونه كه در نعمت‌های دنیوی ، خداوند متعال اسباب را مهیّا كرده و نعمت‌ها را به وسیله آن اسباب عطا می‌فرماید، همچنین برای تعجیل در ظهور امام كه وسیله ظهور همه نعمت‌هاست اسبابی مقرّر فرموده كه به دست خود بندگان است و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالح می باشد و خداوند متعال در آیه ۹۶ سوره اعراف می‌فرماید: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ؛ و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعا بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم ولى تكذيب كردند پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم»

اموری که فرج امام زمان(عج) را به تأخیر می‌اندازد

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی به اموری که فرج حضرت را به تأخیر می‌اندازد اشاره کرد و افزود: گناهان بندگان از اموری است كه خود امر فرج را به تأخیر می‌اندازد ، لذا بنده مؤمن باید با توبه از همه گناهان ، دفع آفات را طلب كند و در انتظار زمان رسیدن محصول یعنی روز ظهور و فرج امام باقی بماند . این حالت ، انتظار كامل بدنی بوده و از لوازم كمال ایمان به حساب می‌آید. یکی دیگر از اموری که فرج را به تأخیر می‌اندازد افشاء اسرار آل محمد است که این اتفاق در زمان امام موسی بن جعفر(ع) رخ داد که با افشاء کردن اسرار، آقا موسی بن جعفر به زندان افتادند.

امام جماعت مسجد طوس ادامه داد: تقیه نکردن هم یکی از اموری است که فرج را به تأخیر می‌اندازد در جایی که نیاز است باید تقیه کنیم و اسرار آل محمد را افشاء نکنیم و کتمان کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی در پاسخ به این سؤال که منتظران واقعی امام زمان چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند؟ تشریح کرد: یکی از ویژگی‌های منتظران واقعی امام زمان خلوص نیت است که اولين شرط انتظار است و همچنان كه گفتيم انتظار فرج از بهترين و ارزنده‌ترين عبادات نزد خداوند است، و شرط صحت و قبولي هر عبادتي اخلاص است، و توضيح آن چنين است كه در هر عبادتي انگيزه و محرك آدمي بر انجام آن ممكن است يكي از وجوه زير باشد.

وجه اول: آن كه انگيزه و محرك بر عمل، اصلاح امور دنيوي باشد، و آن به دوگونه است:

اول: آن كه در عمل قصد و نيّت او فقط رسيدن به امر دنيوي باشد، بدون آن كه در آن رضاي الهي را تصور نمايد، و اين مانند مزدور و اجرت بگيري است كه قصدش، گرفتن اجرت است، و چيز ديگري را هرگز ملاحظه نمي‌كند.

پس هرگاه در مقام عبادت قصد بنده چنين باشد، اين عبادت به‌طور كلي از درجه خلوص ساقط است، و علماء در چنين حال به بطلان آن حكم مي‌كنند.

امام حسین(ع) در این باره می‌فرمایند: «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بنده دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیله «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»

دوم: آن كه قصد در عبادت رضاي الهي است، ولكن رضاي الهي را وسيله حصول امر دنیوي قرار مي‌دهد، يعني: چون معرفت پيدا نموده كه خداوند عالم اين عبادت را دوست دارد، بجا مي‌آورد كه رضاي الهي به آن حاصل شود، و خداوند به وسيله آن امر او را اصلاح فرمايد.

پس اگر چنانچه در كليه عبادات، نيت و قصدش همان به دست آمدن امور دنيوي و رسيدن به مقاصد آن باشد كه برگشت همه‌اش به دنيا است، مانند رياست‌طلبي و راحت‌طلبي و لذت‌جوئي و امثال اين‌ها، پس اين عبادت، عبادت شيطاني است. و چنين شخصي از زمره اهل اخلاص به‌طور كلي خارج است.

ولكن اگر اين نوع قصد در امور اضطراري باشد، يعني در بعضي از حوائج دنيوي چون اداء قرض يا رفع امراض يا رفع پريشاني و امثال اين‌ها به بعضي از عبادت‌ها بر همان وجهي كه دستور داده شده‌است، متوسل شود، و نيت او در آن عبادت، رضاي الهي باشد و آن را وسيله اصلاح امر دنيایی قرار دهد، اين كمترين درجه خلوص مي‌باشد، و علماء به صحت اين عمل به وجه مزبور حكم فرموده‌اند.

وجه دوم: آن كه انگيزه عمل او، محض فوائد اخروي، مانند رسيدن به مقامات عاليه بهشت، يا نجات از دركات آتش و دوزخ باشد.

گرچه در اين مورد نيت و قصد واقعي در عبادت حصول رضاي الهي است، و به وسيله رضاي الهي در آن عبادت، بنده از خداوند ـ جلّ شأنه ـ بهشت يا خلاصي از جهنم را طلب مي‌نمايد، ولي با اين حال،‌ خلوص حاصل مي‌شود. لكن خلوص حقيقي حاصل نمي‌شود، زيرا خلوص حقيقي در مقام عبادت آن است كه بنده هيچ منفعتي كه برگشت آن به خودش باشد ـ ولو منافع اخروي ـ در نيت لحاظ نكند، و حقيقتاً جز رضاي الهي چيز ديگري در نظرش نباشد.

وجه سوم: آن كه در مقام عبادت قصد واقعي او جز رضاي الهي چيز ديگري نباشد، و اين خلوص كامل حقيقي است.

ولكن منافات ندارد كه بنده با اين درجه از خلوص كمال رغبت و اشتياق به نعمت‌هاي الهي در بهشت، و ترس از عذاب الهي در جهنم داشته باشد، به واسطه آن كه خلوص او در مقام عبادت و بندگي است كه در اين مقام جز رضاي الهي هيچ امر ديگري را ملاحظه نمي‌كند.

و اما نعمت‌هاي الهي و همچنين نجات از عذاب او را از جود و عفو او سؤال مي‌نمايد، بدون آن كه هيچ يك از اين ها را در حال عبادت در قصد و نيت خود ملاحظه كرده و به نظر آورد.

چنانچه حال اولياء الله چنين بوده، و شرح حال مناجات آن‌ها و فقرات دعاهاي آنان قوي‌ترين شاهد بر اين مطلب مي‌باشد.

این کارشناس حوزه مهدویت ادامه داد: دومين شرط انتظار؛ صبر و شكيبايي است؛صبر و پايداري مؤمن در انتظار فرج امر مهمي است، و همين است كه موجب برخورداري او از آن همه ثواب و فضيلت‌هاي انتظار مي‌شود، چنانچه در روايتي در«بحار» از حضرت صادق (ع) نقل شده كه فرمودند:

«از دين ائمه داشتن ورع و عفت و صلاح… و انتظار فرج به صبر نمودن است.»

بلكه از اين فرمايش استفاده مي‌شود كه صبر به منزله ركن انتظار است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی در ادامه به اقسام و درجات صبر اشاره کردند:

  1. صبر بر ظلم اعداء

حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی گفت: يعني صبر كردن بر آنچه از دشمنان در دولت باطل و در حال غيبت امام (ع) بر او وارد مي‌شود، و اين فضيلت بسيار دارد كه امام صادق (ع)در حديث عمار فرمود:

«هركدام از شماها در حال انتظار و صبر نمودن بر اين ظلم‌ها بميرد، نزد خدا از بسياري از شهداي بدر و احد افضل است.»

و در حديث ديگري به بعضي از مواليان خود فرمود:

«ألا تعلم أنّ من انتظر أمرنا و صبر علي ما يري من الأذي والخوف، هو غداً في زمرتنا؟»

«آيا نمي‌داني كه هركس انتظار امر ما را داشته باشد، و بر اذيت و آزار و ترسي كه از دشمنان مي‌بيند صبر نمايد، در روز قيامت در زمرة ما خواهد بود.

  1. ۲. صبر بر بلايا و هموم

حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی گفت: يعني بلاها و غصه‌هایی را كه از جهت غيبت امام (ع) به او مي‌رسد تحمل كند، چنانچه در كتاب «كافي» از ابو صلاح كناني روايت كرده كه گفت:

«خدمت امام صادق (ع) بودم پيرمردي وارد شد و عرض كرد: يا اباعبدالله نزد شما از ظلم فرزندانم و اذيت برادرانم به من در اين سن پيري شكايت دارم.

امام (ع) فرمودند: اي فلان! به درستي كه از براي حق دولتي، و از براي باطل نيز دولتي است، و اهل هر يك در دولت ديگري در ذلت و خواري به سر مي‌برند، و كمتر چيزي كه به مؤمن در دولت باطل مي‌رسد، ظلم اولادش و جفاي برادرانش مي‌باشد، و هيچ مؤمني نيست كه به او راحتي و آسودگي در دولت باطل برسد، مگر آن كه در مقابل آن قبل از مردن در بدن او يا در اولادش يا در مالش بلائي خواهد رسيد، تا آن كه خداوند او را از آلودگي‌هائي كه پيدا كرده خالص كند، و بهرة او را در دولت حق كامل گرداند، پس صبركنيد و شاد باشيد.»

  1. ۳. صبر بر طولاني شدن زمان غيبت

حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی گفت: مؤمن نبايد هيچ‌گاه با قلب يا زبانش بر خداوند يا برامام(ع)  اعتراض نمايد، كه چرا غيبت ايشان را طولاني فرموده است؟ يا چرا با وجود اين همه فساد و غلبه آن بر تمامي زمين، ايشان ظاهر نمي‌شود؟

زيرا بعد از آن كه يقين دارد كه تمام امور زميني و آسماني بر وفق اراده و مشيت حضرت احديّت ـ جلّ شأنه ـ مي‌باشد، و بدون آن هيچ امري تحقق پيدا نمي‌كند، به خصوص امر امام(ع) كه او در هيچ امري بدون اذن و رضاي الهي تصرف نمي‌فرمايد، و بعد از آن كه يقين دارد كه مشيت الهي در هر امري كه تعلق گرفت، حتماً خير و صلاح است، بلكه مقرون به حكمت‌هاي بسيار است.

