درختکاری در اسلام از منظر آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

https://cdn.makarem.ir/multimedia/Images/Marasemat/Derakhtkari94/12941218.jpgبه گزارش هدایت پرس؛جهان مجموعه اى از علّت و معلول است که دست به دست هم می­دهند تا موجود زنده اى پديد آمده و بقا يابد و تا آخرين لحظه زندگى از پرتو هدايت آن قوانين بهره مند گردد.[۱] به عنوان نمونه دانه اى که سر از خاك در می­آورد و به صورت درخت سرسبزى در می­آيد و سرانجام ميوه می­دهد، بايد آب، هوا، زمين و حرارت مناسب و مشخّصى داشته باشد ؛ همچنين تنفّس، تغذيه، توليد مثل و تمام فعّاليّت هاى حياتى آن، مطابق با شرايط و قوانين خاصّى انجام پذيرد و سرانجام مى بايست از انتهاى ريشه ها تا سَرِ شاخه ها، زير نظر يك سلسله قوانين منظّم تكوينى و طبيعى اداره شود تا به كمال برسد.[۲]

در این میان وجود درختان و جنگل های فراوان در جهان هستی ؛[۳] حاکی از عظمت اين مخلوقات است به نحوی است که ما را به سمت خالق و آفريننده آن رهنمون می کند؛ خالقى كه دانه كوچك اين درخت پهناور را در زير خاك قرار داد، و شرايط نمو و رشد آن را فراهم نمود، و آن را رشد داد تا به اين عظمت رسيد.[۴]

تأمل در این پدیده نشان می دهد که باید به درختکاری اهمیت داده شود نه اینکه جنگل‌ها را از بین ببرند، زیرا وجود درختان و جنگل‌ها از مهم‌ترین عوامل رفع آلودگی هوا هستند از همین رو باید به آن اهمیت داده شود.[۵]

لیکن واقعیت آن است که موج قطع درختان و نابودی محیط زیست شدت گرفته است و از آنجا که انسان با تنفس زنده است و نیاز به هوای سالم دارد؛ پس باید با کاشتن درخت به خود و نسل‌های آینده خدمت کنیم.[۶]

اهمیت درخت و درختکاری در اسلام
در اسلام اهمیت زیادی به درختکاری داده شده و حتی کاشتن یک درخت ثواب‌های بسیار زیادی دارد؛[۷] در این بین درختکاری یک سنت حسنه الهی است که در آیه های قرآن کریم و روایت های به جا مانده از اهل بیت(ع) بارها نسبت به مساله حفظ محیط زیست و درختکاری تاکید شده است.[۸]

در قرآن کریم آیات متعددی را می‌توان به این مسئله مرتبط کرد.[۹]به عنوان نمونه خداوند در قرآن کریم [۱۰]به نعمت های الهی از جمله باغ ها اشاره می فرماید،[۱۱] لذا می خوانیم:« وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجه ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها ؛[۱۲] و برای شما از آسمان، آبی فرستاد که با آن، باغهایی زیبا و سرورانگیز رویاندیم؛ شما هرگز قدرت نداشتید درختان آن را برویانید!.»[۱۳]

گفتنی است حديقه باغى است كه هم ديوار دارد و هم آب كافى.«بهجة»به معنى زيبايى رنگ و حسن ظاهر است كه بينندگان را غرق سرور مى كند، هم چنین با تأمل در این فراز قرآنی می توان دریافت،كار انسان تنها بذر افشانى ، کاشت نهال و آبيارى و است، اما كسى كه حيات را در دل اين بذر آفريده، و به نور آفتاب و قطرات حياتبخش باران و ذرات خاك فرمان مى دهد كه اين دانه را برويانيد، تنها خدا است.[۱۴]

و یا در فراز قرانی دیگر می خوانیم: «أَثارُوا الأَرْضَ؛[۱۵]زمين را زير و رو كردند»، که ممکن است اشاره به شخم كردن زمين براى زراعت و درختكارى … باشد؛ چرا كه این فراز قرآنی مفهوم وسيعى دارد كه تمام امور و مسائل از قبیل درختکاری که مقدمه عمران و آبادى است را شامل مى شود.[۱۶]