لازمه اين يقين و اعتقاد آنان است كه هرچند غيبت امام (ع) طولاني شود، و فتنه‌ها و بلاهاي زيادي از هر نوع آن‌ها روي دهد، بنده از جهت ظاهري و قلبي تسليم خداوند و راضي به آن باشد، و صبر نمايد. و چون و چرا نكند، و شك در دلش پيدا نشود، و وسوسه به قلب خود راه ندهد، كه اگر چنين كرد از فضيلت و مقام والائي برخوردار مي‌گردد.

روايت شده است كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمودند:

«از براي قائم (ع) غيبتي خواهد بود كه زمان آن طولاني مي‌شود، گويا مي‌بينم كه شيعيان او در حال غيبت او مانند جولان كردن گوسفندان براي پيدا كردن چراگاه جولان مي‌كنند ـ يعني به دنبال مكان آن حضرت هستند و آن را نمي‌يابند.

آگاه باشيد هر يك از آن‌ها بر دينش ثابت بماند بگونه‌اي كه دلش قساوت پيدا نكند  يعني شكي در او به سبب طولاني شدن غيبت آن حضرت عارض نشود پس او در روز قيامت با من و در درجه من خواهد بود.» و روايت ديگري در «بحار» از حضرت زين العابدين (ع) نقل شده كه فرمود:

«هركس بر ولايت ما در زمان غيبت قائم ما (ع) ثابت بماند، خداوند او را اجر هزار شهيد بدر و احد عطا فرمايد.»

پس براي بنده مؤمن لازم است به جهت سالم ماندن از وسوسه‌ها وشك و شبهه‌ها و فتنه‌ها به دعا روي آورده، و از خداوند آن را مسئلت نمايد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید ناصر احمدی در پاسخ به این سؤال که برای مستجاب شدن دعاها و باز شدن گره‌های سخت چگونه به امام زمان متوسل شویم؟ اظهار کرد: از راههای نصرت و یاری امام زمان (عج) طلب مغفرت و آمرزش برای همه اهل ایمان است، در حال حیات باشند یا از دنیا رفته باشند و همین طور توبه کنیم از گناهانی که انجام دادیم و برای فرج امام زمان هم دعا کنیم در این باره روایت است « “عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ یَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَدْ کَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِینَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَى أَرْبَعِینَ وَ مِائَةٍ فَحَدَّثْنَاکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ فَکَشَفْتُمْ قِنَاعَ السَّتْرِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَحَدَّثْتُ بِذَلِکَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ قَدْ کَانَ کَذَلِک‏”.ابو حمزه ثمالی می گوید: امام باقر (ع) خطاب به من بیان فرمود: اولین گزینه ای که خداوند تبارک و تعالی برای استقرار حکومت عدل در سایه اهل بیت در نظر گرفت، سال ۷۰ هجری بود، اما بعد از شهادت امام حسین (ع)، پروردگار بر جهانیان غضب کرده و این امر را تا سال ۱۴۰ به تأخیر انداخت و ما آن را (به صورت محرمانه) به برخی از شما گفتیم، اما شما پرده از آن برداشته و افشایش کردید. به همین دلیل، پروردگار، دیگر زمان مشخصی را برای ظهور عدالت قرار نداد و خداوند آنچه را بخواهد محو کرده و یا استوار می سازد و ام الکتاب (که هیچ تغییری در آن نیست) نزد پروردگار محفوظ است. ابو حمزه می گوید که این داستان را برای امام صادق (ع) نیز بازگو کردم و ایشان نیز آن را تأیید کرد.» از این حدیث فهمیده می‌شود که حکومت امام حسین(ع) همان حکومت امام زمان(عج) است. چون امام عصر این موقع امام حسین بود و مردم آن زمان امام حسین را یاری نکردند یعنی امام زمان خودشان که امام حسین بود را یاری نکردند به همین  دلیل حکومت امام حسین(ع) با حکومت امام زمان شباهت دارد.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به آیه ۱۱ سوره رعد« لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ ؛ براي انسان ماموراني است كه پي در پي، از پيش رو، و از پشت سرش او را از حوادث (غير حتمي) حفظ مي‏كنند، (اما) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتي) را تغيير نمي‏دهد مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند، و هنگامي كه خدا اراده سوئي به قومي (بخاطر اعمالشان) كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد، و جز خدا سرپرستي نخواهند داشت.» گفت: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: شما اگر می‌خواهید شرایط عوض شود و شرایط سخت بر شما آسان شود و مشکلات شما برطرف شود تغییری باید در خودتان بدهید؛ تغییر در اعمال، رفتار خود دهید و از گناهانی که انجام دادید توبه کنید پس مسائلی که در رابطه با امام زمان(عج) مطرح است، فواید توبه و دعا است و این توبه و دعا هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی  است که برای تعجیل فرج امام زمان دعا می‌کنیم اگر دعای مؤمنین و توبه آنها از گناهان، موجب فرج نشود اما امید از این می‌دهد که غیبت امام کاسته شود مثلا دوران غیبت طولانی باشد کم می‌شود.

وی  ادامه داد: هرگاه همه برادران دینى از احیاء و اموات آنها از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، و با این حال دعا كردند، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان خصوصاً دعاى در حقّ غیر فرموده، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید .

پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.

فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت(علیه‌السلام) محسوب مى‌شود. یعنی شما وقتی دعای فرج، دعای عهد، دعای «إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ» ودعاهای دیگری که برای امام زمان وارده شده است را می‌خوانید. این باعث می‌شود ما در زمره اصحاب آن حضرت قرار بگیریم.

استاد حوزه علمیه افزود: فرج و ظهور امام زمان(علیه‌السلام) بر دو قسم است: قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند .

قسم دوّم: فرج‌هایى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند، و آن برطرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این همّ و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است.

پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص، خداوند این نوع هموم را، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید.

حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی ادامه داد: دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آن حضرت(علیه‌السلام) خواهد بود، و بدین وسیله؛ دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را  كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى»واجب و لازم است اداء نموده است .

و به این وسیله؛ مورد رحمت‌هاى مخصوص ایشان مانند، شفاعت و دعا و غیر آنها واقع خواهد شد، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه: « هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ » كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده، محبوب و مستحب و نیز مهم است، و امام(علیه‌السلام) هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران؛ اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص درست است .

پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(ع) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(ع) به دیگران مى‌رسد؛ شامل او نیز شود .

وی ادامه داد: چون وجود مبارك امام(ع) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یُمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مى‌شود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»،«نعیم» در تفسیرنورالثقلین به آن حضرت(ع) و به ولایت ایشان تفسیر شده است  و شكر هر نعمتى علاوه بر آن كه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتفاع از آثار و منافع آن، و وسیله تكمیل آثار نعمت مى‌باشد، چنانچه در این آیه شریفه « لئن شکرتم لازیدنکم » هم به این مطلب اشاره شده است.

امام جماعت مسجد طوس گفت: امام حسن عسكرى(ع) می‌فرمایند:هیچ كس از فتنه‌ها و فسادها و سختى‌ها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(ع) نجات نمى‌یابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.

وی ادامه داد: بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت(ع) را از خداوند متعال طلب نماید، این دعا وسیله‌اى براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت(ع)، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبه‌اى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است؛ خواهد شد، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مى‌شودو نیز این دعا وسیله‌اى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سایر معارف و حكمت‌ها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آن حضرت(ع) به یمن وجود اقدسشان حاصل مى‌شود؛ و خواهد شد، و هم وسیله‌اى براى مرتبه‌اى از اطمینان قلب و رفع خوف از دشمنان و از هر صاحب شرّى، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد.

مواردی که باعث سرعت در فرج امام زمان(عج) می‌‎شود

این کارشناس مسائل دینی به مواری که باعث سرعت در فرج امام زمان(عج) می‌شود اشاره کرد و افزود:علاوه بر توبه و کفاره دادن از گناهانی که انجام دادیم و صدقه دادن برای سلامتی حضرت و پرداخت دیه در صورتی که قتلی صورت گرفته است به دست انسانی باید دیه آن مقتول را بپردازیم و طلب بخشش کنیم.

وی ادامه: زیارت قبور ائمه از راه دور و از راه نزدیک و مخصوصا اقامه عزاء برای امام حسین و امام موسی بن جعفر و فرستان لعن بر قاتلان و دشمنان امام حسین و امام موسی کاظم(علیهم‌الاسلام) باعث سرعت در فرج امام زمان می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی در پاسخ به این سؤال که چه کنیم در زمان غیبت امام زمان(عج) دچار غفلت نشویم؟ گفت:یکی از مسائلی که در زمان غیبت امام زمان(عج)  خیلی مهم است دچار غفلت نشدن است و اظهار کرد: پس ما در همه حال باید برای ظهور امام زمان(عج) آماده باید باشیم و شرکت در اقامه عزای امام حسین و امام موسی کاظم ما را حفظ می‌کند که دچار غفلت نشویم و مطالعه کتاب‌هایی که درباره شخصیت امام زمان(عج) به رشته تحریر در آمده است را جوانان و همه اقشار جامعه باید مطالعه کنند و از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: « مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانِهِ ماتَ میتةً جاهِلیةً؛هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.کافی،ج۱،ص۳۷۱» و کلاس‌هایی که در خصوص مهدویت در امکان مذهبی برگزار می‌شود شرکت کنند و اگر سؤال و شبهاتی برای جوانان  پیش آمد از علما و دفاتر مراجع تقلید سؤال کنند که به انحراف و غفلت کشیده نشوند و ایمانشان ضعیف نشود.

درسی که مسئولین باید از امام زمان(عج) بگیرند

کارشناس احکام دفتر  آیت‌الله العظمی نوری همدانی با تأکید بر اینکه مسئولین و دولتی‌ها باید از وجود امام زمان(عج) درس بگیرند گفت: چون در دولت کریمه آن حضرت حدود و قوانین الهی اجرا می‌شوند آنها هم  حدود و قوانین الهی را اجرا کنند و زیر پا نگذارند  و این را بدانند که امام زمان(عج) بر اعمال و رفتار ما نظاره می‌کند و حجاب در جامعه اسلامی رواج پیدا کند این برهنگی‌ها و بی حجابی‌ها نباید وجود داشته باشد و مسلمین هم واجبات را انجام و از محرمات دوری کنند و در برابر ظلم بایستند و وقتی تمام احکام اسلامی در دولت فعلی( دولت جمهوری اسلامی) مو به مو اجرا شود زمینه ظهور حضرت قطعا آماده می‌شود  و مسئولین با کارهایشان دل امام زمان(عج) را خون نکنند؛ کاری کنیم که امام زمان از ما راضی باشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی در پایان گفت: پروردگارا آرزو می‌کنیم که ظهور آقا ولی عصر را معجّل بفرماید و این جهان تاریک و ظلمانی ما را به نور جمالش روشن بفرماید و از دولت کریمه آن حضرت ما را برخوردار بگرداند و پرچم اسلام را در جهان به اهتزاز در آورد و إن‌شاءالله قلب مادرش فاطمه زهرا(س) خوشحال شود و این دولت جمهوری اسلامی را از بلایاها، گفتاری‌ها، مشکلات حفظ کند و شر دشمنان داخلی ،خارجی را إن‌شاءالله از این سرزمین دور کند و نجات دهد و خداوند تا ظهور امام زمان(عج) مقام معظم رهبری را حفظ کند.




ماه شعبان در بیان مقام معظم رهبری


هدايت پرس: ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتی که در مفاتیح مقرر است: «الّذی کان رسول الله (صلّی الله علیه واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ می داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع می کرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان.


به گزارش هدايت پرس؛  ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتی که در مفاتیح مقرر است: «الّذی کان رسول الله (صلّی الله علیه واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ می داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع می کرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان.


رهبر معظم انقلاب با تاکید بر استفاده از فرصت ها، ماه شعبان را دالان و دهلیز ماه رمضان دانستند. بخشی از بیانات ایشان به شرح زیر است:

ماه شعبان در بیان رهبر انقلاب

«ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتی که در مفاتیح مقرر است: «الّذی کان رسول الله (صلّی الله علیه واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ می داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع می کرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان. در دنباله ی این صلوات هست که: «اللّهم فاعنّا علی الاستنان بسنّته فیه»؛ از خدا می خواهد که ما را هم موفق بدار که همان سنت پیغمبر را در ماه شعبان رعایت کنیم.

این ماه شعبان – حتماً می دانید دیگر – دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است؛ یک تالار عظیم که اگر کسی وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت کرد که از آنچه در آن جا خدای متعال آماده کرده، به خودش بهره یی برساند، بهره ی فراوانی خواهد برد که آن بهره در ماه شوال و ماه های دیگرِ سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است. انواع و اقسام ضیافتهای الهی: رحمت الهی، عزت الهی، توفیق الهی، قرب الهی، استغنای ناشی از تفضل الهی، رزق مادی، رزق معنوی، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفره ی ماه رمضان گذاشته اند. بعضی ها می آیند و به این سفره نگاه نمی کنند و از وسط این سفره و اشیاء آن عبور می کنند و می روند و هیچی هم گیرشان نمی آید؛ بعضی ها یک چیز مختصری برمی دارند؛ یک روزه یی می گیریم ما؛ یک مختصرکی، یک چیزی؛ اما بعضی ها نه، حسابی می نشینند سر این سفره و از رحمت الهی کیسه ی خودشان را پُر می کنند؛ عزت می خواهند، دنیا می خواهند، آخرت می خواهند؛ رفع گرفتاری می خواهند، گشایش در زندگی می خواهند، استغنای طبع می خواهند، صفات و خُلق حسنه می خواهند؛ هرچه می خواهند، برای خودشان و برای دیگران برمی دارند.

برای این که انسان بتواند وقتی وارد این تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گیجی و گولی نشود که سرش را بیندازد پایین و از این در وارد شود و از آن در بیرون برود؛ نگاهی به دوروبر کند و استفاده یی ببرد و برای این که این آمادگی در من و شما پیدا شود، این ماه رجب و شعبان را قرار داده اند؛ رجب یک جور، شعبان یک جور دیگر. رجب، بیشتر ماه نماز است؛ شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است؛ این مناجات شعبانیه را ببینید. من یک وقتی از امام (رضوان الله علیه) پرسیدم در این دعاهای مأثوری که وجود دارد، شما کدام دعا را بیشتر از همه خوشتان می آید و دوست دارید. فرمودند: دعای کمیل و مناجات شعبانیه. اتفاقاً هر دو دعا هم مال ماه شعبان است؛ دعای کمیل که می دانید اصلاً ورود اصلی اش مال شب نیمه ی شعبان است، مناجات شعبانیه هم که از ائمه نقل شده، متعلق به ماه شعبان است. لحن این دو دعا به هم نزدیک است؛ هر دو عاشقانه است. در مناجات شعبانیه: «و ان ادخلتنی النّار اعملت اهلها انّی احبّک»؛ جهنم هم که من را ببری، فریاد می کشم تو را دوست دارم. و در دعای کمیل: «لان ترکتنی ناطقا لاضجّن الیک بین اهلها ضجیج الاملین و لاصرخنّ الیک صراخ المستصرخین و لابکینّ بکاء الفاقدین»؛ اگر به من در جهنم اجازه بدهی و نطق را از من نگیری، فریاد می کشم؛ فریادِ امیدواران، فریادِ دلدادگان و فریادِ دلباختگان را.

باید با اینها مأنوس بشویم و قدری دلمان را نرم کنیم. این دل چیز عجیبی است؛ گاهی اوقات به وسیله یی که انسان را به اوج آسمانها و اوج معنویت می برد، تبدیل می شود؛ گاهی هم بعکس، به سنگ سنگینی تبدیل می شود که بسته شده به پای انسان و انسان را تا اعماق آب، تا اعماق دره فرو می برد؛ غرق می کند؛ پدر انسان را درمی آورد. اگر دل را به پول و به شهوت جنسی و به مقام و به این چیزها دادید، این همان سنگ سنگین است؛ دل دیگر نیست. در آن صورت:

آن دلی که انسان در آن عشق اتومبیل فلان جور دارد، آن دل نیست، گاراژ است! بنگاه معاملاتی است! آن دلی که همه اش در آن میل جنسی موج می زند، دیگر دل نیست، آن عشرتخانه است. شاعر، آن زمان که ضیاع و عقار و زمین و ملک و گاو و خر در زندگی نقش داشته، از اینها نام برده و می گوید دلی که اینها در آن باشد، آن جا طویله است! ده است! دل، نیست؛ دل جای خداست؛ جای نور است.

پروردگارا! این حرفها را اول در خود بنده، بعد در این جمع مؤثر بفرما؛ توفیق تلاش، کار و خدمتِ همراه با ایمان و معنویت به همه ی ما عنایت کن؛ این جوانهای مؤمن، صالح و این عناصر خوب را پیش خودت و پیش امام زمان روسفید کن.»(۱)

پی نوشت: 
۱- سخنرانی در جمع کارکنان وزارت اطلاعات در تاریخ ۱۳۸۳/۷/۱۳




حسین علیه‌السّلام، مالک همه فضائل به قلم آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی


هدايت پرس: آیت‌الله صافی‌گلپایگانی به‌مناسبت میلاد حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) در نوشتاری آورد که هرچه بیشتر در حالات سیّدالشّهدا‌ء(ع) دقیق شویم این رمز بر ما آشکارتر می‌شود که در امر دین بصیرتی خارق‌العاده و بینشی غیبی، راهنمای آن حضرت بوده است.


به گزارش پايگاه تحليلي هدايت پرس؛ متن نوشتار این مرجع تقلید به شرح زیر است:

«گرچه فداکاری بی‌مانند، استقامت، حق‌پرستی، توکل، قدرت اراده، چشم‌پوشی از مظاهر و جلوه‌های فریبنده دنیا و قطع علائق در واقعه جانسوز کربلا به‌قدری از وجود حسین‌(علیه‌السلام) تجلّی کرده، و دل‌ها را مجذوب او نموده که به عظمت‎های دیگر آن حضرت کمتر توجّه می‎شود. مثل اینکه افکار جامعه و عقول بشر کسی را که در راه یاری حقّ، فداکاری و از خودگذشتگی نشان دهد مالک تمام عظمت‌ها و فضایل می‎دانند و هرچه درجه فداکاری، عالی‌تر و خالص‎تر باشد، عظمت شخصیت او در دل‌ها بیشتر می‎شود.

فداکاری بی‌مانند حسین‌(علیه‌السلام) به‌قدری پایه او را بالا برده که در هر میدان مقایسه و مسابقه می‎تواند با همین یک صفت با صاحب هر خُلق کریم مسابقه دهد.