هم چنین درخت کاری در قران کریم به عنوان یکی از مظاهر بارز «منابع طبيعى»، منشأ اصلى توليد قرار گرفته است که در طبيعت به وديعه گذاشته شده است؛ طبيعتى كه به تصريح آيات قرآن براى انسان آفريده شده،[۱۷] تا به زندگى دنيوى او سر و سامان بدهد.[۱۸]بديهى است اگر آب، خاك، درياها، جنگل ها، معادن و منابع طبيعى ديگر در جهان نبود، انسان بر توليد هيچ يك از نيازمندى هاى خود قدرت نداشت.[۱۹]

افزون بر ذخائر عظيم طبيعى، خداوند با اعطاى نعمت فكر و قدرت علمى، راه تغيير و تحوّل و استفاده هاى مختلف از ا ين منابع را نيز به بشر ارزانى داشت؛ در این زمینه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «… وكذلك أعطي (الإنسان) علم ما فيه صلاح دنياه، كالزراعة والغراس واستخراج الأرضين واقتناء الأغنام والأنعام واستنباط المياه و …؛ اين گونه به انسان ها دانش هايى كه به اصلاح امور دنيايى وى بيانجامد عطا شد از قبيل كشاورزى، درخت كارى، استخراج معادن، دامپرورى، استخراج آب از دلِ زمين و …».[۲۰]

در روایات اسلامی نیز، حسنات بسیاری برای افرادی که حتی یک درخت بکارند آمده است.[۲۱] در روایات آمده که حضرت علی(ع) به واسطه کاشت درختان نخل هزار برده را خریده و آزاد می‌کردند.[۲۲]

آن حضرت در روایت دیگری فرمود هیچ مسلمانی نیست که زراعتی را ایجاد کند و درختی بکارد و از آن پرنده، انسان یا حیوانی استفاده کند مگر این که برای انسان صدقه محسوب می شود، اگر این کار انجام شود و در مقابل مرتب جنگل ها را نابود نکنند مملکت آباد می شود.[۲۳]

و نیز در حدیثی از پیامبراکرم (ص)بیان شده که اگر نزدیک قیامت باشد و در دست کسی نهالی وجود داشته باشد، اگر می‌تواند غرس کند باید غرس کند، این روایت و روایات زیاد دیگر به اهمیت کاشت نهال و محیط زیست در اسلام اشاره دارد و نشان می دهد درختکاری در اسلام امری اصولی و مهم است.[۲۴] و اگر دنیا امروز به فکر اهمیت درختکاری افتاده ولی اسلام هزارو چهارصد سال پیش به آن توجه کرده است.[۲۵]البته نه اینکه درختی بنشانیم و در مقابل آن، جنگل‌های زیادی تخریب شود.[۲۶]

درخت ؛ نماد عظمت و قدرت الهی
انديشه در عظمت قدرت خدا، كه كرات عظيم آسمانى و ميلياردها ستاره در يك كهكشان و صدها ميليون كهكشان آفريده و كرانه هاى ملك عظيم او از جمله بر هيچ كس روشن نيست و آنچه را درباره عظمت جهان مى گوييم مربوط به چيزى است كه در قلمرو علم قاصر ما قرار گرفته و اى بسا تمام اينها همچون برگ درختى باشد كه بر پيكر درخت سر به آسمان كشيده اى در ميان جنگلى قرار دارد.[۲۷]

انديشه در اين امر سبب مى شود كه انسان در برابر چنين قدرتى خاضع گردد، سر بر آستانش نهد دل به او ببندد و زندگى خود را با نام و ياد او نورانى سازد.[۲۸]

لذا بر هر چه بنگريم نشانه عظمت او در آن ديده مى شود و به هر موجودى گوش فرا دهيم با زبان حال، مدح و ثناى حق مى گويد ؛درختان سر به فلک کشیده، برگهاى و شکوفه های درختان ،[۲۹]پرورش ميوه ها..كه هر يك نشانه تازه اى از علم و قدرت و خلاقيّت خداست و هر قدر انسان در آنها بيشتر بينديشد به عظمت و علم او، آشناتر مى شود و با گوش هوش، زمزمه تسبيح و حمد اين موجودات را مى شنود و غلغله آنها را كه در سراسر جهان طنين انداز است احساس مى كند؛ چيزى كه نامحرمان قدرت درك آن را ندارند و تنها براى كسانى كه از جمادى به سوى جان جان رفته اند آشكار است. آرى:[۳۰]

از جمادى سوى جان جان شويد غلغل تسبيح عالم بشنويد

فاش تسبيح جمادات آيدت وسوسه تأويلها بزدايدت [۳۱]

در این بین كار انسان تنها افشاندن بذر و آبيارى و مانند آن است. كسى كه حيات را در دل اين بذر كوچك آفريده، و به آن قدرتى داده كه تبديل به درخت بلند قامت بارور و خرّم و سرسبز گردد كه مشاهده منظره آن در باغ ها انسان را به وجد و سرور مى آورد؛ تنها خدا است.[۳۲]

لذا در قران کریم می خوانیم:«وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَرِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِى ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»؛ و از ميوه هاى درختان خرما و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مى گيريد؛ در اين، نشانه روشنى است براى گروهى كه مى انديشند».[۳۳]،[۳۴]

ميوه هايى كه به صورت غذاى كامل بر شاخسار درختان ظاهر مى شود بى آنكه كمترين نيازى به پختن و يا تغييرات ديگر داشته باشد به مجرد چيدن از درخت قابل استفاده است، و اين نهايت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسانها نشان مى دهد.[۳۵]

بدین ترتیب اگر يك روز بهارى، انسان گام در ميان يكى از اين باغ هاى خرّم و سرسبز بگذارد، و چشم دل را همراه چشم ظاهر باز كند، و آن همه تنوّع و شگفتى ها و زيبائى ها و گل هاى رنگارنگ و برگ ها و ميوه هاى مختلف را ببيند؛ چنان از باده توحيد سرمست و از جام عبوديت سيرآب و مسحور و مفتون مى گردد كه بى اختيار به نغمه توحيد مترنّم شده و به اين حقيقت معترف مى شود كه:[۳۶]

يكى هست و هيچ نيست جز او وحده لا اله الا هو[۳۷]

و در اينجا است كه اين مطلب را باور مى كند كه:[۳۸]

هر گياهى كه از زمين رويد وحده لا شريك له گويد[۳۹]

درختکاری؛ راه دستیابی به هوای پاک
بی شک یکی از عوامل سلامتی هوا وجود درختان و جنگل ها است، زیرا اگر درختان نبودند و عمل اکسیژن سازی صورت نمی گرفت فضای زمین مسموم می شد.[۴۰]

در تبیین این مسأله باید اذعان کرد شاخه هاى سر به فلك كشيده از نور خورشيد بهتر استفاده مى كند. نور آفتاب سبب مى شود كه عمليّات تنفّس درختان و كربن گيرى و آزاد كردن اكسيژن بهتر انجام گردد؛[۴۱]

لذا درختان سر به فلك كشيده از هوا بهتر استفاده مى كنند و جريان تنفّس را شايسته تر انجام مى دهند؛ چه اينكه برگ درختان نيز تنفّس مى كنند و عجيب اينكه بازدهى تنفّس درختان درست بر عكس بازدهى تنفّس انسان است؛ يعنى درختان در جريان تنفّس خود، كربُن هوا را مى گيرند و اكسيژن موجود در درخت را پس مى دهند؛ بر عكس دستگاه تنفّسى انسان كه اكسيژن موجود در هوا را مى گيرد و كربن موجود در بدن انسان را به هوا انتقال مى دهد.[۴۲]

فلسفه اين جريان معكوس آن است كه اگر جريان تنفّس انسان به عكس تنفّس درختان عمل نكند، در مدّت زمانى كوتاه در سراسر كره زمين زندگى براى نوع بشر غير ممكن مى شود؛ زيرا اكسيژن هاى موجود در هوا به تدريج مصرف مى شود و در هوا جز كربن چيزى براى تنفّس نمى ماند و اين امر سبب نابودى انسان مى گردد.[۴۳]