حقیقت هم همین است ظهور آن استقامت و شجاعت و پایداری و مناعت از هیچ‌کس قابل ‌تحقّق نیست مگر آن‌که در نواحی دیگر اخلاق نیز عظیم و برجسته و ممتاز باشد. ایمان و معرفت، یقین، بصیرت، توکل و اعتماد بر خدا، زهد و صبر باید به‌حدِّ اعلا و وفور در شخص وجود داشته باشد تا بتواند مظهر آن آیات عظیمه و عجیبه و خویشتن‌داری و صبر و استقامت گردد.

اگر چه اشاره به فضائل و عظمت‌های چنین شخصیت عظیمی، میسّر نخواهد بود لیک از باب تبرّک و اینکه «هم به قدر تشنگی باید چشید»، اشاره‌ای مختصر به برخی از مکارم اخلاقی آن حضرت می‌نماییم:

شمع بزم عالِمان

هرچه بیشتر در حالات سیّدالشّهدا‌ء(علیه‌السلام) دقیق شویم این رمز بر ما آشکارتر می‌شود که در امر دین بصیرتی خارق‌العاده و بینشی غیبی، راهنمای آن حضرت بوده است.

علم و دانش آن بزرگوار از احتجاجات او با دشمنان اهل‌بیت، به‌خصوص معاویه و مروان، از نامه‏‌هایی که به معاویه مرقوم فرموده، از خطبه‏‌هایی که به مناسبت‌های مختلف انشاء نموده‌اند و از دعای عرفه، و دعاهای دیگری که از آن حضرت در کتاب‌های شیعه و سنّی نقل است، ظاهر و آشکار می‌گردد.

ابن‌کثیر در البدایة و النهایة خود آورده است: حسین‌(علیه‌السلام) و ابن‌زبیر از مدینه به‌سوی مکّه بیرون شدند و در مکّه اقامت گزیدند. حسین‌(علیه‌السلام) مورد توجّه مردم قرار گرفت. آنها به‌سوی او می‏‌آمدند، در اطراف او می‏‌نشستند و سخنش را می‏‌شنیدند و از آنچه از او می‏‌شنیدند سود می‌جُستند و گفته‌هایش را ضبط ‏کرده و می‌نوشتند تا از او روایت کنند.(۱)

علائلی در سموّالمعنی نگاشته است: مردم چنان شیفته معنویّت و عظمت روح حسین‌(علیه‌السلام) بودند و چنان حسین‌(علیه‌السلام) محبوبیّت داشت که از همه‏ کس ‏و ‏همه‏ جا ‏منصرف‏ و‏ منقطع ‏شده ‏و ‏به‌سوی او‏ می‏‌شتافتند. ‏کسی‏ جز حسین‌(علیه‌السلام) نبود که این‌همه مرید و ارادتمند داشته باشد؛ گویی مردم در وجود حسین‌(علیه‌السلام) حقیقت دیگری از عالم ابداع الهی را تماشا می‏‌کردند. چون حسین‌(علیه‌السلام) سخن می‌گفت مثل آن بود که زبان عالم غیب باز شده و آنها را از رموز و اسرار پنهان و حقایق نهان آگاه می‌ساخت و زمانی که خاموش می‏‌شد سکوتش به‌گونه‌ای متفاوت آنها را از حقایق دیگر باخبر می‏‌ساخت؛ زیرا پاره‏‌ای از حقایق را جز با خاموشی عمیق نمی‏‌توان اظهار کرد؛ مثل نقطه و فاصله‌ای که در میان سطرها، کلمه‌ها و جمله‏‌ها می‏‌گذارند و همان نقطه خالیِ از نوشته، مانند نوشته‏‌های کتاب، معنایی می‏‌دهد که جز با آن نقطه با هیچ نوشته‏‌ای آن معنا را نمی‏‌توان بیان کرد.(۲)

کلام فوق نشان از واقعیّتی انکارناپذیر از محبوبیّت علمی حسین‌(علیه‌السلام) در میان مردم دارد. با آن که مردم در فشار حکومت بوده و جاسوسان و کارآگاهان همه‌جا در تعقیب آنها بودند تا کسی با حسین‌(علیه‌السلام) رابطه نداشته باشند، امّا قدرت سرنیزه و زور نظامی چگونه می‌تواند مردم را از خودشان، دلشان و ضمیرشان جدا کند؟ قدرت، هر میزان که باشد نمی‏‌تواند بر شعور بشر مسلّط شود و سرنیزه هر قدر که کاری و نافذ باشد به باطن انسان و معنویّت او نفوذ نمی‏‌کند.

اخباری که از حسین‏‌(علیه‌السلام) نقل شده حاکی از علم و ذوق سرشار، قوّت فطانت، استعداد و قریحه و استحکام منطق اوست. این اخبار بیش از آن است که قابل شمارش باشد. آن حضرت به‌گونه‌ای در مسائل علمیّه با جودت ذهن و حدّت خاطر اظهارنظر می‏‌کرد و فتوا می‏‌داد که موجب تحیّر مردم می‏‌شد، تا حدّی که عبدالله بن عمر در حقّ او گفت: إِنَّهُ یَغُرُّ الْعِلْمَ غَرّاً؛(۳)

همچنان که مرغ، جوجه خود را با منقار خود غذا می‏‌دهد، حسین‌(علیه‌السلام) نیز در بیت نبوّت و ولایت از سرانگشت علوم رسول خدا(صلّی‌الله علیه و آله) غذا خورد، و از سینه معارف اسلام شیر مکید و رشد و نموّ یافت.

از افتادگی تا عزّت

هرچه معرفت، خداشناسی، توحید، علم و حکمت انسان بیشتر شود، تواضع و فروتنی او زیادتر می‏‌گردد. تکبّر بشر ناشی از جهل، نادانی، غفلت و خودپسندی است. در آیات کریمه و احادیث، از تکبّر به‌شدّت مذمّت، و از تواضع، مدح و ستایش شده است.

حسین‌(علیه‌السلام) در نزد مردم بسیار محترم بود. زمانی که او و برادرش، حسن مجتبی(علیهما‌السّلام) پیاده به حجّ می‏‌شتافتند تمام رجال و شیوخ صحابه که همراه آنها بودند به احترامشان از مراکب پایین آمده و پیاده راه می‌پیمودند. احترام حسین‌(علیه‌السلام) در میان مردم نه برای آن بود که او کاخ مجلّل داشت یا مرکَب‌های سواری او گران‌قیمت بودند یا غلامان و سربازانی پیشاپیش یا دنبال مرکَب او می‏‌رفتند یا آن‌که مسجد پیغمبر(صلّی‌الله علیه و آله) را برای او خلوت می‏‌نمودند و راه‌ها را در موقع آمدوشد وی بر مردم می‏‌بستند، نه! برای هیچ‌یک از اینها نبود.

حسین‌(علیه‌السلام) با مردم زندگی می‏‌کرد و جدایی از آنها را نمی‌پذیرفت. زندگی او مالامال از سادگی بود. همه‌ساله پیاده به حجّ می‌‏رفت و با مردم نشست و برخاست، و آمد و شد می‌نمود؛ با فقرا معاشرت می‏‌کرد، در نماز جماعت، حاضر می‏‌شد، به عیادت بیماران می‏‌شتافت، در تشییع جنازه‏‌ها شرکت می‏‌جست و در مسجد جدّش پیغمبر با دوستان و اصحاب می‏‌نشست. او دعوت فقرا را می‏‌پذیرفت و آنها را میهمان می‏‌نمود، خودش برای محتاجان، بینوایان، بیوه‌زنان و یتیمان، نان و غذا می‏‌برد.

روح عبادت

ابن‌عبدالبرّ و ابن‌اثیر از مصعب زبیری روایت کرده‏‌اند که می‌گفت: حسین بافضیلت و متمسّک به دین بود و نماز و روزه و حجّ او بسیار بود.(۴) عبدالله بن زبیر در وصف عبادت او گفت: حسین در شب بیدار و در روز، روزه‌دار بود.

در شبانه‌روز هزار رکعت نماز به‌جا می‏‌آورد، و بیست‌وپنج مرتبه پیاده حجّ گذارد(۵) و این دلیل کمال عبادت و خضوع او به درگاه خداست. روزی از روزها، رکن کعبه را گرفته بود و بدین‌گونه دعا و اظهار بندگی و ذلّت به درگاه خدای عزیز می‏‌کرد و او را مدح و ثنا و ستایش می‏‌نمود:

«إِلَهِی أَنْعَمْتَنِی فَلَمْ تَجِدْنِی شَاکِراً وَابْتَلَیْتَنِی فَلَمْ تَجِدْنِی صَابِراً فَلَا أَنْتَ سَلَبْتَ النِّعْمَةَ بِتَرْکِ ‏الشُّکْرِ، وَلَا أَنْتَ أَدَمْتَ الشِّدَّةَ بِتَرْکِ الصَّبْرِ إِلَهِی مَا یَکُونُ مِنَ الْکَرِیمِ إِلَّا الْکَرَم»؛(۶)

«خدایا! مرا نعمت بخشیدی و شکر مرا نیافتی، به بلا گرفتارم نمودی و صبر مرا دریافت نکردی، با ترک شکرم نعمتت را از من دریغ نورزیدی و با ترک صبرم شدّت بلا را بیشتر ننمودی. پروردگارا! از کریم غیر از کرم نسزد.»

اگر کسی بخواهد حال دعا و پرستش و مسکنت آن امام مجاهد مظلوم را در درگاه خدا بداند کافی است که به دعای معروف عرفه رجوع نماید.

اوج عدالت‌خواهی

خاندان علیّ‏‌(علیه‌السلام) در عدالت و حمایت از مظلوم، همانندی در عالم ندارند. حکایاتی که از عدل علی‌(علیه‌السلام) در کتاب‌های تاریخ نگاشته شده، نشان می‏‌دهد که او دلباخته حقّ و فانی در عدالت بود. او به فرزندانش وصیّت فرمود:

«کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْناً؛ دشمن ستمگر و یار ستمدیده باشید»(۷).