درختان؛ مایۀ آرامش روح و روان


دست یابی به آرامش از جمله مزایای گوناگون درختان در زندگی انسانی است ؛لذا درخت برای تنفس، تغذیه، صنایع و آینده انسان لازم است و از همه اینها گذشته وجود درخت به زندگانی ما زیبایی می‌دهد که با هیچ چیز برابر نیست و مایه آرامش روح ماست.[۴۴]

لذا وقتی در یک سفر از وسط جنگلى عبور مى كنيم، منظره زيباى طبيعى جنگل، درختان خاموش كه اسرار زيادى در دل نهفته دارند، نجوا و همهمه برگهائى كه در معرض وزش نسيمها و طوفانهاى وحشى قرار گرفته اند، حيوانات، و پرندگان و حشرات جنگل كه هر يك داستانى دراز و طولانى دارند، نقش و نگار طبيعى زمين جنگل با آثار و بقاياى قرون و اعصار، هر كدام براى ما كه ميهمانى رهگذر هستيم، به نوعى نشاط بخش و خاطره انگيز است، مخصوصاً در دنياى ماشينى امروز كه از بس صحنه هاى بى روح و ساختگى و غير طبيعى ديده ايم خسته و كسل شده ايم، بازگشت به آغوش طبيعت، طبيعتى كه دست آفرينش، آن را مملو از لطف و زيبايى ساخته، به روح و جان مرده ما زندگى و طراوت مى پاشد، زيرا نقشها، رنگها، خطوط و چهره هايش همه براى روح ما مأنوس و آشناست، نه مانند نقوش و خطوط زندگيهاى ساختگى و بى روح و فاقد لطافت![۴۵]

درختکاری از واجبات زندگی بشریت است
طراوت هميشه مخصوص باغ ها و درختان است و اصولًا حيات و زندگى مجوامع بشری وابسته به درخت است، و بايد هميشه در كنار انسانها خودنمایی کند.[۴۶]

از سوی دیگر درختکاری با توجه به مکانیزم فعالیت گیاه که آلودگی هوا را می گیرد و اکسیژن پس می دهد، از عوامل مهم حفظ پاکیزگی هواست و در اسلام مساله درختکاری به عنوان یکی از محور های حیات مطرح است.[۴۷]

لیکن بشر کنونی از سرمایه انسان‌های گذشته استفاده می‌کند، و باید باید برای استفاده آیندگان فضای سبز را توسعه دهد.[۴۸]

از این رو درختکاری از واجبات زندگی بشریت است و انسان باید برای استمرار حیات خود و موجودات دیگر درخت کاشته و از آن حفظ و حراست کند.[۴۹]

از این رو می گوئیم درخت در زندگی دیروز، امروز و فردای انسان‌ها تاثیر بسیار مهمی دارد، بشر رابطه تنگانگی با درخت، درختکاری، زراعت و زمین کشاورزی دارد و اگر تمام صنایع دنیا را هم جمع بکنید، نمی‌تواند جانشین درختکاری و کشاورزی باشد. در چنین شرایطی باید درختکاری و کشاورزی را صنعتی کنند تا بهره‌گیری از زمین‌ها بیشتر باشد.[۵۰]

تحقق پیشرفت جامعه، در سایۀ حفاظت از جنگل‌ها
تأسف آور است که انگيزه سودجويى و كسب درآمد بيشتر، بشر حريص را به جان طبيعت انداخته است. صداهاى گوش خراش غول هاى آهنين كه به قطع درختان جنگل ها مى پرداختند و كارخانه هايى كه پيوسته چوب ها را قطعه قطعه و تبديل به فرآورده هاى صنعتى مى كنند، از هر سو شنيده مى شود؛ولى انسان مادّى وافزون طلب، گوش و چشم خود را به روى اين حقايق بسته بود. او آسايش امروز را مى طلبيد و از فردا و فرداها غافل بود و آيندگان را فداى مطامع و لذات خود مى نمود.[۵۱]