حسین‏‌(علیه‌السلام) فرزند آن پدر و وارث همان صفات می‌باشد. از ستم‌هایی که بنی‌امیّه و عمّال آنها به مردم می‏‌نمودند بیش از هرکس رنج می‏‌کشید و به‌شدّت ناراحت می‏‌شد. قیام او، قیام علیه ظلم، بیداد و ستمگری، و نهضت او نهضت نجات‌بخش ستمدیدگان و مظلومین بود.

یکی از داستان‌هایی که گواه بر شدّت علاقه حسین ‌(علیه‌السّلام) به دفاع از مظلومین و حمایت از بیچارگان بی‏‌پناه می‌باشد، داستان اُرینب دختر اسحاق و همسر عبدالله بن سلام است. یزید که به‌اصطلاح، شاهزاده و ولیعهد معاویه بود و تمام اسباب شهوت‌رانی، ازجمله پول، مقام، زور، کنیزکان ماهرو و زن‌های رقّاصه و خواننده خودفروش در اختیارش بودند؛ با این‌وجود، باز چشم طمع به بانوی شوهرداری دوخت که باید او و پدرش معاویه پاسدار عصمت و عفّت او باشند.

یزید همچون اراذل و شهوت‌پرستانی که در وفور عیش‌ونوش حکومت، تربیت می‏‌شوند ناآرام شد، امّا از آنجا که آن زن، نجیب، پاک‌دامن و عفیفه بود، دسترسی به او از راه فریب و منحرف‌ساختن وی ازطریق پارسایی محال می‏‌نمود؛ معاویه ناپاک، که خود را امیرالمؤمنین می‏‌خواند، برای خواهش نفس و شهوت یزید دست به نیرنگ بسیار عجیب و بی‏‌سابقه‏‌ای زد. او مرد بدبخت را از زن عفیفه و زیبایش جدا نمود و مقدّمات کامیابی یزید از آن زن را فراهم ساخت.

امّا حسین‌(علیه‌السلام) با غیرت و جوانمردی در مقابل این تصمیم زشت و شیطانی معاویه ایستاد، و نقشه او را نقش‌برآب کرد. حسین‌(علیه‌السلام) غیرت و حمیّت هاشمی و علاقه خود به حفظ نوامیس مسلمین را نشان داد و مانع از رسیدن یزید به هوس ناپاک و شریرش گردید. افتراقی را که معاویه با نیرنگ ایجاد کرد، به اتّصال مبدّل نمود، و آن ستم بزرگ را از عبدالله بن سلام و همسرش دفع گردانید. این داستان در تاریخ مفاخر آل علی‌(علیه‌السِلام) و مظالم بنی‌امیّه جاودان باقی‌مانده است.(۸)

مولای نیازمندان

حسین(علیه‌السلام)‏، نماز را به‌جا آورد و بیرون آمد. اعرابی تنگدستی را مشاهده‏ نمود، برگشت و قنبر را صدا زد.

قنبر گفت: لَبَّیْکَ یَااْبنَ رَسُولِ اللهِ.

فرمود: «از پول مخارج ما چقدر مانده است؟».

عرض کرد: دویست درهم که فرمودید در بین اهل‌بیت، قِسمت کنم.

فرمود: «آن را بیاور! کسی آمده که از آنها به آن پول سزاوارتر است». سپس آن پول را گرفت، بیرون آمد و به اعرابی داد.(۹)

روزی آن حضرت برای عیادت و احوالپرسی اسامة بن زید به منزل او رفت. اسامه ناله می‌کرد و از غمناکی خود می‌گفت.

فرمود: «برادر چه غمی داری؟».

عرض کرد: قرضی دارم که شصت هزار درهم است. حسین‌(علیه‌السلام) فرمود: «آن بر عهده من است».

اسامه گفت: می‏‌ترسم بمیرم و قرضم ادا نشده باشد. فرمود: «نمی‏‌میری تا من آن را ادا کنم».

ایشان آن قرض را پیش از مرگ او ادا کرد.(۱۰)»

****

پی‌نوشت‌ها:

۱. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج۸، ص۱۶۲، علایلی، سمو‌المعنی، ص۹۹ – ۱۰۰٫

۲٫ علایلی، سموالمعنی، ص۱۰۰٫

۳٫ علایلی، سمو‌المعنی، ص۱۴۸٫ نظیر این کلمه را یزید در شأن حضرت امام زین‌العابدین‏‌(علیه‌السلام) گفت؛ وقتی به او پیشنهاد کردند که درخواست آن حضرت را بپذیرد، و اجازه دهد به منبر برود، یزید اجازه نداد و گفت: اگر به منبر برود ما را رسوا می‏سازد. به او گفتند: از این نوجوان در چنین حال چه بر خواهد آمد؟. گفت: شما از کار این خاندان بی‏خبرید: هَذَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ قَدْ زُقُّوا الْعِلْمَ زقّاً. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۳۷ – ۱۳۸؛ بحرانی اصفهانی، عوالم‌العلوم، ص۴۳۸؛ محدث قمی، نفس‌المهموم، ص۴۶۵؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق‌الحق، ج۱۲، ص۱۲۸٫

۴٫ ابن‌عبدالبرّ، الإستیعاب، ج۱، ص۳۹۷؛ ابن‌اثیرجزری، اسدالغابة، ج۲، ص۲۰٫

۵٫ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۲۶؛ ابن‌اثیرجزری، اسدالغابة، ج۲، ص۲۰؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرةالخواص، ص۲۱۱؛ ابی‌الفداء، تاریخ، ج۱، ص۱۹۱٫

۶٫ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۹، ص۱۹۷۱۹۸٫

۷٫ نهج‌البلاغه، نامه ۴۷ (ج۳، ص۷۶)؛ فتال نیشابوری، روضة‌الواعظین، ص۱۳۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۵۶٫

۸٫ در بعضی از خصوصیّات این داستان مانند بعضی اعلام اختلافاتی بین مصادر آن دیده می‏شود. آنچه که ما اجمال آن را نقل کردیم موافق است با نقل شبراوی در الاتحاف (ص۲۰۱ – ۲۱۰) و ابن‌قتیبه دینوری در الامامة و السیاسه (ج۱، ص۱۶۶ – ۱۷۳) ر.ک: علایلی، سموالمعنی، ص۱۵۶ – ۱۵۹٫

۹٫ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۱۸۵؛ علایلی، سمو‌المعنی، ص۱۵۱٫

۱۰٫ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۶۵؛ محدث نوری، مستدرک‌الوسائل، ج۱۳، ص۴۳۶؛ علایلی، سموالمعنی، ص۱۵۱ – ۱۵۲٫

انتهای پیام

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی




بایسته‌های ماه دعا؛یادداشتی از آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی به مناسبت حلول ماه شعبان المعظّم


هدایت پرس: آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی در یادداشتی نوشتند: دعا مکتب است، دعا درس و دانشگاه الهی و همگانی است، درس شناخت خدا و پیغمبر و امام است. سزاوار است برنامه‌های دعا برای حضرت صاحب الأمر (علیه السلام) گسترده، فراگیر و همگانی مخصوصاً در این ماه شریف برگزار شود و همه از برکات ماه شعبان و عید نیمه شعبان مستفیض گردند.


به گزارش هدایت پرس، یادداشتی  با عنوان « بایسته های ماه دعا » از آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی، مرجع عالیقدر جهان تشیع به مناسبت حلول ماه شعبان المعظم منتشر شد.

یادداشت معظم له به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم
«قالَ رَبُّکُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَکُم»(۱)
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لاسِيّمَا عَلي وَلِيّکَ الْمُحْيي سُنَّتَکَ القَائِمِ بِأمْرِکَ الدَّاعِي إلَيکَ الدَّليلِ عَلَيکَ. اللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ ارْزُقْنَا لِقَائَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أنْصَارِهِ وَ أعْوَانِهِ

 

با عرض تبريک و تهنيت، حلول ماه مبارک شعبان، ماه نزول برکات، ماه اعياد شريفه، ماه تجلّي انوار الهيه را گرامي مي‌داريم.

 

اين ماه شريف، فرصتي بسيار مناسب و عزيز و شکوهمند براي دعاء و طلب فرج آل محمد عليهم السلام و درخواست تعجيل در ظهور و تحقّق وعده الهي به انبياء عظام و همه ملل و امم، مخصوصاً مستضعفان و مشتاقان روزگار آن عدل جهاني و حکومت توحيدي اسلامي و تعظيم شعائر و احياء امر اهل بيت عليهم السلام و اعلام حيات ولايي و برنامه‌هاي وسيع دعايي است.

 

سزاوار است در سراسر اين ماه، ياد و ذکر فضايل اهل بيت عليهم السلام و معالي مقامات و درجات عاليات ايشان از زبان‌ها نيفتد و مجالس و محافل و سخنراني‌ها همه را به سوي عوالم قرب و کمال معنوي سوق دهند، مخصوصاً در دعا براي تعجيل فرج حضرت بقية‌‌الله مولانا المهدي عليه السلام در تمام اين ماه، همگان؛ به طور فردي و همگاني، در خلوت و جلوت، اصرار و اهتمام ويژه داشته باشند.

 

دعا براي آن حضرت و براي تعجيل در ظهور، دعا براي همه بشريّت، براي همه طوائف و قبايل و اقوياء و ضعفاء، عالم و جاهل و فقير و غنيّ است.

 

ظهور آن حضرت و تعجيل در امر فرج آن يگانه خليفه الهي و خلف يکتاي همه انبياء مرسلين و ائمه طاهرين، نجات همگان از جهالت و ضلالت و گمراهي از ظلم و جور است.
بخش مهمّي از تعليمات اسلام و هدايت‌هاي اولياء دين، توصيه به دعا و نيايش و خواندن خدا و مناجات با خداست تا آنجا که فرمودند: «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ؛ مغز عبادت و پرستش، دعا است.»(۲)

 

آيات قرآن و احاديث و روايات همه با تأکيدات مؤکد توصيه به دعا و خواندن خدا به اسماء الحسني نموده‌اند: «وَ للهِ الأسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها»(۳) دعا به هر کدام از اسماء الحسني آثار خاص و پيام‌هاي بزرگ معرفت‌بخشي دارد.

 

دعا، قلب را روشن و نوراني مي‌نمايد، ظلمت‌ها را از بين مي‌برد، بنده را بالا مي‌برد و سبب عروج او مي‌شود. اين دعا اگر براي حوائج عامه و خير و سعادت همگان باشد، اجرش بيشتر و فضيلتش زيادتر است و اگر براي وليّ امر و حجّت خدا دعا شود، درک اجر و فضلش براي ما قابل تصوّر نيست. دعا براي آن حضرت، دعا براي هر موجودي از جنّ و انس و ملائکه است. فرج آن حضرت، فرج همه انبياء و اولياء و شيفتگان عدالت، علم، آگاهي، بيداري، امنيّت و آسايش است.

 

در اين فرصت، فوائد بزرگ و آثار عظيمه آن به شمار در نمي‌آيد و نمي‌توان از معاني و مطالب و هدايت‌هايي که بعض ادعيه مرويّه براي آن حضرت مشتمل بر آن است سخن گفت.

 

دعا مکتب است، دعا درس و دانشگاه الهي و همگاني است، درس شناخت خدا و پيغمبر و امام است. سزاوار است برنامه‌هاي دعا براي حضرت صاحب الأمر عليه السلام گسترده، فراگير و همگاني مخصوصاً در اين ماه شريف برگزار شود و همه از برکات ماه شعبان و عيد نيمه شعبان مستفيض گردند، به ويژه در شب نيمه ماه مبارک، شب با عظمت و پر خير و برکت ميلاد آن يگانه موعود انبياء و اولياء که از شب‌هاي بسيار با فضيلت و هم‌طراز با شب‌هاي قدر بلکه يکي از ليالي قدر است. اميد است در اثر دعاهاي مؤمنين و اصرار آنها بر دعا براي تعجيل فرج، اسباب فرج آن حضرت فراهم گردد. اللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِيکَ وَ حُجَّتِکَ وَ صَلِّ عَلَيهِ وَ عَلى آبَائِهِ الطَّاهِرينَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أنْصَارِهِ وَ أعْوَانِهِ.

 

خجسته بر همگان ماه  فرّخ شعبان

 

پي‌نوشت‌ها:
۱٫ «پروردگارتان گفته است: مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را اجابت کنم.»/سوره غافر، آيه۶۰٫
۲٫ وسائل الشيعة؛ جلد ‏۷، باب ۲، حديث۸۶۱۵٫
۳٫ «و براى خدا، نام‌هاى نيکي است. خدا را به آنها بخوانيد.»/سوره اعراف، آيه ۱۸۰٫

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی




عظمت مقام پيامبر اكرم(ص) در بیان استاد فاطمی‌نیا

به گزارش  هدایت پرس؛ متن زیر بخشی از سخنان آیت‌الله سید عبدالله فاطمی‌نیا، استاد اخلاق حوزه علمیه است که به مناسبت عید سعید مبعث بازنشر می‌شود :
فیلم/ درمان حسد با راهکار آیت‌الله فاطمی‌نیامقام سید انبیاء از عقول ما خارج است، مقام پیامبر اکرم بالاترين مقام ها ميباشد و خداوند بالاتر از ايشان شخصیتی نیافریده است.
مولایمان امام صادق (ع) می فرماید:
“کانت جبرئیل اذا نزل علی رسول الله استاذن منه و قعد بین یدیه كالعبد”
وقتی که جبرئیل بر پیامبر نازل می شد اجازه می گرفت و مثل بندگان در برابرش می نشست.
امام سجاد (ع) در دعای دوم صحیفه می فرماید:
«و الحمد لله الذی مَنَّ علینا بمحمد نبیه دون الامم الماضیه و القرون السالفه»
حمد مخصوص خدائی است که به وسیله پیامبر اکرم بر امت ما منت نهاده است.
بسيار بايد افتخار کنیم که امت این پيامبريم، همه ي انبياء باعظمت و عزیزند، اما پيامبر اسلام، آقای پیامبران و سید انبیاست.
فاق النّبیّین فی خلق وفی خلق
ولم یدانوه فی علم ولا کرم
پیامبر اکرم خَلقا و خُلقا بر تمام انبیاء 
تفوق و برتري دارد.
منبع کانال استاد فاطمی‌نیا



روایتی از کاهش تیم حفاظت رئیس جدید قوه قضائیه/ تحسین کاهش فاصله میان مردم و مسئولان در نمازهای جمعه

هدایت پرس: امام جماعت مسجد امام حسین (ع) گفت: آیت‌الله رئیسی تاکید کردند که به تیم حفاظت خود گفته ام که باید از تشریفات غیر ضروری حفاظتی بکاهند تا ارتباط او با آحاد مردم و مدیران مختلف کشور، بیشتر شود. من نیز به ایشان (آیت الله رئیسی) عرض کردم که اقدام حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری در کم کردن فاصله میان مردم و مسئولان در نماز جمعه تهران، اقدامی پسندیده است که موجب افزایش اعتماد مردم به مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی می شود.


آیت‌الله سیدرضا حسینی مازندرانی استاد اخلاق حوزه علمیه در گفتگو با پایگاه تحلیلی هدایت‌پرس با اشاره به جایگاه عظیم و بی نظیر حضرت محمد(ص) در میان انبیای الهی، گفت: پیامبر اسلام بنابر تصریح روایات، برترین مخلوقات هستند و شان و رتبه هیچ پیامبری به جایگاه ایشان نمی رسد.

امام جماعت مسجد امام حسین (ع) افزود: پیامبر اسلام الگوی کامل اخلاق هستند و آحاد مسلمانان باید اخلاق نبوی را در زندگی خود جاری کنند و به فکر تعالی اخلاقی خود و دیگران باشند.

این استاد اخلاق حوزه علمیه خاطرنشان کرد: نمازگزاران مساجد و سایر فعالان مسجدی باید بیش از دیگران متخلق به اخلاق الهی باشند زیرا مردم، آنان را نمونه های عینی و برجسته مسلمانی می دانند.

 

تولیت حوزه علمیه امام حسین (ع) شهر ری در ادامه با اشاره به دیدار اخیر خود با آیت الله سید ابراهیم رئیسی، گفت: رئیس جدید قوه قضائیه تاکید کردند که به هر جایی رسیده است به برکت سال های تدریس خارج فقه در حوزه علمیه امام حسین (ع) شهر ری است (شایان ذکر است آیت الله رئیسی حدود ۱۵ سال در این حوزه، خارج فقه تدریس می کردند.)

“‘توصیه به رئیسی برای پیوند بیشتر با مردم””

امام جماعت مسجد امام حسین (ع) خاطرنشان کرد: آیت الله رئیسی تاکید کردند که به تیم حفاظت خود گفته ام که باید از تشریفات غیر ضروری حفاظتی بکاهند تا ارتباط او با آحاد مردم و مدیران مختلف کشور، بیشتر شود. من نیز به ایشان (آیت الله رئیسی) عرض کردم که اقدام حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری در کم کردن فاصله میان مردم و مسئولان در نماز جمعه تهران، اقدامی پسندیده است که موجب افزایش اعتماد مردم به مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی می شود.

آیت‌الله حسینی مازندرانی گفت:إن‌شاءالله همه مسئولان کشور با عمل به فرمایشات مقام معظم رهبری، ساده زیست و مردم دار باشند و با حضور در مساجد، موجب پیوند بیشتر میان مدیران کشور و آحاد مردم شوند.

یادآور می شود، جشن عید مبعث با حضور گروه های مختلف مردم در مسجد و حوزه علمیه امام حسین (ع) شهر ری برگزار شد.

*علیرضا برومند




امام موسی صدر: ۹۹ درصد از کلمات ما غیبت است

هدایت پرس: مشکلی که گریبان‌گیر ما شده، این است که اعتماد از بین رفته است. چرا؟ به سبب غیبت. به سبب اینکه هر یک از ما شمشیری به دست گرفته و بر سر دیگری می‌کوبد.

۹۹ درصد از کلمات ما غیبت استبه گزارش هدایت پرس؛ در کتاب « مسیرة الامام السید موسی الصدر» در رابطه با  غیبت می‌خوانیم:

وقتی خدا تو را از غیبت کردن باز می‌دارد، باز می‌خواهی غیبت کنی؟ بکن، ولی بدان در نتیجة آن، جامعه به گونه‌ای می‌شود که هیچ فرقی در میان افراد آن نیست و هیچ کس نزد دیگری احترام و ارزشی ندارد؛ عیوب همه آشکار است؛ هر کسی پشت سر دیگری غیبت می‌کند. اصلاً فایدة غیبت چیست؟ آیا اینکه در مجالس پشت سر یکدیگر غیبت کنیم، سودی برایمان دارد؟ وضعیت چنان شده که نیمی از وقت مجالس و شب‌نشینی‌هایمان به غیبت کردن پشت سر این و آن می‌گذرد. هیچ کس را هم از قلم نمی‌اندازیم. حاصل این همه غیبت چیست؟ وقتی غیبت مرا می‌کنی، آیا سود کرده‌ای؟ نه، بلکه بر عکس، مرا از دست می‌دهی زیرا من به همان میزان برایت ارزش دارم که تو برایم ارزش قایل هستی. من وقتی قوی هستم که در نظر تو عزیز باشم، اما وقتی با شمشیر و نیزه و تیر، سر و پایم را شکستی و مرا از بین بردی، دیگر با چه نیرویی به تو خدمت کنم؟ و همین‌طور وقتی پشت سر دیگران غیبت می‌کنی، اگر پشت سر تاجری غیبت کردی، او بی‌آبرو می‌شود و در نتیجه، اقتصاد کشورت ضعیف می‌شود.