بی شک آسيب جنگل ها خطرى جدّى در کشور است كه از زیاده خواهی و سودجویی برخی صاحبان زر و زور نشأت می گیرد ؛ درختان و جنگل هایی كه مجارى تنفّسى زمين اند و در توليد اكسيژن و پالايش آلودگى ها و رشد حيوانات نقش اساسى دارند، در نظام اسلامی به ویژه در شمال کشور به شدت مورد بى رحمى قرار گرفته اند.[۵۲]

بی تردید تخريب جنگل ها و مراتع به فرسايش خاك منجر می شود، از اين رو در شرايط كنونى کشور ،تخريب ناشى از بهره بردارى غير اصولى و بى رويه، فرصت تجديد حيات طبيعى جنگل را از بين برده است. [۵۳]

در این میان دولت باید براى حفظ مصالح ملی محدوديت هايى را ايجاد كند مثلًا اگر ببيند با قطع بى رويه درختان جنگلى در مدت كوتاهى جنگل صدمه فراوان مى بيند باید براى بهره بردارى از جنگل مقرّراتی بازدارنده را وضع كند.[۵۴] زیرا حفاظت از جنگل ها وجلوگیری از نابودی آنها بدون شک از عوامل مهم پیشرفت کشور است، چرا که تولید اکسیژن مورد نیاز افراد جامعه و همه موجودات زنده توسط درختان تامین می شود.[۵۵]

قطع هر درخت جنایت است
متأسفانه در این اواخر عده‌ای سودجو بی‌رحمانه به جان درخت‌ها افتاده‌اند و درختان جنگل‌ها را بریده‌اند یا اطراف شهرها برای این ‌که از زمین‌ها برای ساخت و ساز استفاده کنند، درخت‌ها را به بهانه‌های مختلف قطع می‌کنند و این در واقع یک جنایت است.[۵۶] زیرا قطع درختان، زندگی همه موجودات را به خطر می‌اندازد، درختان مانعی بر سر راه سیلاب‌ها هستند، هر جا که درختان را قطع می‌کنند، سیلاب‌ها زندگی انسان‌ها و حیوانات را به خطر می‌اندازد و آبادی‌ها را در هم می‌کوبد.[۵۷] هم چنین تنفس شهر نیازمند فضای سبز است و این اقدام آن‌ها قابل توجیه نیست.[۵۸]

به جای هر درخت قطع شده ده نهال بکارید
بی شک باید کمبود درخت در کشور جبران و درخت‌ها به اندازه کافی کاشته شود.[۵۹]لذا یکی از توصیه های اینجانب به آحاد مردم این است که با نصیحت و سفارش در محیط عمومی جلوی بریدن درختان را بگیرند و هم برای کاشتن درختان جدید کوشش کنند، اگر یک درخت قطع شد ده نهال به جای آن بکارند تا زندگی بشر به خطر نیفتد.[۶۰]

درختکاری؛ تنفسی تازه در فضای کلان‌شهرها

بی شک اگر به کاشت نهال و جلوگیری از قطع درختان و نابودی جنگل ها توجه شود مملکت آباد می شود چرا که درختان برعکس ما انسان ها عمل می کنند یعنی سبب تولید اکسیژن هستند و اگر این درختان و جنگل ها نبودند هوای زمین مسموم می شود و اکسیژن لازم برای تنفس به پایان می رسید.[۶۱]

از این رو لازم است در شهر‌ها به ویژه کلان شهرها، درخت به اندازه کافی کاشته شود زیرا فضای سبز ریه و محل تنفس انسان است.[۶۲]

به عنوان نمونه اکنون قم به استاندارد فضای سبز نرسیده است، اما امیدواریم با همت مردم، شورای اسلامی شهر و مسئولان شهری این مشکل در این استان جبران شده تا بتوانیم به جایگاه مطلوب برسیم.[۶۳]

سخن آخر:(گسترش درختکاری در گرو فرهنگ سازی است)
در خاتمه باید امیدواربود کاشت درخت در همه جا رونق بگیرد[۶۴] در این بین لزوم آموزش فرزندان به حفظ درخت‌ها، و ضرورت درختکاری انکار ناپذیر است زیرا هنگامی که سطح فرهنگ مردم بالا برود همه جا آباد خواهد شد.[۶۵]