همین‌طور اگر پشت سر کارگری غیبت کردی، دیگر کسی به او اعتماد نخواهد کرد و کسی او را به کار نخواهد گرفت؛ کسی با او همکار نخواهد شد؛ و به‌تدریج زندگی اجتماعی از هم می‌پاشد و تعطیل می‌شود؛ اتحاد مردم از بین می‌رود و اخلاص می‌میرد. آیا الآن در کشورمان اخلاص هست؟ گمان می‌کنید در بین مردم اخلاصی وجود دارد؟ ما هزاران و میلیون‌ها نفر هستیم که از یکدیگر جدا زندگی می‌کنیم و هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد. این اسمش امت و جامعه نیست، این بلاتشبیه و با رعایت ادب نسبت به حضار و خودم، شبیه زندگی حیواناتی وحشی است که در صحرا زندگی می‌کنند و هیچ یک به دیگری اعتماد ندارند. آیا این یعنی جامعه؟


همة این مشکلات در نتیجه غیبت است. کمی فکر کنید که چرا قرآن غیبت را حرام کرده است: «وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ.» [۱۰]قرآن کریم درباره کسانی که در پی انتشار گناه و فحشا در میان مؤمنان هستند، چنین می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَـهُ فِی الَّذِینَ ءامَنوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا.» [۱۱]بله، عذابی دردآور. آیا ما الآن در عذاب دردناک زندگی نمی‌کنیم؟ آیا کسی به همسایه‌اش، به فروشنده، به مشتری و به دکتر اعتماد می‌کند؟ مشکلی که گریبان‌گیر ما شده، این است که اعتماد از بین رفته است. چرا؟ به سبب غیبت. به سبب اینکه هر یک از ما شمشیری به دست گرفته و بر سر دیگری می‌کوبد. به ۲۴ ساعت من و خود و همسایه‌ات توجه کن… در روز چند کلمه از دهانمان خارج می‌شود؟ اگر هزار تا کلمه بگوییم، پنجاه کلمه‌اش دعا است و نهصد کلمه غیبت. یعنی ۹۹ درصد.
منبع: خبرگزاری میزان
انتهای پیام/



حکایتی از حج گزاری امام کاظم (ع)

۲۵ رجب سالروز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) است. میلیون ها زائر در بزرگداشت شهادت آن حضرت در این ایام خود را به کاظمین در شمال بغداد می رسانند و در شهادت امام هفتم شیعیان جهان عزاداری و سوگواری می کنند. به همین  مناسبت حکایتی از حج گزاری امام کاظم (ع) برای اطلاع خوانندگان منتشر می شود.

ابراهیم بلخی مشهور به شقیق از افراد زاهد زمانه خویش محسوب می شد. وی می گوید: سال ۱۴۹ هجری (که مقارن ایام امامت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام) بود به قصد حج، از سرزمین عراق خارج شدم. هنگامی که به قادسیه که از جمله منازل استراحت حجاج بیت الله الحرام در مسیر عراق به حجاز بود، رسیدم  اطراف را نگریستم. خیمه های حاجیان که مشغول استراحت بودند نظرم را جلب نمود. 
این مردم را که از پیر و جوان و خرد و کلان عازم کعبه بودند از نظر گذراندم. مسلما هر کدام آرزو داشتند که پس از طی مسافتهای طولانی و تحمل مشقت سفر، خداوند آنها را مورد لطف و رحمت خویش قرار داده و آمرزش خود را نصیب شان کند. بنابراین از حال خوشی که داشتم بهره جسته و چند کلمه را به صورت دعا و زیر لب چنین زمزمه کردم: خدایا، همانا این مردم به سوی تو می آیند، پس ایشان را نا امید باز مگردان. 
شقیق ادامه می دهد: در همان هنگام، به دنبال مکانی خلوت و مناسب می گشتم تا هم بهتر بتوانم راز و نیاز کرده و هم استراحت کنم، که ناگاه چشمم به صحنه عجیبی افتاد. خدایا چه می دیدم!شخصی با وقار، صورتی نیکو و زیبا که آثار عبادت و بندگی در سیمای نورانی اش نمایان بود و همچون ستاره ای می درخشید، نظر مرا به خود جلب نمود. او را می دیدم که با لباس و هیئت خاصی، دور از منزلگاه عمومی مردم قرار گرفته است. ناگهان در دلم گمانی در مورد او به وجود آمد. با خود گفتم: احتمالا این شخص از فرقه صوفیه بوده و به رسم معمول خود را مانند سایرین به زحمت نمی اندازد و بنابراین سرباز باقی این مردم است. خوب است نزدیک رفته و سخن در این خصوص با او بگویم. 
شقیق می گوید: بلافاصله که نزدیک وی شدم صورت نورانی اش را به سمت ام نموده و گفت: ای شقیق، از بسیاری گمانها بپرهیزید که همانا بعضی از این گمانها، گناه محسوب می شود و از جستجو در حالات دیگران بپرهیزید. در واقع امام با بیان این آیه از قرآن حدس و سوءظن مرا باطل اعلام کرده و همان وقت مرا ترک نموده و رفت. من با خودم گفتم: این شخص که بود که از راز درونیم آگاهی داده و مرا به اسم صدا زد؟!به خدا قسم او باید از اولیاء الهی باشد. بشتابم تا او را دیده و حلالیت طلبم. 
شقیق ادامه داد: پس از عبور از چندین منزلگاه، موفق به یافتن و زیارت مجدد او نشدم. تا این که در منزلگاه واقصه، وقتی در قسمتی از محل استراحت حاجیان نشسته بودم، آن جوان نورانی و خوش منظر را دیدم که با خضوع و خشوع ویژه مشغول نماز و راز و نیاز با محبوب کریم بوده و اشک از دیدگانش جاری بود. با خود گفتم، اکنون نزد او رفته و خواهش خواهم کرد که مرا بابت سوء ظنم ببخشد. بنابراین همین که نزدیکش شدم با آیه ای از قرآن اینگونه فرمود: و همانا من نسبت به کسی که توبه کرده و ایمان و عمل صالح و هدایت را پیشه کند، هر آینه آمرزنده هستم. و با این بیان خواست که به من بفهماند، از خطایم چشم پوشی کرده است. 
با خود گفتم: او باز از سر درونیم خبر داد. شک ندارم که او ولی به حق خداست. و تا به خود بیایم، از دیدگانم دور شده و من نیز با کاروان حج همراه شدم تا وارد مکه شدیم. 
همه جا فکر او مرا به خود مشغول کرده بود و از همه مهمتر از این که او را کاملا نمی شناختم رنج می بردم. شب و روز می گذشت و من از فراغ و دوری او می سوختم. شبی از شبها که مناسک حج را به پایان رسانده و مشتاقانه در پی او بودم، وی را در جانبی دیدم که مشغول نماز بوده، و پس از آن، با آهنگ خوشی به تلاوت آیات الهی مشغول بود. وقتی به آیات عذاب می رسید به خدا پناه برده و هنگام تلاوت آیات بهشت، از حقتعالی تمنای وصال داشت. اشک پاکش بر صورت منورش جاری بود. همان موقع که عزم شرفیابی به حضورش نمودم، ناگاه مردم را دیدم که مشتاقانه و همچون پروانگانی که دور شمع حلقه بزنند او را در بر گرفتند. اشتیاق حاجیان برای زیارت این جوان نورانی، تماشایی بود. هر کدام حاجت خویش را عرضه داشته پرسشهایی از وی طرح می نمودند. 
من نیز نزدیک این جماعت شده و از یک نفر پرسیدم: این آقا کیست؟ او پاسخ داد: وی ابا ابراهیم و عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است. پرسیدم اباابراهیم کیست؟ گفت: موسی بن جعفر (امام شیعیان و باب الحوائج)است. در این لحظه بود که با خود می اندیشیدم که این فضائل در غیر این خاندان یافت نمی شود. 

منبع:  پایگاه اطلاع رسانی حج




نوروز از دیدگاه اسلامی در بیان مقام معظم رهبری

به گزارش هدایت پرس؛ عید نوروز از اعیاد ملی است که در منابع اسلامی نیز روایاتی درباره آن آمده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر و شرح روایات درباره نوروز و دعای تحویل سال مطالبی بیان فرموده‌اند که به مناسبت فرارسیدن عید نوروز ۹۸ بخش فقه و معارف پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب درباره دیدگاه اسلامی نسبت به نوروز را منتشر می‌کند.


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif الف) نوروز در روایات
* محتوای دینی در همه حوادث زندگی انسان از جمله در عید نوروز وجود دارد
عید نوروز که یک عید علی‌الظاهر غیر دینی است، عید ملی است، جنبه‌ی دینی و یادآوری دینی ندارد؛ اگرچه حالا در بعضی از روایات دارد که «النّیروز من ایّامنا»(۱): از روزهای ماست – حالا نمیدانیم چقدر این روایات اعتبار و استحکام سندی دارد – اما محتوای دینی در همه‌ی حوادث زندگی انسان وجود دارد؛ از جمله در این عید. خوشبختانه مردم ما توجه دارند، دعا می‌خوانند، ذکر می‌گویند، در مشاهد مشرفه شرکت می‌کنند؛ حتّی کسانی که به شهرها و مراکزی میروند که علی‌الظاهر مشاهد مشرفه‌ی معروف هم ندارد، آنجا اگر امامزاده‌ای پیدا شود، ساعت تحویل را حتماً توی امامزاده می‌گذرانند؛ اگر مثلاً فرض کنید عید را به شیراز میروند، ساعت تحویل را در شاه‌چراغ میروند؛ این یک عادت بسیار پسندیده‌ای است در بین مردم ما. هرچه بتوان محتواهای دینی را در همه‌ی حوادث زندگی و پدیده‌های زندگی افزایش داد، این به نفع ماست. ۱۳۸۹/۰۱/۱۷

* عید نوروز، روز اظهار عبودیت است
عید نوروز یک عید شرقی و حامل ارزشهای برجسته و ممتازی است. در واقع عید نوروز یک نماد است؛ نماد نوآوری و طراوت و جوانی و نشاط، همچنین نماد مهربانی و محبت به یکدیگر، سرکشیِ برادران از یکدیگر، محبت خانواده‌های خویشاوند به یکدیگر، محکم کردن روابط دوستی و مهربانی میان دوستان، آشنایان و زدودن کینه‌ها؛ چون بهار مظهر طراوت است، مظهر نشاط است و همه‌ی این معانی در واقع در بهار وجود دارد. و این یک امتیاز است برای ملتهای ما که نوروز را آغاز سال نوِ خودشان قرار دادند، مبدأ تاریخ قرار دادند؛ به خاطر اینکه حامل این معانی برجسته است.
این جشن یک جشن ملی است؛ جزو اعیاد دینی نیست؛ لکن از سوی بزرگان شرع مقدس ما هم، نوروز مورد تأیید قرار گرفته. ما روایات متعددی داریم که در آنها از نوروز تجلیل شده و روز نوروز گرامی داشته شده. این موجب شده است که نوروز وسیله‌ای بشود برای اظهار عبودیت انسانها در مقابل پروردگار و تواضع ما در مقابل پروردگار. در واقع فرصتی است برای اینکه انسان دل خود را با یاد خدا هم طراوت ببخشد. ۱۳۸۹/۰۱/۰۷

* نوروز هر روزی است که در آن اتفاقی بزرگ افتاده باشد
معلّی‌بن‌خنیس خدمت حضرت می‌رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است، حضرت به او می‌فرمایند : «أتدری ما النیروز؟»(۲) آیا می‌دانی نوروز چیست؟
بعضی خیال می‌کنند که حضرت در این روایت، تاریخ بیان کرده است! که در این روز، هبوط آدم اتّفاق افتاد، قضیه‌ی نوح اتّفاق افتاد، ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام اتّفاق افتاد و چه و چه. برداشت من از این روایت، این نیست. من این طور می‌فهمم که حضرت، «روز نو» را معنا می‌کنند. منظور این است: امروز را که مردم، «نوروز» گذاشته‌اند، یعنی روزِ نو! 
روزِ نو یعنی چه؟… روزی که شما در آن بتوانید اتّفاق بزرگی را محقَّق کنید، نوروز است. بعد، خود حضرت مثال می‌زنند و می‌فرمایند: آن روزی که جناب آدم و حوّا، پا بر روی زمین گذاشتند، نوروز بود؛ برای بنی آدم و نوع بشر، روز نویی بود. روزی که حضرت نوح – بعد از توفان عالمگیر – کشتی خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» است؛ روز نویی است و داستان تازه‌ای در زندگی بشر آغاز شده است. روزی که قرآن بر پیغمبر نازل شد، روز نویی برای بشریت است – حقیقت قضیه همین است؛ روزی که قرآن برای بشر نازل می‌شود، مقطعی در تاریخ است که برای انسانها روز نو است – روزی هم که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام به ولایت انتخاب شد، روز نو است… بحث این است که هر روزی که این طور خصوصیاتی در آن اتّفاق بیفتد، روز نو و «نوروز» است؛ چه اوّل فروردین، چه هر روز دیگری از اوقات سال باشد.
۱۳۷۷/۰۱/۰۱

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif ب) شرح دعای تحویل سال
* همت مسلمان دستیابی به بهترین‌ها در همه عرصه‌ها است
در این دعائی که در آغاز هر سال، در هنگام تحویل، همه میخوانیم، این فِقره جالب توجه است که میفرماید: «حوّل حالنا الی احسن الحال».(۳) نمی‌فرماید ما را به روز نیکی، حال نیکی برسان؛ به پروردگار عرض میکند ما را به بهترین حالها، به بهترین روزها، به بهترین وضعیتها برسان. همت والای انسان مسلمان همین است که در همه‌ی عرصه‌ها به بهترین‌ها دست پیدا کند. ۱۳۸۹/۰۱/۰۱

* شروع سال با دعا و یاد خداوند و زیارت ارزش دارد
نوروز برای ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً : توجّه مردم به خدا. اوّلِ تحویلِ سال که می‌شود، مردم دعا می‌خوانند، «یا محوّل الحول والاحوال» می‌گویند، آغاز سال را با یاد خدا شروع می‌کنند، توجّه خود را به خدا زیاد می‌کنند. این، ارزش است. ثانیاً نوروز را بهانه‌ای برای دید و بازدید و رفع کدورتها و کینه‌ها و محبّت به یکدیگر قرار می‌دهند. این همان برادری و عطوفت اسلامی و همان صله‌ی رحم اسلام است؛ بسیار خوب است. ضمناً نوروز را بهانه‌ای برای زیارت اعتاب مقدّسه قرار می‌دهند؛ به مشهد مسافرت می‌کنند – که همیشه یکی از پرجمعیت‌ترین اوقات سال در مشهد مقدّس، اوقات عید نوروز بوده است – این بسیار خوب است. ۱۳۷۷/۰۱/۰۱

* درخواست بهترین حالات مخصوص حال شخصی نیست
در دعای پُرمغز [تحویل سال] از خدای متعال درخواست می‌کنیم که حال ما را به بهترین حالات برگرداند. هرجا که باشیم و هرچه نیکویی در حال ما باشد، نیکوتر از آن هم هست. ما از خداوند متعال در این دعا، درخواست می‌کنیم که حال ما را به بهترین حالات برساند. این درخواست، مخصوص حال شخصی نیست؛ بلکه درباره‌ی کسان خود، ملت خود و در یک دایره‌ی وسیع‌تر، درباره‌ی بشر و انسانیت است. ۱۳۷۷/۰۱/۰۱

* آشتی با خدا و آشتی با مردم دو نشانه تحول حال انسان است
ما در دعای آغاز تحویل، از خدای متعال می‌خواهیم که حالمان را به بهترین حال برگرداند… این‌جا سؤال پیش می‌آید که «نشانه و جهت این کامل شدن چیست و چگونه می‌شود که انسان حالش بهتر می‌گردد و به سمت کاملتر شدنْ پیش می‌رود؟» من، دو عنوان را به عنوان نشانه عرض می‌کنم.
این دو نشانه، عبارت است از سازش و آشتی با خدا و سازش و آشتی با مردم. ما، هر جا هستیم و هر کیفیّت حالی که داریم، باید به سمت اُنس و آشتی کردن با خدای متعال پیش برویم. یعنی گناهان را در رفتار خودمان جستجو کنیم و آنها را کنار بگذاریم…
سپس، آشتی با مردم، صفا با مردم، وفا با مردم، نیک‌رفتاری با مردم و نیکوکاری با مردم را سرلوحه‌ی رفتار خود قرار دهیم. در برابر هر کس که قرار می‌گیریم، مخصوصاً اگر ضعیف باشد، به تصحیح رفتارمان با او بپردازیم و سعی‌مان این باشد که با مردمِ خوب و بندگان خدا، حالت آشتی پیدا کنیم. اگر در این جهت پیش برویم و خودمان را لحظه به لحظه پیراسته‌تر کنیم، آن وقت، تحویل «حال» به «احسن حال» انجام گرفته است. نمی‌گویم که «بهترین» خواهیم شد. اما ان‌شاءاللَّه به سمت «بهترین» حرکت خواهیم کرد. ۱۳۷۳/۰۱/۰۱

* عید نوروز فرصتی برای تحول درونی است
عید سعید نوروز و تحویل سال جدید هجری شمسی و نزدیک شدن به ایام و لیالی مبارکه‌ی ماه رمضان را، به همه‌ی شما برادران و خواهران و آحاد ملت ایران و ایرانیانی که در نقاط دیگر زندگی می‌کنند و همچنین به همه‌ی مسلمین عالم، تبریک عرض می‌کنم.
تحویل هر سال جدید شمسی – که با نوعی تحول در عالم طبیعت مصادف می‌باشد – فرصتی است تا انسان به تحول درونی و اصلاح امور روحی و معنوی و فکری و مادّی خود بپردازد. این دعای شریفی که به ما تعلیم داده‌اند، تا در آغاز سال بخوانیم، درس همین تحول است. در این دعا، از خدای متعال درخواست می‌کنیم که در حال و وضعیت روحی و نفسانی ما، تحول و دگرگونی مبارکی را ایجاد کند. ایجاد تحول کار خداست؛ اما ما موظفیم که برای این تحول در درون و در زندگی خود و در جهان، اقدام و تلاش کنیم و همت بگماریم. ۱۳۶۹/۰۱/۰۱

پانوشت:
۱) بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‌۵۲، ص ۳۰۸.
۲) عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور، ج‌۳، ص ۴۱.
۳) زاد المعاد – مفتاح الجنان، علامه مجلسی، ص ۳۲۸.