هم چنین مردم باید کاشت درختان را به عنوان یک عبادت قرار دهند، باید برای آیندگان خود درخت‌ها را بکاریم تا هم خود ما و هم آن‌ها از این نعمت بهره‌مند شویم.[۶۶]

[۱] آفريدگار جهان ؛ ص۵۰.
[۲] همان.
[۳] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۴.
[۴] داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله) ؛ ص۲۹۷.
[۵]بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛مدرسۀ علیمۀ امام کاظم (ع) ؛۱۸/۱۲/۱۳۹۵.
[۷] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۸] همان.
[۹] همان.
[۱۰] سوره نمل؛آیۀ۶۰.
[۱۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۱۲] سوره نمل؛آیۀ۶۰.
[۱۳] تفسير نمونه ؛ ج ۱۵ ؛ ص۵۱۲
[۱۴] همان ؛ ص۵۱۴.
[۱۵] سوره روم؛آیۀ۹.
[۱۶] تفسير نمونه ؛ ج ۱۶ ؛ ص۳۷۴.
[۱۷] ر. ك: سورۀ ابراهيم؛ آيه ۳۲-۳۴؛ سورۀ ملك؛ آيه ۱۵.
[۱۸] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۲۹.
[۱۹] همان.
[۲۰] توحيد مفضل؛ ص ۴۰، بحارالانوار؛ج ۳؛ ص ۸۳.
[۲۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛مدرسۀ علیمۀ امام کاظم (ع) ؛۱۸/۱۲/۱۳۹۵.
[۲۲] همان.
[۲۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۲۴] همان.
[۲۵] همان.
[۲۶] همان.
[۲۷] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج ۷ ؛ ص۱۵۷.
[۲۸] همان.
[۲۹] همان ؛ ج ۴ ؛ ص۵۲.
[۳۰] همان ؛ ص۱۸۶.
[۳۱] همان.
[۳۲] پيام قرآن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۰۴.
[۳۳] سوره نحل؛ آيه ۶۷.
[۳۴] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله) ؛ ص۱۰۰.
[۳۵] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج ۴ ؛ ص۹۳.
[۳۶] پيام قرآن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۰۴.
[۳۷] همان.
[۳۸] همان.
[۳۹] همان.
[۴۰] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۴۱] مثالهاى زيباى قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۳۳۰.
[۴۲] مثالهاى زيباى قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۳۳۰.
[۴۳] همان.
[۴۴] متن پیام حضرت آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی به جشن رویش؛ رادیو جوان؛۱۷/۱۲/۱۳۹۲.
[۴۵] معاد و جهان پس از مرگ ؛ ص۱۱۲.
[۴۶] پيام قرآن ؛ ج ۶ ؛ ص۱۷۸.
[۴۷] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۴۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛مدرسۀ علیمۀ امام کاظم (ع) ؛۱۸/۱۲/۱۳۹۴.
[۴۹] همان.
[۵۰] متن پیام حضرت آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی به جشن رویش؛ رادیو جوان؛۱۷/۱۲/۱۳۹۲.
[۵۱] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۶۱.
[۵۲] همان؛ص۶۲.
[۵۳] همان.
[۵۴] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۲۵۹.
[۵۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۵۶] متن پیام حضرت آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی به جشن رویش؛ رادیو جوان؛۱۷/۱۲/۱۳۹۲.
[۵۷] همان.
[۵۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛مدرسۀ علیمۀ امام کاظم (ع) ؛۱۸/۱۲/۱۳۹۴.
[۵۹] همان.
[۶۰] متن پیام حضرت آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی به جشن رویش؛ رادیو جوان؛۱۷/۱۲/۱۳۹۲.
[۶۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۴/۱۲/۱۳۹۵.
[۶۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛مدرسۀ علیمۀ امام کاظم (ع) ؛۱۸/۱۲/۱۳۹۴.
[۶۳] همان.
[۶۴] همان.
[۶۵] همان.
[۶۶] همان.

منبع: سایت معظم له